رویکرد برنامه درسی رفتاری

این رویکرد برنامه درسی بر اصول فنی و علمی تکیه دارد و شامل نمونه ها، الگو ها و روش های گام به گام در برنامه ریزی درسی است. غالبا اهداف و مقاصد بر اساس طرحی که بعضی وقت ها آن را سند یا برنامه کار و یا طرح درس می نامند تعیین می شود. پس از آن محتوا و فعالیت ها با اهداف و مقاصد منطبق می گردد و یادگیری با توجه به اهداف و مقاصد ارزیابی می شود.این رویکرد برنامه درسی بیش از دو سوم قرن برای برنامه ریزی تمام موضوعات درسی به کار می رفت و به دلیل دقت عمل و عینیت آن، به عنوان چارچوبی برای ارزیابی سایر رویکردهای برنامه درسی مطرح گردید.

رویکرد برنامه درسی مدیریتی

این رویکرد برنامه درسی نطام مدرسه را به عنوان یک نظام سازمانی مورد بررسی قرار می دهد. برنامه درسی را شامل طرح ها، جداول سازمانی، مکان، منابع، تجهیزات و کارکنان می داند. رویکرد برنامه درسی مدیریتی ریشه در الگو های سازمانی و اداری مدارس اوایل دهه ۱۹۰۰ دارد. در این دوران، مدیران مدارس به سازماندهی و اجرای امور مدرسه توجه بیشتری می کردند تا به محتوا و روش آموزش و موضوعات درسی.

رویکرد برنامه درسی سیستمی

رویکرد برنامه درسی سیستمی تمایل دارد که واحد ها و زیر مجموعه های گوناگون یک نظام را در ارتباط با یکدیگر و در یک ترکیب کلی مورد ملاحظه قرار دهد. این رویکرد برنامه درسی را بعضی اوقات مهندسی برنامه ریزی درسی هم می نامند. رویکرد برنامه درسی سیستمی در برنامه ریزی درسی پیامدی از رواج تئوری های  سیستم ها، تجزیه و تحلیل سیستم ها و مهندسی سیستم ها بود. برنامه ریزان درسی طرفدار این رویکرد برنامه درسی، در مورد  برنامه درسی دیدگاهی کلی و وسیع را در نظر می گیرند و به مسائلی توجه می نمایند که به تمام مدرسه یا نظام اموزشی وابسته است نه به یک موضوع درسی خاص یا یک کلاس خاص.

 

رویکرد برنامه درسی علمی

این رویکرد برنامه درسی به تجزیه و تحلیل و ترکیب موقعیت های اصلی، مفروضات و مفاهیم برنامه ریزی درس می پردازد. بحث در مورد تاریخ برنامه درسی یا مبانی مختلف آن سازماندهی و ساختار برنامه ها از جمله فعالیت های طرفداران این رویکرد برنامه درسی است.

رویکرد برنامه درسی انسان گرا

انسان گرایان معتقدند که رویکردها و گرایش های فنی-علمی ذکر شده در رویکرد های قبلی بسیار خشک و انعطاف ناپذیرند. انها معتقدند تلاش برای علمی و فنی کردن برنامه های درسی، موجب غفلت و نادیده گرفتن ویژگی های اجتماعی و انسانی آمورش و برنامه درسی خواهد شد. جنبه های فرهنگی، هنری و طبیعی موضوعات درسی نادیده گرفته می شود و بالاخره فعالیت های اجتماعی و روانی در محیط کلاس و مدرسه فراموش می شود.

رویکرد برنامه درسی انسان گرا ریشه در فلسفه پیشرفت گرایی و نهضت کودک مدار در تعلیم و تربیت دارد. دو بعد اساسی مورد توجه این رویکرد برنامه درسی الف) توجه به علائق، نیازها و مسائل کودکان (متاثر از روان شناسی کودک) و ب) توجه به نظام ارزش ها، بهداشت روانی  و  آزادی فراگیر در یادگیری (پیامد روان شناسی انسان گرا) است.

این رویکرد برنامه درسی به استفاده از دروس مبتنی بر تجارب روزمره، بازی های گروهی، فعالیت های هنری، بازی، نمایش، گردش های علمی، حل مساله و مشارکت دانش آموزان در جریان آموزشی و پرورش تاکید می کند. در این رویکرد برنامه درسی، نه تنها بعد شناختی بلکه کل کودک مورد توجه قرار میگیرد. هر کودک در برنامه درسی، جایگاهی ویژه داشته و به همراه برنامه ریزان معلمان و والدین در طراحی آموزشی کلاس نقش اساسی دارد.

رویکرد برنامه درسی بازسازی مفهومی

برخلاف رویکرد ها و گرایش های پیشین، بازسازان مفهومی، الگو و طرح خاصی برای تدوین برنامه های درسی ندارند و به جای آن بیشتر مفروضات ایدئولوژیک و اخلاقی را در تعلیم و تربیت مطرح کرده و بر روابط بین مدرسه و نهاد های اقتصادی-سیاسی جامعه تاکید می کنند. به همین دلیل این رویکرد برنامه درسی را بیشتر گرایش سیاسی یا فلسفی برنامه ریزی درسی تلقی می کنند.

هواداران این رویکرد برنامه درسی به دنبال تجدید نظر در مفاهیم آموزش و پرورش، مدرسه، اموزش، خلاقیت و رشد هستند. آنها معتقدند که هدف برنامه درسی باید آگاه سازی انسان و پرورش و شکوفا ساختن استعداد های بالقوه دانش آموزان باشد اما برنامه درسی امروز سعی در پرورش افرادی تابع، وابسته و محافظ وضع موجود دارد. مدرسه به جای پرورش، دانش آموزان را برای ساعاتی حبس می نماید. معلم به جای تربیت، مانند زندانبانی، دانش اموزان را به تابعیت و رعایت قوانین و مقررات خشک و انجام کارهای تکراری و مشابه وا می دارد. نظام تعلیم و تربیت دیگر به عنوان یک نهاد اجتماعی پاسخگوی رسالت های اجتماعی و انسانی خود نیست. از این رو نیازبه بازسازی و تجدید نظر در مفاهیم، اهداف و روش های تعلیم و تربیت بیش از پیش مشخص می شود.طرفداران این رویکرد برنامه درسی به جای اینکه برنامه ریز درسی یا متخصص در تعلیم و تربیت باشند، بیشتر منتقدان تعلیم و تربیت هستند. هیچکدام از آنها عملا مسئولیت برنامه ریزی و اداره برنامه های تربیتی یا حتی نوشتن کتب برنامه ریزی درسی را برعهده نگرفته اند، بلکه بیشتر در مقالات و سخنرانی های خود به نظام های تعلیم و تربیت و کارآموزی خرده گرفته اند.