تدریس در مناطق محروم

برای گوش دادن به این پادکست کلیک کنید

متقاعد سازی

برای گوش دادن به این پادکست کلیک کنید

کلاس های چند پایه

برای گوش دادن به این پادکست کلیک کنید

نکات طرح درس

برای شنیدن پادکست کلیک کنید.

ویژگی های کلاس های چند پایه

برای شنیدن این پادکست کلیک کنید

اصول متقاعد سازی

برای شنیدن این پادکست کلیک کنید

معمولاً برنامه های درسی از عناصری تشکیل شده اند که ترکیب وهماهنگی مناسب آنها در کنار یکدیگر مؤفقیت یک برنامه درسی را تضمین می کند.در اینجا به مواردی اشاره می شود که می توانند بعنوان عناصر کلیدی در هر برنامه درسی مد نظر قرار گیرند.

هدفها

هیچ فعالیتی در آموزش وپرورش انجام نمی شود مگر اینکه هدفمند باشد.«سئوال من باید بکوشم که دانش آموزانم به چه دست یابند؟ظاهراً به نظر می رسد که سؤالی کاملا آسان می باشد.با این حال اغلب موجب بعضی مشکلات می شود.این پرسشی است که به نظر می رسد برخی معلمان هرگز از خودشان نمی پرسند.دانشجو معلمان دانشکده های علوم تربیتی تقریبا آن موقعی که می خواهند به تمرین آموزگاری بپردازند اغلب از خود ویا معلمانشان می پرسند«من چه چیزی را باید تدریس کنم؟»«چه روشهایی باید بکار برم؟»ولی به ندرت می پرسند که «من باید بکوشم تا دانش آموزانم به چه دست یابند؟» درست است که در بعضی جاها در یادداشتهای آمادگی شان معمولاً اظهار کوتاهی در مورد هدف دیده می شود ولی این اغلب برحسب محتوایی که باید یاد گرفته شود یا مهارتی که باید بدست آید بیان می گردد.»( ادری ونیکلس،ترجمۀ داریوش دهقان،1377: 38). «این آرمان ها و هدفهای آموزش و پرورش،معیار هایی هستند برای انتخاب دروس،محتوای آنها،تنظیم روشهای آموزش،تهیه آزمون و وسایل ارزشیابی.در حقیقت، کلیه قسمتهای مختلف برنامه درسی،وسایل رسیدن به مقاصد آموزش وپرورش هستند.از این رو،برای مطالعۀ برنامه های درسی به طور منظم وآگاهانه،ابتدا باید اطمینان حاصل شود که هدفهای آموزش وپرورش تعیین ومشخص شده است».

اهداف کلی

«انتخاب وتدوین اهداف کلی جهت حرکت ومحدوده کار را مشخص می کند؛چه این فعالیت تدریس یک جلسه یا برگزاری یک دوره آموزشی باشد».«به آن دسته از اهداف آموزشی که بصورت عبارتهای کلی بیان می شوند،هدفهای کلی آموزش گفته می شود؛اگرچه این هدفها تصوری کلی به معلم می دهند هنگام تدریس چندان کمکی به او نمی کنند ومعلم نمی تواند آنهارا به طور مستقیم در فعالیتهای آموزشی کلاس به کار بگیرد؛بنابراین هدفهای کلی آموزشی(هدفهای نهایی آموزشی) هدفهایی هستند که بصورتی مبهم بیان می شوند وممکن است رد مقایسه باهدفهای مرحله ای در مدت زمان بیشتری تحقق پذیرند».

اهداف جزئی

به دلیل مبهم بودن اهداف کلی،لازم است آنها به اجزاء کوچکتری تقسیم کرد تا صراحت بیشتری داشته باشند، لذا از افعال رفتاری در بیان اهداف جزئی استفاده می شود تا حالتی روشن،صریح و واضح پیدا کند». «اهداف جزئی از آن نظر مورد استفاده وبهره برداری قرار می گیرند که اهداف کلی به خودی خود وبه دلیل مبهم وکلی بودنشان نمی توانند به راحتی مورد استفاده قرار گیرند؛ بنابراین لازم است اهداف کلی را به اجزاء کوچکتر وخردتری که همان اهداف جزئی هستند تقسیم کرد تا با صراحتی که در آنها مطرح است آموزش را قابل اجرا نماید».

اهداف رفتاری

«در پاره ای از منابع،هدفی را رفتاری معرفی کرده اند که رفتار یا عملی که بروز آن از فراگیر انتظار می رود به صورت فعلی قابل مشاهده واندازه گیری تدوین کرده باشند.بنابراین از این دیدگاه می توان یک هدف جزئی را یک هدف رفتاری نیز نامید؛ولی از دیدگاهی دیگر نمی توان یک هدف جزئی را با هدف رفتاری یکسان تلقی نمود زیرا با وجود قابل مشاهده واندازه گیری بودن رفتار در هدف جزئی،هدفی را که دارای سه جزء اساسی؛ رفتار، شرایط و معیار نیست نمی توان یک هدف رفتاری کامل دانست.در رابطه با سه مفهوم یاد شده،رفتار عبارت است از عمل یا فعالیت ویا توانایی که بروز آن را از فراگیر انتظار داریم.شرایط عبارت است از مؤقعیتی که رفتار مورد نظر در آن بروز می کند ومعیار عبارت است از حداقل میزان قابل قبول بروز رفتار مورد نظر»(احدیان،1380: 8).

راهبردهای یادهی یادگیری

انتخاب راهبردهای یاد دهی- یادگیری مناسب،جزو فرایند برنامه ریزی درسی ،محسوب می شود واتخاذ تصمیم در این مورد باید قبل از تهیه وتولید مواد آموزشی انجام گیرد؛انواع فعالیتهای پیشنهادی برای یادگیری دانش آموزان[تجارب یاگیری]، شیوه انتقال اطلاعات،انتخاب ویا حذف مطالبی خاص،توالی فعالیتها،حجم مطالب ومیزان سازماندهی آنها وغیره کاملاً تحت تأثیر فلسفۀ آموزشی برنامه ریزان درسی و روشهای یاددهی- یادگیری است».

وسایل،رسانه ها ومواد آموزشی

«یکی از محصولات نهایی هر طرح برنامۀ درسی،تولید انواع گوناگون مواد آموزشی است.هرگاه معلم شخصاً تدوین برنامۀ درسی را بر عهده داشته باشد،می تواند به آسانی از انواع مواد آموزشی که در دسترس است،استفاده کند.ولی اگر برنامه درسی،توسط یک سازمان مرکزی[نظیر سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش کشورمان ایران] برای جمع کثیری از دانش آموزان تهیه شود،انواع مختلف مواد آموزشی به صورت «بسته یا کیت » چنان تهیه وعرضه می شود که به سهولت برای توزیع آماده باشد».

محتوای برنامه درسی

« اصطلاح محتوای برنامۀ درسی نه تنها به قسمتها وقطعه های سازمان یافته ای که به گونه ای منظم یک رشته علمی را تشکیل می دهد اطلاق می شود،بلکه شامل وقایع و پدیده هایی که به نحوی با رشته های مختلف علمی ارتباط دارند نیز هست».

ارزشیابی

ارزشیابی یکی از مهمترین مراحل تنظیم برنامه های درسی است.«فرایند ارزشیابی اساساً فرایند تعیین میزان تحقق هدفهای آموزش وپرورش به طور واقعی از طریق برنامه های درسی وآموزش است ،و از آنجایی که هدفهای آموزش وپرورش،در واقع،بیانگر تغییراتی هستند که در رفتارهای انسان به وجود می آیند .به عبارت روشنتر،چون غرض نهایی از تدوین هدف ها، ایجاد تغییرات مطلوب در الگوهای رفتاری دانش آموزان می باشد،بنابراین ارزشیابی نیز عبارت خواهد بود از فرایند میزان تغییرات در رفتارهایی که واقعاً صورت گرفته شود».

ون دن اکر (2003) بر اساس تعریف نسبتاً ساده برنامه درسی توسط واکر (2003) که برنامه‌ریزی را شامل سه عنصر مهم محتوا، هدف و سازمان یادگیری تعریف نموده است، به ارائه چارچوبي تکمیلی در زمینه برنامه درسی پرداخته است. این چارچوب که با مؤلفه‌های مختلف یک برنامه درسی سر و کار دارد، ده پرسش ویژه را درباره برنامه‌ریزی یادگیری دانش‌آموز مطرح می‌نماید و تحت عنوان تار عنکبوت برنامه درسی نامیده می‌شود.

به طور کلی، هسته اصلی یک برنامه درسی به اهداف و محتوای یادگیری مربوط می‌شود. تغییرات در این هسته، معمولاً تغییرات در سایر عناصر طرح یادگیری یا برنامه درسی را در پی خواهد داشت. به هر حال، یک راه روشن برای تجسم رابطه بین عناصر مختلف برنامه درسی اصطلاحاً تار عنکبوت برنامه درسی نامیده می‌شود. در تار عنکبوت برنامه درسی، چیدمان ده عنصر برای نشان دادن ارتباط و تعامل درونی آن و نیز برای تأکید بر آسیب‌پذیری این چیدمان به شکل یک شبکه تار عنکبوتی نمایش داده می‌شود. بنابراین، اگر چه ممکن است که در طول زمان‌های مختلف تأکیدِ طراحی برنامه درسی بر روی مؤلفه‌های خاصی باشد، لیکن، در نهایت برای حفظ انسجام و پیوستگی شبکه، برخی تنظیمات صورت خواهد گرفت. یک مثال برجسته در این زمینه تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطاتدر برنامه درسی، با توجه مقدماتی بر روی تغییر در مؤلفه‌های مواد، منابع و مکان است. به نظر می‌رسد که شبکه تار عنکبوتی استعاره‌ای بسیار مناسب برای اشاره به پیچیدگی تلاش برای بهبود برنامه درسی به شکلی متعادل، سازگار و پایدار است .

در تار عنکبوت برنامه درسی، منطق و چرایی به عنوان یک پیوند مرکزی در ارتباط با تمام مؤلفه‌های دیگر برنامه درسی عمل می‌کند. در حالت آرمانی، این مؤلفه‌ها با یکدیگر نیز ارتباط و پیوند برقرار کرده و موجبات ثبات و انسجام را در طرح فراهم می‌آورند. استعاره تار عنکبوت بر ماهیت آسیب‌پذیر یک برنامه درسی تأکید می‌نماید. هر چند که تار عنکبوت نسبتاً انعطاف‌پذیر است، معذلک، اگر یک رشته و یا زنجیره خاصی از آن نسبت به سایر رشته‌ها به شدت و یا به تعداد دفعات بیشترکشیده شده و تحلیل رود، پاره خواهد شد. به این ترتیب، تار عنکبوت بیان‌گر این عبارت است که قدرت و توان هر تار و زنجیر به اندازه قدرت و توان ضعیف‌ترین حلقه آن است. بنابراین، این موضوع تعجب‌آور نیست که اغلب شناسایی نوآوری پایدار و سازگار در برنامه درسی بسیار دشوار است