اشاره های كلیدی برای معلمان چندپایه

1- به كارگیری راهبردهای تدریس باید همراه با انعطاف پذیری باشد. در برخی مواقع نیاز است برای اثرگذاری بیشتر راهبردهای تدریس با توجه به نوع محتوا و نیازمندی دانش آموزان مورد بازنگری قرار گیرد.

2- فضای یادگیری باید به گونه ای طراحی شود كه پیشرفت مداوم را برای یادگیرندگان زمینه ساز كند.

3- برای سازگار شدن دانش آموزان با مدرسه، لازم است ارتباط نزدیكی بین خانه و مدرسه به وجود آید.

4- در كنار فعالیت های مربوط به ایجاد انگیزه در دانش آموزان شایسته است تلاش گردد مهارت ها و عادت ویژه گوش دادن، سخن گفتن و یادگیری در آنان پرورش یابد. فعالیت های مبتنی بر بازی و فعالیت های مبتنی بر گروه همتایان می تواند راهی برای ایجاد آمادگی بیشتر در دانش آموزان برای حضور در مدرسه باشد.

5- دانش آموزان در كنار فراگیری نوشتن، خواندن و حساب كردن ، باید در انواعی از فعالیت های خلاقانه، فرهنگی و فعالیت های بدنی درگیر شوند. با این همه، نباید فعالیت هایی كه اشاره شد بسیار سخت گیرانه باشد. دانش آموزان باید در انجام فعالیت احساس راحتی كرده و آن ها را با سرعت و توانایی خود را انجام دهند.

6- از دانش آموزان بزرگتر باید درخواست كرد تا به دانش آموزان كم سن و سال یاری كنند. از دانش آموزان بزرگسال ارشد می توان برای تدریس به دانش آموزان پایه های پایین تر استفاده كرد. كودكان پایه های پایین تر می توانند با یاری دانش آموزان پایه های بالاتر به تمرین و فعالیت های بدنی، حفظ كردن اشعار، خواندن متون و ... بپردازند.

7- گروه بندی بر پایه توانمندی را به عنوان یك راهكار در نظر بگیرید. قرار دادن یك دانش آموز قوی، متوسط و دانش آموز ضعیف، فرصت مناسبی برای تدریس دوسویه و انجام تدریس جبرانی فراهم می كند. وقتی دانش آموز ارشد به دانش آموز كم سن و سال تدریس می كند به او یاری می كند كه بهتر بیاموزد، و دانش آموز كم سن و سال به دانش آموز ارشد یاری می كند آموخته هایش را عرضه كند.

8- گاهی فعالیت یكسانی را برای همه دانش آموزان كلاس ارائه دهید. شمار زیادی از فعالیت ها را می توان طراحی كرد كه دانش آموزان پایه های اول تا پنجم در انجام دادن آن ها شركت كنند. برای مثال ، فعالیت های مربوط به تربیت بدنی، فعالیت های مربوط به تعلیمات مدنی، فعالیت های مربوط به خواندن و ... حتی تدریس برخی از مفاهیم ریاضیات برای كل كلاس امكان پذیر است.

 

گروه بندی دانش آموزان در كلاس درس

در كلاس های درس چندپایه، تقسیم دانش آموزان به گروه های كاری، یكی از راهبردهای اثربخش است. انواع گروه بندی دانش آموزان در زیر آمده است:

الف) گروه بندی بر پایه توانایی مشابه

در این نوع گروه بندی، دانش آموزان در قالب گروه های قوی، متوسط و ضعیف سازماندهی می شوند. یكی از مزایای این نوع گروه بندی، ایجاد فرصت برای دانش آموزان به منظور كار با همتایان خود است. این گروه بندی برای موضوعاتی چون، ریاضیات ، زبان (خواندن و نوشتن) و تربیت بدنی مناسب است.

ب) گروه بندی كودكان براساس توانایی های متفاوت

این نوع گروه بندی بر مبنای توانایی های مختلف دانش آموزان شكل می گیرد. گروه بندی كودكان براساس توانایی های مختلف برای انجام «كارهای مشاركتی و انجام واحدهای كار» مناسب است.

پ) گروه بندی سنی

گروه بندی بر پایه ی سن تقویمی دانش آموزان انجام می گیرد. این نوع گروه بندی بر مبنای این فرض شكل گرفته است كه وقتی دانش آموزان با افراد هم سن و سال خودكار می كنند پیشرفت بیشتری به دست می آورند.

ت) گروه بندی كودكان براساس سن های متفاوت

این نوع گروه بندی برای انجام كارهای گروهی، هنری و انجام فعالیت های یادگیری مناسب است.

ث) گروه بندی داوطلبانه

در این نوع گروه بندی،‌ دانش آموزان می توانند هم گروهی های خود را انتخاب كنند. این نوع گروه بندی به دوستان و یا خواهران و برادرانی كه در كلاس های چندپایه حضور دارند امكان همكاری و مشاركت دارند.

خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خود. یعنی اینکه خود را با جزئیات هر چه بیشتر بشناسیم و بر خود آگاه شویم. خودآگاهی اولین مهارت هوش هیجانی و اساس رسیدن به کنترل رفتار است. با رسیدن به خودآگاهی ما به درک شفاف و صحیحی از شخصیت خود، نقاط ضعف، نقاط قوت، افکار، باور‌ها، انگیزه‌ها، هیجانات و سبک ارتباطی خود می‌رسیم. بسیاری از مردم می‌گویند و فکر می‌کنند که خود را می‌شناسند اما زمانی که قدم در راه آگاهی بر خود می‌گذارند متوجه می‌شوند که اصلا خود را نمی‌شناسند و جالب‌تر اینکه هر چه پیش می‌روند بیشتر پی به عدم شناخت از خود می‌برند.
خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خود. یعنی اینکه خود را با جزئیات هر چه بیشتر بشناسیم و بر خود آگاه شویم. خودآگاهی اولین مهارت هوش هیجانی و اساس رسیدن به کنترل رفتار است. با رسیدن به خودآگاهی ما به درک شفاف و صحیحی از شخصیت خود، نقاط ضعف، نقاط قوت، افکار، باور‌ها، انگیزه‌ها، هیجانات و سبک ارتباطی خود می‌رسیم. بسیاری از مردم می‌گویند و فکر می‌کنند که خود را می‌شناسند اما زمانی که قدم در راه آگاهی بر خود می‌گذارند متوجه می‌شوند که اصلا خود را نمی‌شناسند و جالب‌تر اینکه هر چه پیش می‌روند بیشتر پی به عدم شناخت از خود می‌برند.
خودآگاهی چیزی نیست که در چند ماه، یک یا دو سال کسب شود. خودآگاهی پروسه‌ای است که تا آخر عمر ادامه دارد و فقط هر روز بیشتر از دیروز می‌شود. دلیل این امر، عظمت و پیچیدگی شخصیت انسانی ما است. گاهی فهمیدن برخی از مسائل درباره خود در زمانی خاص ممکن است زود باشد و چند سال زمان برای آماده شدن ما برای مواجهه با خود لازم باشد. گاهی ماه‌ها و سال‌ها در فرار از برخی از واقعیت‌های درون خود به‌سر می‌بریم و پس از مدت‌ها ناگهان آن را می‌بینیم. خودآگاهی به ما کمک می‌کند که تاثیر هیجانات خود را بر افکار، گفتار و رفتارمان تشخیص دهیم و بفهمیم که چه هیجاناتی باعث به‌وجود آمدن چه شرایطی در زندگی ما شده‌اند. همچنین به ما توانایی ابراز صحیح هیجانات خود را می‌دهد. اغلب افراد در بیان احساسات خود مشکل دارند و نمی‌توانند احساسات خود را به شکل مناسبی ابراز کنند. آنها یا احساسات خود را پنهان می‌کنند یا واکنش هیجانی بر اساس احساسات خود نشان می‌دهند. مهارت خودآگاهی این توانایی را به افراد می‌دهد که بتوانند در لحظه، احساسات اصلی و دقیق خود را بیان کرده و به مناسب‌ترین شکل ممکن آنها را ابراز و با آن برخورد کنند.
خودآگاهی افراد را به لحظه حال می‌آورد زیرا شناخت خود به هوشیاری نیاز دارد و برای هوشیار بودن باید به زمان حال بیاییم. آنچه تمام مکاتب عرفانی در ابتدای امر به آن تکیه می‌کنند در حقیقت خودآگاهی است. خودآگاهی پایه و اساس تقویت هوش معنوی است. می‌توان گفت که برای تقویت هوش معنوی ابتدا باید هوش هیجانی افراد تقویت شود. از جنبه‌ای دیگر، خودآگاهی یعنی کسب اطلاعات بی‌شمار از خود از طریق حواس پنج‌گانه. افرادی که مهارت خودآگاهی را کسب می‌کنند به علائم جسمی خود آگاه می‌شوند. آنها بسیاری از اطلاعات درباره خود را از طریق علائم جسمی خود کسب می‌کنند. آنها از مسائلی که در طول روز از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌کنند اطلاعات کسب می‌کنند و از این اطلاعات برای شناخت بیشتر خود استفاده می‌کنند. خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خود. چه کسانی به مهارت خودآگاهی نیاز دارند؟ همه مردم به این مهارت نیاز دارند و اهمیت این مهارت به حدی است که پایه رشد و تحول فردی و حرفه‌ای افراد را شکل می‌دهد. مزایای رسیدن به خودآگاهی چیست؟ کسب مهارت خودآگاهی مزایای زیادی برای افراد دارد، از جمله مزایای آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. افزایش توانایی مدیریت هیجانات. اولین دستاورد تقویت مهارت خودآگاهی شناخت و مدیریت هیجانات اعم از خشم، غم، استرس و... است.
۲. افزایش توانایی شناخت هیجانات در لحظه. کسب مهارت خودآگاهی به شما کمک می‌کند که از سردرگمی یا دست و پنجه نرم کردن با هیجاناتی که آنها را نمی‌شناسید، نجات پیدا کنید. به شما کمک می‌کند که در لحظه بفهمید دقیقا چه حال و چه هیجاناتی دارید، این هیجان از کجا می‌آید و چه تاثیری بر زندگی شما دارد.
۳. داشتن ارزیابی صحیح از خود. مهارت خودآگاهی به شما کمک می‌کند که نقاط قوت، نقاط ضعف و خود واقعی تان را بشناسید و خطا‌های شناختی شما را از خود کاهش می‌دهد.
۴. شناخت سبک‌های ارتباطی. شناخت سبک‌های ارتباطی‌تان به شما اطلاعات مفید و موثری از روابط‌تان می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا بتوانید با دیگران بهتر ارتباط برقرار کنید.
۵. افزایش اعتماد به نفس. کسب مهارت خودآگاهی، اعتماد به نفس سالم را در شما تقویت می‌کند.
۶. ترمیم عزت نفس. در پروسه تقویت مهارت خودآگاهی، عزت نفس شما نیز ترمیم می‌شود.
۷. افزایش قاطعیت. قاطعیت یکی دیگر از مهمترین دستاورد‌های کسب مهارت خودآگاهی است.
۸. مدیریت خشم. زمانی که بر هیجانات خود آگاه می‌شوید، مدیریت خشم برایتان آسان‌تر می‌شود.
۹. مدیریت استرس. خودآگاهی به شما کمک می‌کند که منابع و عوامل استرس را در خود شناسایی کرده و آنها را مدیریت کنید.
۱۰. افزایش توانایی کنترل رفتار. اساس و پایه کنترل رفتار، تقویت خودآگاهی است. شما تا زمانی که جزئیات رفتاری خود را نمی‌دانید، قادر به مهار رفتار‌های خود نخواهید بود، مگر اینکه این کار را با خودخوری و سرکوب انجام دهید.
۱۱. یافتن معنای جدید برای زندگی. کسب مهارت خودآگاهی باعث می‌شود که معنا و روش‌های جدیدی را در زندگی پیدا کنید.
۱۲. افزایش سلامتی. آگاهی بر خود، مدیریت هیجانات، کنترل رفتار‌های مخرب و تغییر سبک زندگی باعث افزایش سطح سلامتی در شما می‌شود.
۱۳. تغییر و تعدیل ترشح هورمون‌ها.
۱۴. افزایش روحیه شادی و نشاط.
۱۵. هدفمندی در زندگی و...