نقش آموزش و پرورش در جامعه پذیری و نوسازی جامعه /اندیشه

اهمیت آموزش و پرورش در دنیای امروز به حدیست که بسیاری از جامعه شناسان آنرا مهمترین نهاد در ساخت یک جامعه موفق می دانند

متاسفانه تغییرات سریع و گاه تصمیمات سیاسی همواره سایه سنگین خود را بر روی این نهاد می اندازند. در حالی که تغییرات در این نهاد باید بسیار فکر شده و محاسبه شده باشند چرا که جامعه پذیری گرچه از خانواده شروع میشود اما در مدرسه است که قوام و جهت می یابد

جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها ، هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به مفهوم دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب می‌کند. مجموعه این ارزشها ، هنجارها ، نگرشها ، دانشها ، مهارتها ، فرد را قادر می‌سازد که با گروهها و افراد جامعه ، روابط و کنشهای متقابل داشته باشد. فراگرد اجتماعی شدن ، امری مستمر و به اعتباری مادام العمر است.

آموزش قواعد و نظم با جامعه پذیری

یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی ، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده ، معمولا از انگیزه‌های ناگهانی یا محرک آنی ناشی می‌شود. چنین رفتاری ، نتایج و خشنودیهای آتی را در مقابل لذات و رضایتمندی‌های آنی و گذرا ، نادیده می‌گیرد. برعکس ، رفتار مبتنی بر نظم و انظباط ، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی ، خشنودیهای آنی و گذرا را به تعویق انداخته ، آنها را تعدیل و تحدید می‌کند.

آموزش مهارتها توسط جامعه پذیری

هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارتها است (Skills). فقط با اکتساب و یادگیری مهارتهاست که افراد می‌توانند ، در جامعه ، منشأ اثر واقع شوند. در جامعه‌های سنتی ، امور زندگی ، از طریق تقلید و تکرار آموخته می‌شد. در جوامع امروز ، یادگیری مهارتهای انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارتهای دشوار دیگر ، از راه آموزش و پرورش رسمی ، مهمترین وظیفه اجتماعی کردن است.

ایجاد امید و آرزو در افراد

هر جامعه ارزشها و الگوهای مخصوص خودش را دارد فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی ، تحت نظم و انظباط در می‌آورد، به او امید و آرزو می‌دهد. به عنوان مثال در جوامع غربی که ثروتمند شدن یک ارزش است سعی می شود ارزش موفقیت اقتصادی از کودکی به افراد به عنوان یک هدف کلی آموزش داده شود.

نیل به آرزوها و یا منع از رسیدن به اهداف

فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواستها ، آرزوها ، امیدها و سوداهای فردی یا ممانعت از دستیابی بدانها برای فرد هویت (Identity) می‌آفریند.

نقش اجتماعی جامعه پذیری

فراگرد جامعه پذیری ، نقشهای اجتماعی (Social Roles) و نگرشها ، انتظارات و گرایشهای مربوط به آن نقشها را به فرد می‌آموزد. نقش‌های اجتماعی ، آمال و آرزوها ، هویتها و قواعد و نظامات رفتاری ، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند، مثلا معلمی یک آرزوی معنوی و شغلی است، قواعد و هنجارهای ویژه‌ای دارد، نوعی هویت شخصی است، بالاخره ، یک نقش اجتماعی است. بنابر سنتهای جامعه ، معلم از احترام و مسئولیت معنوی خاصی برخوردار است.

انواع کارکردهای آموزش و پرورش

نهاد آموزش و پرورش چه کارکردهایی برای جامعه ، فرد در جامعه ، یا هر دو ، انجام می‌دهد و رابطه آن با سایر نهادها چیست؟ در اغلب جوامع امروز ، نهادهای آموزش و پرورش ، ابزارهای مهم تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی به شمار می‌روند. و انتظار می‌رود که موجبات رشد و توسعه اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی جامعه را فراهم سازد. پاسخ گویی به این انتظارات ، دامنه گسترده‌ای از کارکردها را برای آموزش و پرورش بوجود می‌آورد.

انتقال فرهنگ توسط آموزش و پرورش

فرهنگ (Culture) ، شاخص نحوه و روش زندگی است که هر جامعه‌ای برای رفع نیازهای اساسی خود از حیث دوام و بقا و انتظام امور اجتماعی اختیار می‌کند. به بیان دیگر فرهنگ به ابزارها و رسوم و معتقدات و علوم و هنرها و سازمانهای اجتماعی دلالت می‌کند، یا آنچه جامعه می‌آفریند و به انسانها وا‌می‌گذارد، فرهنگ نام دارد. در نتیجه ، برای تولید دوباره فرهنگ یا باز آفرینی فرهنگی ، آموزش و پرورش رسمی ضرورت پیدا می‌کند.

نقش آموزش و پرورش در جامعه پذیری افراد

انتقال ارزشها ، گرایشها ، هنجارها و آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی ، به منظور اجتماعی کردن نسلهای جدید جامعه صورت می‌گیرد. اساس جامعه پذیری براین واقعیت استوار است که انسان به صورت شخص زاده نمی‌شود، بلکه از طریق پرورش و آموزش اجتماعی به یک شخص تبدیل می‌شود.

گزینش و تخصیص (Selection And Allocation) بوسیله آموزش و پرورش

هر جامعه‌ای نیاز به نیروی کار ماهر و متخصص دارد. تربیت حرفه‌ای و تخصصی افراد جامعه ، یعنی ، آماده کردن آنان برای جذب در نیروی کار. بدین ترتیب آموزش و پرورش نقش مهمی در گزینش و تخصیص افراد به مقامات و مشاغل اجتماعی ایفا می‌کند. نحوه عملکرد افراد در مدارس ، طول مدت تحصیل و رشته تحصیلی ، در تعیین شغل ، درآمد و منزلت اجتماعی آینده آنان ، تاثیر بسزایی دارند. از اینرو آموزش و پرورش رسمی ، سهم مهمی در تسهیل تحرک اجتماعی افراد بر عهده دارد.

نظارت اجتماعی (Social Contro ) توسط آموزش و پرورش

آموزش و پرورش با ابقای ارزشهای وفاداری به نهادهای جامعه ، به عنوان ساخت و کار کنترل اجتماعی عمل می‌کند. چون خودمداری فردی به منزله تهددیدی برای نظم اجتماعی به شمار می‌رود، از این رو ، آموزش و پرورش رسمی می‌تواند از طریق تربیت و آموزش اخلاقی ، این تهدید را کاهش دهد. فرض بر این است که افراد با جذب و درونی کردن ارزشهای جامعه به کنترل خود پرداخته و حامی نظم اجتماعی می‌شوند.

یگانگی اجتماعی وآموزش و پرورش

آموزش و پرورش رسمی ، وسیله مهمی برای تبدیل یک جامعه نامتجانس به جامعه‌ای یگانه و یکپارچه ، از طریق توسعه و تقویت فرهنگ و هویت مشترک است. از اینرو ظهور دولتهای ملی با ایجاد نظامهای آموزش و پرورش همگانی مقارن بوده است. نهادهای آموزشی ، مخصوصاً در کشورهایی که مهاجرپذیر بوده‌اند، وظایف و مسئولیتهای خطیری در ایجاد یگانگی بر عهده دارند.

نوآوری با آموزش و پرورش

آموزش و پرورش می‌تواند منشأ تغییرات اجتماعی نیز باشد. هر جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی است. در اغلب جوامع ، تغییر با پیشرفت مرتبط تلقی شده از آموزش و پرورش انتظار می‌رود که جامعه را در نیل به پیشرفت یاری رساند. گسترش آموزش و پرورش و اهمیت یافتن دانش فنی و تخصصی در دوره‌های بازسازی و توسعه جامعه ، می‌تواند به پیدایی نخبگان جدید ، و در نتیجه ، به تحول در سلسله مراتب قدرت و منزلت منجر شود.

کارکرد سرمایه گذاری آموزش و پرورش

آموزش و پرورش کلیدی است که در را به سوی نوسازی جامعه (Modernilation) می‌گشاید. در نیم قرن گذشته پدیده مهم و فراگیر آموزش و پرورش از دیدگاههای علمی و تخصصی گوناگونی در دانشگاهها مورد مطالعه قرار گرفته است. ولی یک تحول مهم در علم اقتصاد که ارتباط ویژه‌ای با جامعه شناسی و آموزش و پرورش دارد. این تحول ، معمولاً ، تحت عنوان رویکرد سرمایه انسانی (Human Capital) یا سرمایه گذاری انسانی (Human Investment) به آموزش و پرورش ، شهرت یافته است. این رویکرد ، آموزش و پرورش را اساساً به منزله نوعی سرمایه گذاری از سوی جامعه و فرد تلقی می‌کند.

انواع روش های تدریس ابتدایی

مقطع ابتدایی به دلیل آن­که دروازه­‌ی ورود هر انسان به فضای آموزش و تحصیل است، مهم ­ترین مقطع تحصیلی به شمار می­ رود روش های روش های تدریس ابتدایی نیز از این نظر بسیار حائز اهمیت است زیرا نحوه­ ی مواجه ی دانش ­آموزان را با امر تحصیل و فضای آموزشی رقم می­زند.

روش­ های تدریس ابتدایی طی دهه­ های گذشته تغییراتی چشم­گیر و تحول­ ساز داشته است و دیگر یک فرایند یک­ سویه (از معلم به دانش آموز) نیست که در آن آموزگار متکلم وحده و دانش­ آموز تنها مستمع باشد، بلکه دانش ­آموزان باید خود در این پروسه­ ی یادگیری درگیر شوند.

برای ایجاد این تعامل روش­های متعددی وجود دارد که شاید از میان آن­ها عناوین گوناگونی چون روش تدریس فعال، روش تدریس اکتشافی، نمایشی، کاوشگری، مشارکتی، حل مسئله، دیداری- شنیداری و به گوش خورده باشد.

روش تدریس نمایشی

تفکر انتزاعی در سنین ابتدایی هنوز به کمال خود نرسیده است. غالب دانش ­آموزان در این سنین قادر نیستند تنها با خواندن یا شنیدن مطالب، مفهوم آن ­را به­ تمامی درک کنند.

دیدن مراحل ایجاد یک پدیده، نقش بسزایی در یادگیری دانش ­آموزان خصوصا در مقطع ابتدایی دارد؛ به همین دلیل روش تدریس نمایشی در ابتدایی یکی از رایج­ ترین روش­هاست که البته کتب درسی نیز تا حد زیادی بر مبنای آن­ طراحی شده است.

چنان­که آموزگاران گرامی ملاحظه کرده ­اند، کتب درسی حاوی تصاویری است که اصلی­ ترین مباحث و مطالب را به صورت دیداری انتقال می­دهد. البته اتکا به همین روش کافی نیست و باید از انواع تصاویر (عکس، فیلم، ماکت اشیاء و ) برای به نمایش درآوردن مطالب استفاده کرد.

روش تدریس اکتشافی

در روش تدریس اکتشافی در ابتدایی که یکی از جذاب ­ترین انواع روش های تدریس ابتدایی است، دانش ­آموز باید خود به کشف پاسخ مسائل بپردازد؛ البته او راهنمایی­ هایی از سوی آموزگار خود دریافت می­کند که میزان آن­ها بستگی به دشواری مسئله و مهارت و توانایی دانش ­آموز دارد.

پروسه­‌ی کشف، مبتنی بر تدریسی است که در کلاس انجام می­شود و سپس دانش­ آموز، مأمور اکتشاف برخی موارد و مسائل می­گردد که آموزش را عمیق و تکمیل می­کند.

آموزگار بنابر شناختی که از دانش­ آموز دارد و تشخیصی که بر مبنای دشواری درس و دیگر موارد مرتبط می­دهد، می­تواند راه اکتشاف را در اختیار دانش­ آموز قرار دهد و تنها پاسخ را از او بخواهد؛ می­تواند فقط برخی اصول برای کشف پاسخ را به دانش­ آموز انتقال دهد؛ یا می­تواند هیچ­ یک از این موارد را نگوید.

روش تدریس فعال در ابتدایی

به­ طورکلی، روش تدریس فعال در ابتدایی برای رشد تفکر انتقادی است که به یادگیری مؤثر، عمیق و ماندگار می­ انجامد. در روش تدریس فعال، بخشی مهم از بار تدریس و یادگیری بر دوش دانش­ آموز می­افتد و او با همراه شدن با آموزگار در مسیر تدریس، گام به گام مطالب را دریافت، تجزیه و تحلیل و بعضا نقد می­کند.

در روش تدریس فعال، دانش ­آموز در کنار یادگیری مطلب خاص درسی، قدرت بیان و استدلال خود را نیز رشد می­دهد.

از سوی دیگر فعال بودن و کمک او به آموزگار، در کنار لذت­ بخش کردن پروسه­ ی یادگیری، اعتمادبه ­نفس و مسئولیت­ پذیری او را بالا می­برد. در این فرایند، دانش ­آموز علاوه بر دریافت مطالب با حواس شنیداری و دیداری، از عقل خود نیز بهره می­گیرد.

ارتباط و تعاملی که میان آموزگار با شاگردان و خود شاگردان با یکدیگر برقرار می­شود، کلاس درس را تبدیل به محیطی پویا و پر انرژی می­کند که یادگیری فعال در آن اتفاق می­افتد.

در انواع روش های تدریس ابتدایی فعال، به ره­گیری از قوه تعقل و تحلیل، هم کمک می­شود و هم دانش ­آموزان توانایی حل مسائل را در خود تقویت کنند و هم خلاقیت آنان به نحوی چشم­گیر، افزایش می­‌یابد.

روش تدریس کاوشگری

یکی از کارآمدترین انواع روش ­های تدریس ابتدایی به­ ویژه در زمینه­­‌ی علوم تجربی، کاوشگری است. نخستین پایه ­گذار روش کاوشگری در آموزش، ریچارد ساچمن بود.

این روش مبتنی بر استقلال دانش­ آموز است؛ البته در مراحل آن، امکان نظارت، هدایت و کنترل از سوی آموزگار فراهم می­شود. در این روش، دانش ­آموز تشویق می­شود که با کمک حواس خود و ابزارهای موجود، مواد و اشیا را مشاهده کند و وضعیت­های گوناگون را بیازماید، سپس مشاهدات خود را ثبت و از آن­ها نتیجه ­گیری کند.

در این روش نباید هیچ سمت و سویی به مشاهدات و نتیجه ­گیری­های دانش­ آموز داده شود یا نظری به او تحمیل گردد.

چنانچه دانش ­آموز به نتایج موردنظر نرسد، بهتر است آموزگار او را تشویق کند تا کاوش خود را ادامه دهد یا مراحلی را تکرار کند.

این پروسه نیز اگرچه زمان­بر و احتمالا نیازمند برخی امکانات و ابزارهاست، تأثیر شگرفی هم بر یادگیری دانش­ آموز و هم بر تقویت روحیه‌ی جست­وجوگری او خواهد گذاشت.

روش تدریس کاوشگری در ابتدایی، مراحل و جزئیات گوناگونی دارد و نیز دارای پتانسیل­ هایی است که آن را در بسیاری از حوزه‌های درسی (و نه فقط علوم تجربی) کارآمد می­سازد.

روش تدریس مشارکتی

این روش نیز به موازات سایر روش­ های تدریس ابتدایی به کار گرفته می­شود. در روش مشارکتی از انواع روش­ های تدریس ابتدایی تکیه و تمرکز بیشتر بر مشارکت دانش ­آموزان ترجیحا به صورت گروهی است.

می­توان این روش را زیرمجموعه­ ای از روش تدریس فعال در نظر گرفت؛ بر این ­اساس، بیشتر فرایند یادگیری و یاددهی بر عهده‌ی دانش ­آموزان قرار می­گیرد که موازی با سایر روش­های تدریس فعال و اکتشافی، با همتایان خود مباحثه و تبادل نظر می­کنند.

در این روش، گروهی از مغزها با یکدیگر تبادل و تعامل دارند؛ مسئله ­ای دغدغه­ ی مشترکشان می­شود، آن را تجزیه و تحلیل می­کنند و هریک بر مبنای شناخت و توانمندی خود، راه ­حلی برای آن ارائه می­دهد.

یکی از بهترین تأثیراتی که روش تدریس مشارکتی در ابتدایی دارد، این است که دانش ­آموزان علاوه بر یادگیری مطلب، مهارت گفت­ وگو، بیان آزادانه­ ی نظرات، تاب ­آوری نظرات مخالف و نتیجه ­گیری گروهی از یک بحث را تجربه می­‌کنند.

سخن آخر

روش­های ذکر شده، مهم­ترین و مؤثرترین انواع روش های تدریس ابتدایی هستند که می­توانند بسیاری روش­های متعدد و متنوع دیگر را زیرمجموعه ­ی خود قرار ­دهند. این روش­ های تدریس ابتدایی، نقش بسزایی در انس و الفت هرچه بیشتر دانش ­آموزان با محیط آموزشی و پویایی فضای تحصیل ایفا می­کنند. آشنایی و به کارگیری روش­ های نوین تدریس ابتدایی هم به دانش ­آموزان و هم به آموزگاران کمک می­کند بازخورد بهتری از فعالیت­های آموزشی خود بگیرند. هدف این روش­ها تنها معطوف به مطالب درسی نیست بلکه بسیاری از مهارت­ های اجتماعی و فردی را برای دانش ­آموزان به ارمغان می­ آورد و اهداف والای آموزش و پرورش را دنبال می­کند.