اشتباه نقطه شروع یادگیری
در نگاه سنتی، اشتباه کردن اغلب نشانه ضعف در یادگیری تلقی میشود ، اما پژوهشهای آموزشی نشان میدهد که اشتباه میتواند یکی از مهمترین ابزارهای یادگیری باشد. زمانی که دانشآموز اشتباه میکند و فرصت اصلاح آن را دارد، ذهن او فعالتر شده و یادگیری عمیقتری شکل میگیرد.
تحلیل اشتباهات به معلم کمک میکند تا نحوه تفکر دانشآموز را بهتر بشناسد و آموزش را متناسب با نیازهای او تنظیم کند. از سوی دیگر، دانشآموز نیز با بررسی خطاهای خود، به درک دقیقتری از مفاهیم میرسد و اعتمادبهنفس او در حل مسائل افزایش مییابد.
ایجاد فضای امن در کلاس، که در آن اشتباه کردن پذیرفته شود، نقش مهمی در تقویت یادگیری دارد. در چنین فضایی، دانشآموزان بدون ترس از قضاوت، مشارکت بیشتری نشان میدهند و یادگیری به فرآیندی پویا و معنادار تبدیل میشود. بنابراین، میتوان گفت اشتباه نه پایان یادگیری، بلکه آغاز آن است.
نقش معلم در عصر هوش مصنوعی
با شتاب روزافزون فناوری و گسترش هوش مصنوعی در حوزههای مختلف زندگی، نظامهای آموزشی نیز دستخوش تحولاتی بنیادین شدهاند. ابزارهای هوشمند امروز قادرند محتوا تولید کنند، تمرینها را تصحیح نمایند و حتی به سؤالات دانشآموزان پاسخ دهند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که نقش معلم در عصر هوش مصنوعی چیست؟ آیا معلم جایگاه خود را از دست میدهد یا نقش او عمیقتر و انسانیتر میشود؟
۱. معلم؛ راهنما بهجای منبع صرف اطلاعات
در گذشته، معلم مهمترین منبع انتقال دانش بود؛ اما امروزه با دسترسی آسان به اطلاعات، این نقش تغییر کرده است. معلم دیگر تنها منتقلکننده محتوا نیست، بلکه راهنما و هدایتگر مسیر یادگیری است. او به دانشآموز میآموزد چگونه اطلاعات را تحلیل کند، درست بیندیشد و میان دادههای درست و نادرست تمایز قائل شود.
۲. پرورش مهارتهای انسانی در برابر ماشینها
هوش مصنوعی در انجام وظایف فنی بسیار توانمند است، اما در حوزههایی مانند همدلی، اخلاق، خلاقیت، تفکر انتقادی و ارتباط انسانی ناتوان است. اینجاست که نقش معلم برجسته میشود. معلم مسئول پرورش این مهارتهای انسانی است؛ مهارتهایی که آینده شغلی و اجتماعی دانشآموزان را تضمین میکند.
۳. استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی در آموزش
معلم در عصر جدید نه در برابر هوش مصنوعی، بلکه در کنار آن قرار میگیرد. او میتواند از ابزارهای هوشمند برای شخصیسازی آموزش، شناسایی نقاط ضعف دانشآموزان و افزایش جذابیت یادگیری استفاده کند. نقش معلم، انتخاب آگاهانه و اخلاقمدار این ابزارهاست.
۴. معلم بهعنوان الگوی یادگیری مادامالعمر
سرعت تغییرات فناوری ایجاب میکند که یادگیری هرگز متوقف نشود. معلمی که خود در حال یادگیری و بهروزرسانی دانش و مهارتهایش است، بهترین الگو برای دانشآموزان خواهد بود. در عصر هوش مصنوعی، یادگیری مادامالعمر یک ضرورت است، نه یک انتخاب.
۵. مسئولیت اخلاقی معلم در عصر دیجیتال
هوش مصنوعی سؤالات اخلاقی مهمی را مطرح میکند؛ از حریم خصوصی گرفته تا سوگیری الگوریتمها. معلم نقش کلیدی در آموزش سواد دیجیتال و اخلاق فناوری به دانشآموزان دارد تا آنها بتوانند از این ابزارها به شکلی مسئولانه و آگاهانه استفاده کنند.
جمعبندی
هوش مصنوعی نه تهدیدی برای معلم، بلکه فرصتی برای بازتعریف نقش اوست. در این عصر، معلم بیش از هر زمان دیگری معمار اندیشه، پرورشدهنده انسان و راهنمای آینده است. هیچ الگوریتمی نمیتواند جای ارتباط انسانی، الهامبخشی و نقش تربیتی معلم را بگیرد.
روش های برخورد با دانش آموزان بیش فعال
مقدمه:
در کلاسهای امروزی،با چهرههای متنوع و انرژیهای گوناگونی روبرو میشویم. در میان این طیف رنگارنگ، دانشآموزان بیشفعال با آن موتور درونی خستگیناپذیر، گاهی مربیان را به چالش میکشند. اما آیا این چالش، پایان ماجراست؟ بدون شک پاسخ منفی است. این انرژی سرریزکننده، اگر در مسیر درست هدایت شود، میتواند به موتور محرکی برای ایجاد کلاسی پویا و شاداب تبدیل گردد. راز این تبدیل، نه در مهار و سرکوب، که در درک و هدایت هوشمندانه نهفته است.
بدنه اصلی با توضیحات کامل:
۱. ایجاد ساختار و برنامهریزی واضح
دانشآموزان بیشفعال در محیطهای قابل پیشبینی بهترین عملکرد را دارند.
یک برنامه بصری (Visual Schedule) روی تخته کلاس نصب کنید که توالی فعالیتهای روزانه را بهطور شفاف نشان میدهد. این کار با کاهش اضطراب ناشناختهها، به تثبیت ذهن او کمک شایانی میکند.
۲. بهرهگیری از حرکات فیزیکی
این دانشآموزان برای تمرکز بهتر نیاز به تخلیه انرژی فیزیکی خود دارند.
از او بخواهید در نقش "دستیار معلم" گچ را پاک کند، برگهها را توزیع کند، یا وسیلهای را از دفتر بیاورد. این کار علاوه بر تخلیه انرژی، احساس مسئولیت را در او تقویت مینماید.
۳. ارائه دستورات کوتاه و شفاف
پردازش دستورات پیچیده و چندمرحلهای برای آنها دشوار است.
به جای گفتن "لطفاً کتابت را دربیاور، تمرین صفحه چهل و دو را پیدا کن و با خودکار آبی حل کن"، بگویید: "کتابت را باز کن. حالا به صفحه چهل و دو نگاه کن."
۴. انتخاب جایگاه استراتژیک در کلاس
جایگاه نشستن تأثیر مستقیمی روی میزان حواسپرتی دارد.
او را نزدیک به میز معلم و در ردیفهای اول بنشانید. دور بودن از پنجره، درب و دانشآموزان پرحرف، کمک میکند تمرکز بهتری روی تدریس داشته باشد.
۵. تأکید بر تحسین رفتارهای مثبت
تقویت مثبت ، بسیار موثر تر از تذکر منفی ها می باشد
هنگامی که حتی برای مدت کوتاهی روی صندلی خود نشسته یا تکلیفی را به موقع تمام میکند، بلافاصله با جملاتی مشخص تحسینش کنید: "آفرین که پنج دقیقه کامل با دقت گوش دادی!"
۶. استفاده از روشهای تدریس تعاملی و بازیمحور
نشستن طولانیمدت و شنیدن سخنراری برایشان خستهکننده است.
از روشهایی مانند ایفای نقش، مسابقات آموزشی، یا یادگیری از طریق حرکت استفاده کنید. این روشها انرژی ذهنی و جسمی آنها را به مسیری آموزشی هدایت میکند.
۷. ارتباط مستمر و سازنده با والدین
هماهنگی بین خانه و مدرسه یک ضرورت است.
یک دفترچه ارتباط روزانه میتواند بسیار مؤثر باشد. رفتارهای مثبت و چالشهای روزانه در آن یادداشت شده و بین معلم و والدین در گردش باشد.
۸. تعریف اهداف کوتاهمدت و قابل دستیابی
اهداف بزرگ و دور، آنها را دلسرد میکند.
به جای هدف "امتحان پایان ترم بیست شود"، هدف را اینگونه تعریف کنید: "اگر در این جلسه بیست دقیقه روی تمریناتت متمرکز بمانی، موفق شدهای." این "پیروزیهای کوچک" انگیزه را زنده نگه میدارد.
۹. آموزش تکنیکهای آرام سازی
آنها نیاز دارند که نحوه مدیریت بیقراری را بیاموزند
در لحظات آشفتگی، از او بخواهید چشمانش را ببندد و سه نفس عمیق بکشد. این "مکث کوتاه" به او کمک میکند کنترل خود را بازیابد.
۱۰. واگذاری مسئولیتهای معنادار
این کار عزتنفس را افزایش داده و انرژی را جهتدهی میکند.
مسئولیتهایی مانند آبیاری گلدانهای کلاس، جمعآوری دفترهای تمرین، یا کنترل روشنایی و تهویه را به او بسپارید. این احساس که "او به کلاس کمک میکند" بسیار ارزشمند است.
نتیجهگیری:
دانشآموز بیشفعال،نه یک مشکل، که یک فرصت است. او به ما میآموزد که انعطافپذیرتر باشیم، خلاقیت بیشتری به خرج دهیم و در نهایت، تعریف خود از "مدیریت کلاس" را از مفهوم "کنترل" به سمت "همراهی و هدایت" ارتقا دهیم. وقتی ما نقش خود را از یک ناظر به یک راهنمای دلسوز تغییر میدهیم، درخواهیم یافت که این موتورهای کوچک و پرانرژی، میتوانند چراغهای پرفروغ و امیدوارکنندهای در کارگاه یادگیری باشند.
سواد رسانه برای معلمان
مقدمه
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر رسانهها و فناوریهای نوین ارتباطی قرار گرفته است. رسانهها نه تنها ابزار انتقال اطلاعات، بلکه شکلدهندهی نگرشها، باورها و حتی سبک زندگی انسانها هستند. در چنین شرایطی، آموزش و پرورش نمیتواند نسبت به تحولات رسانهای بیتفاوت بماند. یکی از مفاهیم کلیدی که در سالهای اخیر در ادبیات آموزشی و فرهنگی جهان مطرح شده، «سواد رسانهای» است؛ مفهومی که توانایی درک، تحلیل، ارزیابی و تولید پیامهای رسانهای را دربرمیگیرد.
معلمان، به عنوان راهبران فکری و آموزشی نسل آینده، نقش تعیینکنندهای در انتقال این سواد به دانشآموزان دارند. اگر آنها خود فاقد دانش و مهارتهای لازم در برخورد انتقادی با رسانهها باشند، جامعهی آینده نیز در معرض پذیرش منفعلانهی پیامهای رسانهای و خطرات ناشی از آن قرار خواهد گرفت.
تعریف و ابعاد سواد رسانهای
سواد رسانهای به طور کلی شامل مجموعهای از مهارتهاست که فرد را قادر میسازد پیامهای رسانهای را درک، تحلیل، ارزیابی و خلق کند. این سواد، ترکیبی از تفکر انتقادی، دانش فرهنگی، آگاهی اجتماعی و توانایی استفاده از فناوری است.
برخی پژوهشگران، سواد رسانهای را در پنج بُعد اصلی تقسیمبندی کردهاند:
دریافت و فهم پیامها
تحلیل و ارزیابی محتوا
درک نیت و ساختار پیام رسانهای
ایجاد محتوای رسانهای (تولید محتوا)
بهکارگیری اخلاق رسانهای و سواد دیجیتال در استفاده از رسانهها
نقش معلمان در گسترش سواد رسانهای
در نظام آموزشی، معلمان نقشی فراتر از انتقال دانش دارند. آنها الگوهای رفتاری و فکری برای دانشآموزان محسوب میشوند و شیوهی برخوردشان با رسانهها میتواند الگوی رفتاری نسل آینده باشد.
آموزش تفکر انتقادی: معلمان میتوانند با پرسشگری، تحلیل خبرها، و گفتوگو دربارهی منبع و هدف پیامها، روحیهی تفکر نقادانه را در دانشآموزان تقویت کنند.
استفاده از رسانه به عنوان ابزار آموزشی: رسانهها میتوانند محیط یادگیری را جذابتر، متنوعتر و مشارکتیتر کنند. برای مثال، استفاده از ویدئوهای آموزشی، پادکستها یا پلتفرمهای آموزشی آنلاین به رشد یادگیری کمک میکند.
پیشگیری از آسیبهای رسانهای: آشنایی معلمان با مفاهیمی مانند «اخبار جعلی»، «اعتیاد رسانهای»، یا «آسیبهای شبکههای اجتماعی» باعث میشود بتوانند از دانشآموزان در برابر تأثیرات منفی رسانه محافظت کنند.
چالشهای موجود در مسیر ارتقای سواد رسانهای معلمان
با وجود اهمیت موضوع، پژوهشها نشان میدهد که سطح سواد رسانهای در میان معلمان، بهویژه در مدارس دولتی و مناطق کمتر برخوردار، هنوز مطلوب نیست. چند چالش اصلی در این زمینه عبارتاند از:
نبود آموزش رسمی و ساختارمند: در اغلب برنامههای تربیتمعلم، درس یا کارگاه اختصاصی درباره سواد رسانهای وجود ندارد.
کمبود منابع بومی و علمی: بسیاری از منابع آموزشی در این حوزه ترجمهشده و متناسب با فرهنگ و نیازهای جامعهی ایرانی نیستند.
فقدان زیرساختهای دیجیتال در مدارس: نبود اینترنت پایدار، تجهیزات هوشمند و نرمافزارهای آموزشی، اجرای آموزش رسانهای را دشوار میکند.
مقاومت فرهنگی یا نگرانیهای اخلاقی: در برخی موارد، نگاه سنتی به رسانهها سبب میشود از آنها بیشتر به عنوان تهدید یاد شود تا فرصت.
پیشنهادها و راهکارها
برای ارتقای سطح سواد رسانهای در میان معلمان، مجموعهای از اقدامات هماهنگ آموزشی، فرهنگی و فناورانه ضروری است. برخی از مهمترین پیشنهادها عبارتاند از:
گنجاندن سواد رسانهای در برنامههای درسی دانشگاه فرهنگیان و دورههای ضمن خدمت.
طراحی بستههای آموزشی بومی با تکیه بر فرهنگ ایرانی–اسلامی و تجربیات جهانی.
تشکیل گروههای تخصصی معلمان رسانهیار در مدارس برای تبادل تجربه و تولید محتوای آموزشی.
ایجاد پلتفرمهای آموزشی آنلاین برای ارائه آموزشهای کاربردی درباره تحلیل محتوا، تشخیص اخبار جعلی و اخلاق استفاده از رسانه.
همکاری با رسانههای ملی و محلی برای ترویج نگاه علمی و نقادانه به رسانهها در میان جامعهی معلمان.
آینده سواد رسانهای در نظام آموزشی
در آیندهای نهچندان دور، مرز میان آموزش رسمی و آموزش رسانهای از میان خواهد رفت. دانشآموزان امروز، در جهانی بزرگ میشوند که یادگیری آنها از کلاس درس فراتر رفته و در بستر شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای ویدئویی و محیطهای تعاملی شکل میگیرد.
بنابراین، معلمانی که با این فضا آشنا نباشند، در نقش خود به عنوان راهبر آموزشی با چالش جدی روبهرو میشوند.
در مقابل، معلمانی که سواد رسانهای بالایی دارند، میتوانند از رسانهها برای توانمندسازی یادگیری، تربیت اخلاقی و توسعهی مهارتهای اجتماعی دانشآموزان بهره بگیرند.
نتیجهگیری
سواد رسانهای برای معلمان نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت حرفهای است. در دنیایی که مرز میان واقعیت و بازنمایی رسانهای روزبهروز مبهمتر میشود، تنها افرادی میتوانند نقش مؤثر تربیتی داشته باشند که قادر به تحلیل، فهم و هدایت آگاهانهی جریان اطلاعات باشند.
سرمایهگذاری در ارتقای سواد رسانهای معلمان، سرمایهگذاری برای آیندهای هوشمندتر، آگاهتر و اخلاقیتر است؛ آیندهای که در آن معلمان نهتنها مصرفکننده، بلکه تولیدکنندهی آگاه و مسئول رسانه خواهند بود
نقش معلمان در عصر هوش مصنوعی
مقدمه
عصر هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر روشهای آموزش و یادگیری است. با ظهور فناوریهای نوین، نقش معلمان نیز دستخوش تغییرات اساسی شده است. این مقاله به بررسی نقش معلمان در عصر هوش مصنوعی و چالشها و فرصتهایی که این فناوریها برای آنها به ارمغان میآورند، میپردازد.
1. تسهیل یادگیری شخصیسازی شده
هوش مصنوعی میتواند به معلمان کمک کند تا یادگیری را بر اساس نیازها و تواناییهای فردی هر دانشآموز شخصیسازی کنند. ابزارهای مبتنی بر AI میتوانند دادههای مربوط به عملکرد دانشآموزان را تجزیه و تحلیل کرده و پیشنهادات آموزشی مناسبی ارائه دهند. معلمان میتوانند از این اطلاعات برای طراحی برنامههای آموزشی متناسب با هر دانشآموز استفاده کنند.
2. افزایش کارایی و صرفهجویی در زمان
معلمان میتوانند با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، زمان بیشتری را برای تدریس و تعامل با دانشآموزان صرف کنند. این ابزارها میتوانند وظایف اداری مانند نمرهدهی و مدیریت کلاس را خودکار کنند، به طوری که معلمان بتوانند بر روی فرآیند یادگیری تمرکز بیشتری داشته باشند.
3. ارتقاء مهارتهای فنی و دیجیتال
در عصر هوش مصنوعی، معلمان باید مهارتهای فنی و دیجیتال خود را تقویت کنند. آشنایی با فناوریهای نوین و توانایی استفاده از آنها در فرآیند تدریس، از الزامات جدید حرفهای معلمان است. این امر به آنها کمک میکند تا به روز باشند و بتوانند از ابزارهای جدید بهرهبرداری کنند.
4. نقش مشاوره و هدایت
با وجود اینکه هوش مصنوعی میتواند در بسیاری از جوانب یادگیری کمک کند، اما معلمان همچنان نقش کلیدی در هدایت و مشاوره دانشآموزان دارند. آنها باید بتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده کنند و همچنین مهارتهای اجتماعی و عاطفی آنها را تقویت کنند.
5. چالشها و نگرانیها
• جایگزینی شغلی: یکی از نگرانیها در مورد هوش مصنوعی، احتمال جایگزینی معلمان توسط ماشینهاست. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که نقش انسانی معلمان غیرقابل جایگزینی است.
• حفظ حریم خصوصی: استفاده از دادههای دانشآموزان در سیستمهای هوش مصنوعی ممکن است نگرانیهایی درباره حریم خصوصی ایجاد کند. معلمان باید آگاه باشند که چگونه از این دادهها به طور اخلاقی استفاده کنند.
نتیجهگیری
عصر هوش مصنوعی فرصتهای جدیدی را برای بهبود فرآیند آموزش فراهم کرده است، اما معلمان باید همچنان در مرکز این فرآیند باقی بمانند. نقش آنها به عنوان تسهیلکنندگان یادگیری، مشاوران و الگوهای رفتاری همچنان حیاتی است. بنابراین، سرمایهگذاری در آموزش معلمان برای استفاده مؤثر از فناوریهای نوین ضروری است.
تاثیر ارزشیابی تکوینی بر یادگیری و پیشرفت دانش آموزان
چکیده مطالب
ارزشیابی تکوینی یکی از ابزارهای کلیدی در فرآیند آموزشی است که به معلمان و دانشآموزان کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف یادگیری را شناسایی کنند. این مقاله به بررسی تأثیر ارزشیابی تکوینی بر یادگیری و پیشرفت دانشآموزان میپردازد و نتایج تحقیقات مختلف را در این زمینه تحلیل میکند.
مقدمه
در دهههای اخیر، رویکردهای نوین آموزشی به تدریج جایگزین روشهای سنتی شدهاند. یکی از این رویکردها، ارزشیابی تکوینی است که به صورت مداوم و در طول فرآیند یادگیری انجام میشود. هدف این نوع ارزشیابی، شناسایی نیازها و مشکلات یادگیری دانشآموزان و ارائه بازخورد مناسب به آنهاست.
مفهوم ارزشیابی تکوینی
ارزشیابی تکوینی به معنای جمعآوری اطلاعات در مورد یادگیری دانشآموزان در طول دوره آموزشی است. این نوع ارزشیابی معمولاً شامل آزمونها، پروژهها، فعالیتهای کلاسی و نظرسنجیها میشود. ویژگی بارز آن، تمرکز بر فرایند یادگیری به جای نتیجه نهایی است.
تأثیرات مثبت ارزشیابی تکوینی
1. شناسایی نقاط قوت و ضعف: ارزشیابی تکوینی به معلمان این امکان را میدهد که نقاط قوت و ضعف دانشآموزان را شناسایی کنند و برنامههای آموزشی خود را متناسب با نیازهای آنان تنظیم کنند.
2. افزایش انگیزه: با ارائه بازخورد مستمر و مثبت، دانشآموزان انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا میکنند و احساس موفقیت بیشتری خواهند داشت.
3. توسعه مهارتهای خودارزیابی: دانشآموزان با دریافت بازخورد مداوم میتوانند مهارتهای خودارزیابی را توسعه دهند و مسئولیت بیشتری نسبت به یادگیری خود بپذیرند.
4. بهبود عملکرد تحصیلی: تحقیقات نشان دادهاند که استفاده از ارزشیابی تکوینی منجر به بهبود عملکرد تحصیلی دانشآموزان میشود. این بهبود ناشی از بازخورد مستمر و اصلاح روشهای یادگیری است.
چالشها و محدودیتها
با وجود مزایای ارزشیابی تکوینی، چالشهایی نیز وجود دارد:
• زمانبر بودن: جمعآوری و تحلیل اطلاعات برای ارزشیابی تکوینی ممکن است زمانبر باشد.
• نیاز به آموزش معلمان: معلمان باید در استفاده مؤثر از روشهای ارزشیابی تکوینی آموزش ببینند.
نتیجهگیری
ارزشیابی تکوینی ابزاری مؤثر در فرآیند یادگیری است که میتواند تأثیرات مثبت زیادی بر پیشرفت دانشآموزان داشته باشد. با این حال، برای بهرهبرداری کامل از این روش، نیاز به آموزش معلمان و برنامهریزی مناسب وجود دارد.
بررسی رفتار های ایذایی و تاثیر آن ها در کلاس درس
در این پست به بررسی رفتار های ایذایی که از مسائل بسیار مهم روانشناسی شخصیت و همچنین عاملی مهم در تعیین نوع رفتار با هر یک از دانش اموزان در کلاس درس است پرداخته ام.
دانلود فایل در آخر پست
رفتار ایذایی چیست ؟
رفتار تخریبی یا ایذایی ، یک الگوی ماندنی از رفتار است که سبب اختلال در محیط کار شود . اختلال های ایذایی، مجموعه حالاتی هستند که در آن ها فرد قادر به کنترل هیجانات و رفتارهای خود نیست و با کارهایی که انجام می دهد، حقوق دیگران را نقض می کند و شامل اختلالاتی مانند: اختلال کنترل تکانه ، اختلال دزدی، اختلال سلوک و… می باشد . این اختلال ها معمولا برای اولین بار در دوران کودکی و نوجوانی نمایان می شوند .
فرد با قلدری و به صورت عمدی و با تکرار رفتارهای خشونت آمیز به افراد آسیب می زند. این خشونت ها می تواند کلامی، فیزیکی، روانی یا اجتماعی باشد. همچنین می تواند به صورت خشونت هایی باشد که به صورت آنلاین و در فضای مجازی رخ می دهد .
نکته قابل توجه این است که اینگونه رفتار ها باید ماندنی باشد تا ایذایی محسوب شود. بنابراین ، منظور لغزش های گاه گاهی نیست و لازم است رفتار ادامه دار و دائمی باشد. برای مثال رفتارهای گاه گاهی ناشی از عصبانیت ناگهانی که در موارد معدود مشاهده می شود به عنوان رفتارهای ایذایی طبقه بندی نمی شوند. ثانیاٌ رفتاری ایذایی محسوب می شود که موجب تاثیر منفی بر روی اطرافیان شود .
خلق ایذایی چیست؟
خلق ایذایی عبارت است از آزار و شکنجه ای که فرد یا گروهی بر دیگری وارد می کنند. نمونه های بارز آن نژاد پرستی شکنجه مذهبی و سیاسی است.
در خلق ایذایی فرد با رفتارهایی مانند ایجاد ترس، آزار و اذیت، حبس ایجاد رنج و شکنجه به افراد آسیب روحی و جسمی وارد می کند.
اختلال کنترل تکانه
ناتوانی برای مقاومت در مقابل یک تکانه یا انگیزه که برای دیگران یا خود خطرناک بوده و با احساس لذت پس از تحقق آن همراه است.
وسواس ( جنون ) دزدی
ویژگی اصلی این اختلال که غالبا در نوجوانی آغاز می شود، ناتوانی مکرر برای مقاومت در برابر تکانه های دزدیدن اشیا بدون توجه به ارزش مادی و بدون نیاز به استفاده شخصی است.
فرد پیش از دزدی، احساس تنش فزاینده ای را تجربه می کند و در حین دزدی احساس لذت، رضایت یا تسکین می کند. این دزدی برای ابراز خشم، کینه جویی یا در پاسخ به یک هذیان یا توهم انجام نمی شود.
اشیا دزدیده می شوند علی رغم این واقعیت که معمولا ارزش مادی اندکی دارند و فرد می تواند پول آن ها را پرداخت کند، غالبا آن ها را دور می اندازد و یا به آن ها بی توجهی می کند. گاهی فرد ممکن است اشیاء دزدی را ذخیره کند یا مخفیانه آن را باز گرداند.
اگر چه این افراد دچار این اختلال، در صورتی که احتمال دستگیری فوری وجود داشته باشد از دزدی اجتناب می کنند اما اغلب دزدی ها را از پیش برنامه ریزی نکرده یا به طور کامل احتمال دستگیر شدن را مد نظر قرار نمی دهند.
دزدی بدون کمک گرفتن از دیگران یا به کمک دیگران انجام می شود. این افراد معمولا در برابر تکانه دزدیدن مقاومت می کنند و به اشتباه بودن کارشان آگاه هستند، از دستگیر شدن می ترسند و درباره دزدی هایشان احساس افسردگی یا گناه می کنند.
جنون آتشافروزی
علایم آتش افروزی عمدی بدون منفعت تسکین و لذت هنگام و بعد از آتش افروختن ویژگی اصلی این اختلال که سن خاصی برای شروع آن تعریف نشده است.
این افراد هنگام آتش افروختن، تماشای تاثیرات آن یا مشارکت در عواقب آن، لذت، ارضا یا تسکین را تجربه می کنند. این آتش افروزی برای بیان منافع مادی، بیان عقاید اجتماعی سیاسی، پنهان کردن فعالیت مجرمانه، بیان خشم یا کینه توزی، برای بهبود شرایط زندگی فرد، یا در پاسخ به یک هذیان یا توهم انجام نشده و حاصل اختلال در قضاوت (اختلال هوشی رشد) نمی باشد.
اختلال انفجاری متناوب
عبارت است از دورههای پرخاشگری که منجر به آسیب زدن به دیگران میشود. این اختلال معمولا در اواخر کودکی یا در نوجوانی بسیار شایع است.
نشانه های این اختلال
- تحریک پذیری زیاد
- تپش قلب
- تنگی قفسه سینه
- افزایش انرژی
- غیظ
- مور مور شدن
- رعشه
فرد دارای این اختلال معمولا این رفتار ها را نشان می دهد :
- از کوره در می رود.
- به تندی صحبت می کند.
- داد میزند.
- جر و بحث می کند.
- کتک می زند.
- هل می دهد یا تنه می زند.
- اشیا را پرت می کند یا می شکند.
- به مردم یا حیوانات حمله می کند یا آن ها را تهدید می کند.
در این نوع اختلال فوران های پرخاشگری معمولا تا 30 دقیقه طول می کشد و معمولا در مقابل تحریک های کوچک، برون ریزی های مکرر یا نامکرر بروز می دهند.
این برون ریزی های مکرر دو بار در هفته و یا به طور متوسط در یک دوره سه ماهه تکرار می شوند؛ برون ریزی های نامکرر نیز حداقل 3 بار در طول یک سال اتفاق می افتند.
قماربازی بیمارگونه
وسواس کندن مو
اختلال سلوک
اختلال رفتاری سلوک دسته ای دیگر از اختلالات ایذایی است. اختلال سلوک با رفتارهایی مانند صدمه رساندن به دیگران، پرخاشگری هایی که منجر به صدمه جسمی می شود، رعایت نکردن قوانین و مقررات، بی توجهی به هنجارهای متناسب، فریب دادن دیگران، دزدی و تخریب اموال دیگران همراه است.
افرادی که دچار اختلال سلوک هستند اهل دعوا و درگیری هستند، معمولا دروغ می گویند و دیگران را فریب می دهند، زورگو بوده و دیگران را می ترسانند، امکان دارد از مدرسه فرار کنند و یا وارد گرو های بزهکار شوند.
رفتارهای نادرست و شیوه های تربیتی نامناسب والدین، فضای نامطلوب خانواده، استفاده از روش های تنبیهی خشونت آمیز، به کارگیری روش های خشن تربیتی، پایین بودن سطح اقتصادی و اجتماعی، عدم نظارت درست برکودک، وجود تعارضات شدید زناشویی در خانواده، نداشتن توافق زن و مرد در مورد تربیت فرزندشان، وجود ناپدری و یا نامادری در خانواده در شکل گیری اختلال سلوک نقش بسیار مهمی دارند.
جهت درمان اختلال سلوک از مداخلات رفتاری، ارائه پاداش در قبال انجام رفتارهای مطلوب، خانواده درمانی، آموزش خانواده، آموزش مهارت های اجتماعی و مداخلات دارویی استفاده می شود.
ین نوع اختلال رفتار ایذایی از اواسط کودکی تا اواسط نوجوانی خود را نشان می دهد.
افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، حداقل 3 مورد از رفتارهای زیر را در طول سال به صورت مداوم از خود نشان می دهند.
- قلدری (تهدید و ترساندن دیگران)
- زد و خورد های جسمانی
- استفاده از سلاح هایی که باعث صدمه جسمانی به دیگران می شوند.
- قساوت جسمی نسبت به انسان ها یا حیوانات
- دزدی (کلاهبرداری، زورگیری، سرقت مسلحانه)
- وادار کردن دیگران به فعالیت جنسی
- آتش افروزی عمدی و به قصد آسیب رساندن
- تخریب اموال دیگران
- ورود به خانه، ساختمان یا ماشین دیگران
- فریب دادن دیگران با دروغ گویی
- دزدیدن چیزهای با ارزش به صورت مخفیانه یا جعل سند
- بیرون ماندن از خانه در شب ها علیرغم مخالفت والدین
- حداقل دو بار فرار شبانه یا طولانی مدت از خانه
- فرار از مدرسه
رفتار های ایذایی در بلند مدت موجب عوارض زیر می شوند :
- افسردگی مزمن
- اختلال استرس پس از سانحه
- سلامت عمومی ضعیف
- اختلالات اضطرابی
- سوء مصرف مواد
- بالا رفتن خطر خودکشی به صورت برنامه ریزی و اقدام به آن
- رفتار های خود تخریبی
- مشکل در برقراری روابط متقابل، دوستی و اعتماد
طراحی آموزشی مبتنی بر نیاز ها و استعداد های دانش آموزان
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
مقدمهای از دل تجربه
همیشه وقتی به کلاس درس فکر میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسه تنوع دانشآموزهاست؛ یکی عاشق نقاشیه، یکی با اعداد بازی میکنه، یکی توی سکوت عمیق فکر میکنه، یکی دائم سؤال میپرسه. ولی همهشون توی یک کلاس مینشینن، همون درس، همون کتاب، همون روش!
همین شد که من به این فکر افتادم: آیا واقعاً آموزش ما متناسب با نیازها و استعدادهای دانشآموزان طراحی شده؟ یا فقط داریم یک نسخهی مشترک برای همه تجویز میکنیم؟
چرا این موضوع برام مهمه؟
وقتی معلم باشی یا حتی فقط با چند تا دانشآموز وقت گذرونده باشی، سریع متوجه میشی که هر کسی یه دنیای خاص خودشو داره. برای همین، طراحی آموزشی نباید فقط یک چارچوب خشک باشه؛ باید زنده، منعطف و انسانی باشه. من معتقدم اگر آموزش از دل نیاز واقعی دانشآموز بجوشه و بر پایه استعدادش ساخته بشه، یادگیری دیگه زورکی نیست، تبدیل میشه به یه سفر جذاب.
از کجا شروع کنیم؟
۱. شناخت دقیق دانشآموز
اول از همه باید بفهمیم هر دانشآموز چه چیزی نیاز داره و در چه چیزی توانمنده. این شناخت فقط با نمره و آزمون حاصل نمیشه؛ باید باهاشون حرف زد، دیدشون، گوششون کرد. حتی یک نقاشی ساده یا یه حرف تو زنگ تفریح میتونه کلی چیز بگه.
۲. هدفگذاری قابل انعطاف
بعدش باید اهداف آموزشی طوری طراحی بشن که هم چارچوب درسی رو پوشش بدن، هم اجازه رشد به استعدادهای خاص بدن. مثلاً یکی با نوشتن بهتر یاد میگیره، یکی با ساختن، یکی با گفتگو.
۳. محتواهای چندگانه برای سلیقههای مختلف
باید محتواهایی داشته باشیم که هر کسی بتونه باهاش ارتباط بگیره: فیلم، بازی، کتاب مصور، پروژههای عملی، حتی بازدیدهای میدانی. واقعاً چرا آموزش باید همیشه فقط کتاب باشه؟
۴. روشهای تدریس متنوع و فعال
شخصاً عاشق کار گروهی، تدریس معکوس و بازیهای فکریام چون میبینم چطور بچهها توش مشارکت میکنن. این روشها کمک میکنن همه نوع هوشی فعال بشه؛ نه فقط اونایی که خوب حفظ میکنن.
۵. ارزشیابی انسانی و رشدمحور
بهنظرم مهمترین بخش ماجرا اینه که ارزشیابی رو از حالت ترسناک دربیاریم. باید ببینیم دانشآموز نسبت به خودش پیشرفت کرده یا نه، نه اینکه فقط با بغلدستیش مقایسه بشه. ارزشیابیهای توصیفی، پوشه کار و گفتوگو با خود بچهها خیلی کمک میکنه.
تجربه ای نزدیک
من هنوز معلم نشدم ولی تو خونه ای بزرگ شدم که معلم بودت یه بخش جدی از زندگیمون بود. مادرم سالها معلم بوده و بارها از دانشآموزهاش برام گفته. یه خاطره همیشه توی ذهنم مونده:
یه بار از دختری برام گفت که توی درس ریاضی خیلی مشکل داشت، اما وقتی توی یک پروژه ازش خواست نقاشی کنه و مفاهیم ریاضی رو بهصورت تصویری دربیاره، اون دانشآموز چنان انگیزهای پیدا کرد که حتی توی حل مسئلهها هم پیشرفت کرد.
همینجا بود که من تازه فهمیدم آموزش واقعی یعنی چی: یعنی دیدن هر دانشآموز بهعنوان یک جهان متفاوت. همین تجربههای مادرم باعث شدن که نگاهم به طراحی آموزشی فقط تئوری نباشه، بلکه یه دغدغهی شخصی هم داشته باشم.
نتیجهگیری
در نهایت
اگر بخوایم واقعاً به آموزش معنا بدیم، نباید فقط دنبال حفظ کردن مطالب و گرفتن نمره باشیم. آموزش واقعی وقتی شکل میگیره که هر دانشآموز بتونه خودش باشه، استعدادهاش رو کشف کنه و حس کنه دیده میشه و توانایی های منحصر به خودشو داره
اگه ما بهعنوان طراحان آیندهی آموزش، بتونیم یادگیری رو بر اساس نیازها و تفاوتهای بچهها بسازیم، نهتنها به رشد فردیشون کمک کردیم، بلکه داریم جامعهای میسازیم که توش احترام به تفاوتها، درک متقابل و شکوفایی واقعی اتفاق میافته.
شاید وقتشه به جای اینکه همه رو شبیه هم بار بیاریم، کمک کنیم هر کسی بهترین نسخهی خودش باشه. چون آموزش اگر قرار باشه آینده رو بسازه، باید از دلِ واقعیترین بخشهای انسان شروع بشه: «خود بودن».
نویسنده:پیمان مهتابی
رشته آموزش ابتدایی[۴۰۲](کارشناسی)
دانشگاه امام جعفر صادق (ع) بهبهان
اهمیت تدریس در مقطع ابتدایی
در بحث تدریس عملکرد معلم به اندازه گفتار او اهمیت دارد. بیش از هر چیزی دانش آموزان شاهد و نظاره گر رفتار معلم هستند. یکی از روشهایی که نشان میدهد معلمان به دانش آموزان اهمیت میدهند و به آنها علاقه مند هستند ، گوش دادن به آنهاست. تدریس هنری است که هر کسی ممکن است نتواند از چنین هنری بهره ای کافی داشته باشد. در مورد اهمیت آموزش ابتدایی می توان گفت : آموزش ابتدایی به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است. البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات ، همگانی نمیباشد. اگر آموزش ابتدایی در سطح گستردهای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلیم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد ، میتواند بیسوادی را در سطح کشور ریشه کن کند. ویژگیهای منحصر به فرد دوره ابتدایی این است که بنیاد و اساس رفتار در این دوره پی ریزی میشود و رفتار انسان بزرگسال محصول آموختههای او در خردسالی است . از ویژگیهای روش تدریس در دوره ابتدایی میتوان به موارد زیر اشاره نمود : تنوع بازی ، انگیزه محور بودن ، تاکید بر تجربههای یادگیری ، گسترش ذهن ، استفاده از قاعده ی اینجا و اکنون . هماهنگی با اصول یادگیری خلاقیت مفهومی پیچیده و در برگیرنده ابعاد مختلف علمی فرهنگی ، سازمانی و فردی است. صاحب نظران بر این باورند که اولین گام در پرورش خلاقیت کودکان به وجود آوردن شرایط مناسب در محیط خانوادگی آموزشی است. معلم دوره ابتدایی میباید ذهنی فعال ، پویا و اطلاعاتی علمی و به روز و کاربردی داشته باشد. معلم ابتدایی باید یک سلسله اصول و مبانی را در جهت پرورش خلاقیت دانش آموزان در کلاس درس در نظر بگیرند تا بتواند در این زمینه موفق شود. دبستان اولین سطح آموزشی است که همه کودکان در سراسر جهان باید آن را بگذرانند. معلمان در سراسر جهان آموزش ابتدایی را مهمترین قسمت زندگی آموزشی هر فرد میدانند. اگرچه خیلی از افراد تمایل دارند که بر سالهای تحصیل در دانشگاه تاکید کنند؛ اما مدرسه ابتدایی مطمئنا اولین نقطه عطفی است که زندگی فرد را هم در سطح حرفه ای هم در سطح علمی و هم در سطح شخصی تعریف میکند. مهمترین فعالیت اجتماعی تعلیم و تربیت است. تعلیم و تربیت در سایه آموزش و پرورش و با حضور معلمان صورت میگیرد. بدین ترتیب آموزش و پرورش در جامعه جایگاه خاصی دارد. معلمان یکی از ارکان اصلی این مجموعه هستند که این وظیفه خطیر برعهده آنهاست. آموزش ابتدایی حساسترین و مهمترین دوره تحصیلی است ، زیرا شخصیت و رشد کودکان در این دوره شکل میگیرد. معلمان باروش های تدریس به آموزش میپردازند. روشهای تدریس به معلم کمک می کند تا یک موضوع درسی را با توجه به اهداف و متناسب با دانش آموزان درس دهند. ابزار هایی که معلمان در اختیار دارند برنامه درسی و طرح درس است که مانند چراغ راه عمل میکند. در واقع به معلم راه و جهت دهی میدهد که موجب عدم سردرگمی معلمان میشود و اهداف آنها را به طور دقیق نشان میدهد.
سینا معبودی ، گروه ۲۱ ، درس طراحی آموزشی ، کارشناسی آموزش ابتدایی
نقش معلم در توسعه خود کار آمدی دانش آموزان برای یادگیری
خود کار آمدی ، به عنوان باور دانش آموزان به تواناییهای خود برای انجام وظایف و دستیابی به اهداف یکی از عوامل کلیدی در موفقیت تحصیلی و یادگیری پایدار است. معلمان با ایفای نقشی محوری میتوانند این باور را در دانشآموزان تقویت کنند. این مطالعه به بررسی نقش معلم در توسعه خود کار آمدی دانش آموزان پرداخته و راهکارهای مژثر در این زمینه را برجسته میکند. معلمان از طریق ایجاد محیط یادگیری حمایتی ، ارائه بازخورد سازنده و طراحی فعالیتهای متناسب با توانایی دانش آموزان به آنها کمک میکنند تا تجربههای موفقیت آمیز کسب کنند. این تجربیات اعتمادبهنفس و انگیزه درونی دانش آموزان را افزایش میدهند. همچنین بازخوردهای مثبت و هدایت کننده با تمرکز بر تلاش و پیشرفت ترس از شکست را کاهش داده و دانش آموزان را به ادامه یادگیری تشویق میکنند. ایجاد فضایی فراگیر و مثبت که در آن دانش آموزان احساس ارزشمندی و امنیت کنند نیز حس تعلق و خود کار آمدی را تقویت میکند. علاوه بر این الگوسازی رفتارهای مثبت توسط معلمان مانند پشتکار و نگرش سازنده نسبت به چالشها الهام بخش دانش آموزان برای مواجهه با مشکلات است. در نهایت معلمان با به کارگیری این راهکارها نه تنها عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود میبخشند ، بلکه آنها را برای یادگیری مادامالعمر و مواجهه با چالشهای زندگی آماده میکنند. این اقدامات گامی اساسی در پرورش نسلی خودباور و با انگیزه است.
سینا معبودی ، گروه ۲۱ ، درس طراحی آموزشی ، کارشناسی آموزش ابتدایی
تاثیر ارتباط چشمی در مدیریت کلاس
ارتباط چشمی یکی از عناصر کلیدی در فرآیند یاددهی و یادگیری است که میتواند تأثیرات عمیقی بر روی جو کلاس، تعاملات اجتماعی و یادگیری دانشآموزان داشته باشد. در این مقاله، به بررسی جنبههای مختلف تأثیر ارتباط چشمی در مدیریت کلاس خواهیم پرداخت.
▎1. ایجاد ارتباط مؤثر و عاطفی
ارتباط چشمی به معلم این امکان را میدهد که با دانشآموزان ارتباط نزدیکتری برقرار کند. این نوع ارتباط، احساس توجه و اهمیت را در دانشآموزان تقویت میکند. زمانی که معلم به طور مستقیم به دانشآموزان نگاه میکند، آنها احساس میکنند که در مرکز توجه قرار دارند و این امر انگیزه بیشتری برای مشارکت فعال در کلاس ایجاد میکند. همچنین، ارتباط چشمی میتواند به ایجاد یک فضای عاطفی مثبت کمک کند که در آن دانشآموزان احساس راحتی و امنیت بیشتری داشته باشند.
▎2. تشخیص واکنشها و نیازهای یادگیری
از طریق ارتباط چشمی، معلم میتواند واکنشهای دانشآموزان را بهتر تشخیص دهد. این امر به معلم کمک میکند تا بفهمد آیا دانشآموزان مفهوم درس را درک کردهاند یا خیر. به عنوان مثال، اگر معلم متوجه شود که برخی از دانشآموزان با نگاههای سرد یا گیج به او خیره شدهاند، میتواند بلافاصله روش تدریس خود را تغییر داده و توضیحات بیشتری ارائه دهد. این نوع انعطافپذیری در تدریس باعث میشود که یادگیری بهینهتر و مؤثرتر صورت گیرد.
▎3. مدیریت رفتار و انضباط کلاس
ارتباط چشمی میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای مدیریت رفتار کلاس عمل کند. یک نگاه مستقیم و مطمئن از سوی معلم میتواند به دانشآموزان نشان دهد که او در حال نظارت بر رفتار آنهاست. این امر میتواند به کاهش رفتارهای ناپسند و افزایش انضباط در کلاس کمک کند. همچنین، هنگامی که معلم با نگاه خود نشان میدهد که رفتار خاصی قابل قبول نیست، دانشآموزان بیشتر به این پیام توجه میکنند و احتمالاً رفتار خود را اصلاح خواهند کرد.
▎4. تقویت اعتماد به نفس و مشارکت
وقتی معلم با دانشآموزان ارتباط چشمی برقرار میکند، این عمل میتواند به تقویت اعتماد به نفس آنها کمک کند. دانشآموزانی که احساس میکنند مورد توجه قرار گرفتهاند، معمولاً تمایل بیشتری به مشارکت در فعالیتهای کلاسی دارند. این نوع تعامل میتواند باعث شود که دانشآموزان احساس کنند صدای آنها شنیده شده و نظراتشان ارزشمند است.
▎5. ایجاد فضای مثبت و دوستانه
ارتباط چشمی میتواند به ایجاد فضایی مثبت و دوستانه در کلاس کمک کند. این فضا باعث افزایش انگیزه و علاقهمندی دانشآموزان به یادگیری میشود. هنگامی که معلم با لبخند و ارتباط چشمی مثبت با دانشآموزان صحبت میکند، این احساس را منتقل میکند که یادگیری یک تجربه لذتبخش است. چنین فضایی نه تنها یادگیری را تسهیل میکند، بلکه باعث افزایش تعاملات اجتماعی بین دانشآموزان نیز میشود.
▎6. توسعه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی
از آنجا که ارتباط چشمی بخشی از مهارتهای اجتماعی است، تمرین آن در محیط کلاس میتواند به دانشآموزان کمک کند تا در تعاملات اجتماعی خارج از کلاس نیز بهتر عمل کنند. ارتباط چشمی به دانشآموزان یاد میدهد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، احساسات خود را ابراز کنند و نسبت به دیگران حساس باشند. این مهارتها در زندگی روزمره و محیطهای اجتماعی بسیار حیاتی هستند.
▎7. توجه به تنوع فرهنگی
در نهایت، معلمان باید توجه داشته باشند که نحوه استفاده از ارتباط چشمی ممکن است تحت تأثیر فرهنگهای مختلف قرار گیرد. برخی از فرهنگها ممکن است برقراری تماس چشمی را نشانهای از احترام بدانند، در حالی که دیگر فرهنگها ممکن است آن را غیرمناسب تلقی کنند. بنابراین، معلمان باید با آگاهی از زمینه فرهنگی دانشآموزان خود، از ارتباط چشمی به طور مؤثر استفاده کنند.
▎نتیجهگیری
در نهایت، ارتباط چشمی یکی از ابزارهای حیاتی در مدیریت کلاس است که تأثیرات عمیق و گستردهای بر روی یادگیری و تعاملات اجتماعی دارد. با بهرهگیری مؤثر از این مهارت، معلمان میتوانند محیطی مثبت و پویاتر برای یادگیری ایجاد کنند. این امر نیازمند تمرین، آگاهی و حساسیت نسبت به نیازها و ویژگیهای فردی هر دانشآموز است تا بتوانند بهترین نتایج را در فرآیند یاددهی-یادگیری کسب کنند.
پادکست بازخورد
سلام رفقای معلم آینده!
به یه قسمت دیگه از پادکست ما خوش اومدید. من سیدامیرحسین هاشمی هستم، دانشجومعلمی که درست مثل شما هر روز داره با خودش فکر میکنه چطور میتونه یه کلاس واقعیتر، انسانیتر، و اثرگذارتر بسازه.
موضوع امروز ما، چیزی نیست که توی هر کلاس دانشگاهی یا کارگاه تربیتی دقیق و عمیق بهش پرداخته بشه، ولی توی دل هر ثانیهی آموزش جاریه:
بازخورد.
مهارت های مورد نیاز معلمان آینده
واهارت های کلیدی معلمان آینده: آمادگی برای آموزش در قرن 21
با تغییرات سریع در فناوری، ساختار های اجتماعی و نیاز های آموزشی، نقش معلمان در آینده دگرگون خواهد شد. معلمان آینده نه تنها باید تسلط علمی و مهارت های آموزشی داشته باشند، بلکه باید توانایی های چند بعدی را نیز در خود تقویت کنند.
مهم ترین مهارت های مورد نیاز
سواد دیجیتال و فناوری آموزشی:
معلمان باید توانایی کار با ابزار های نوین دیجیتال، پلتفرم های یادگیری آنلاین واقعیت افزوده و هوش مصنوعی را داشته باشند. اموزش ترکیبی(حضوری_مجازی) و شخصی سازی آموزش از مهارت های ضروری خواهد بود.
تفکر انتقادی و حل مسئله:
اموزش صرف انتقال دانش نیست، معلمان باید توانایی هدایت دانش اموزان در تفکر خلاق، تحلیل مسائل پیچیده و یافتن راه حل های نواورانه را داشته باشند.
مهارت های ارتباطی و بین فرهنگی
در جهانی شدن آموزش، معلمان باید با فرهنگ های مختلف تعامل موثر داشته باشند و بتوانند محیطی فراگیر، عادلانه و پویا ایجاد کنند.
هوش هیجانی و تاب آوری
توانایی مهارت های هیجانات، همدلی با دانش آموزان، کنار آمدن با فشار های روانی و تغییرات محیطی از ویژگی های حیاطی معلمان موفق در آینده است.
یادگیری مادام العمر و انعطاف پذیری
معلمان آینده باید همواره آماده یادگیری مهارت های جدید، به روز شدن و سازگاری با فناوری ها و روش های نوین باشند.
جمع بندی
اموزش آینده بر پایه ارتباط، فناوری، خلاقیت و انسان محوری بنا خواهد شد. معلمان آینده نقش تسهیل گر، راهنما و الهام بخش را ایفا خواهند کرد، نه صرفا انتقال دهنده اطلاعات.
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
مقدمه
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) به توانایی فرد در شناخت، درک، مدیریت و استفاده مناسب از احساسات خود و دیگران گفته میشود. در سالهای اخیر، روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به این نتیجه رسیدهاند که موفقیت تحصیلی تنها به تواناییهای ذهنی و نمرههای درسی بستگی ندارد، بلکه مهارتهای عاطفی و اجتماعی نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و رشد فردی دانشآموزان ایفا میکنند.
تعریف هوش هیجانی
هوش هیجانی شامل پنج مؤلفه اصلی است:
1. خودآگاهی (Self-awareness): شناخت احساسات و تأثیر آنها بر رفتار.
2. خودمدیریتی (Self-regulation): توانایی کنترل احساسات منفی مثل خشم یا اضطراب.
3. انگیزش (Motivation): تلاش برای رسیدن به هدف بدون نیاز به پاداش بیرونی.
4. همدلی (Empathy): درک احساسات دیگران و واکنش مناسب به آنها.
5. مهارتهای اجتماعی (Social skills): توانایی برقراری ارتباط مؤثر و حل تعارضها.
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
1. افزایش یادگیری مؤثر: دانشآموزانی که احساسات خود را بهتر مدیریت میکنند، تمرکز و انگیزه بیشتری برای یادگیری دارند.
2. کاهش مشکلات رفتاری: پرورش هوش هیجانی باعث کاهش پرخاشگری، اضطراب، و رفتارهای مخرب در کلاس میشود.
3. تقویت ارتباط معلم و دانشآموز: معلمانی با هوش هیجانی بالا روابط گرمتر و مؤثرتری با شاگردان برقرار میکنند و محیطی ایمن برای رشد آنها فراهم میسازند.
4. توسعه مهارتهای بینفردی: در کلاسهایی که به هوش هیجانی توجه میشود، همکاری، همدلی و احترام متقابل بین دانشآموزان بیشتر است.
5. افزایش انگیزه تحصیلی: دانشآموزانی که توانایی مدیریت احساسات و اهداف شخصی خود را دارند، بهطور طبیعی انگیزه بیشتری برای پیشرفت خواهند داشت.
نقش معلم در پرورش هوش هیجانی
• ایجاد محیطی حمایتی و بدون قضاوت
• آموزش مهارتهای عاطفی در کنار مطالب درسی
• الگو بودن در مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر
• تشویق به گفتوگو درباره احساسات و مسائل اجتماعی
نتیجهگیری
در دنیای امروز، که پیچیدگیهای عاطفی و اجتماعی بخش جداییناپذیر زندگی هستند، پرورش هوش هیجانی در کنار آموزش علمی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. دانشآموزانی که از نظر عاطفی توانمند هستند، نهتنها در مدرسه بلکه در تمام مراحل زندگی عملکرد بهتری خواهند داشت. بنابراین، آموزش و پرورش باید بهصورت جدی به تقویت هوش هیجانی در محیطهای آموزشی بپردازد
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
مقدمه
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) به توانایی فرد در شناخت، درک، مدیریت و استفاده مناسب از احساسات خود و دیگران گفته میشود. در سالهای اخیر، روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به این نتیجه رسیدهاند که موفقیت تحصیلی تنها به تواناییهای ذهنی و نمرههای درسی بستگی ندارد، بلکه مهارتهای عاطفی و اجتماعی نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و رشد فردی دانشآموزان ایفا میکنند.
تعریف هوش هیجانی
هوش هیجانی شامل پنج مؤلفه اصلی است:
1. خودآگاهی (Self-awareness): شناخت احساسات و تأثیر آنها بر رفتار.
2. خودمدیریتی (Self-regulation): توانایی کنترل احساسات منفی مثل خشم یا اضطراب.
3. انگیزش (Motivation): تلاش برای رسیدن به هدف بدون نیاز به پاداش بیرونی.
4. همدلی (Empathy): درک احساسات دیگران و واکنش مناسب به آنها.
5. مهارتهای اجتماعی (Social skills): توانایی برقراری ارتباط مؤثر و حل تعارضها.
نقش هوش هیجانی در محیط آموزشی
1. افزایش یادگیری مؤثر: دانشآموزانی که احساسات خود را بهتر مدیریت میکنند، تمرکز و انگیزه بیشتری برای یادگیری دارند.
2. کاهش مشکلات رفتاری: پرورش هوش هیجانی باعث کاهش پرخاشگری، اضطراب، و رفتارهای مخرب در کلاس میشود.
3. تقویت ارتباط معلم و دانشآموز: معلمانی با هوش هیجانی بالا روابط گرمتر و مؤثرتری با شاگردان برقرار میکنند و محیطی ایمن برای رشد آنها فراهم میسازند.
4. توسعه مهارتهای بینفردی: در کلاسهایی که به هوش هیجانی توجه میشود، همکاری، همدلی و احترام متقابل بین دانشآموزان بیشتر است.
5. افزایش انگیزه تحصیلی: دانشآموزانی که توانایی مدیریت احساسات و اهداف شخصی خود را دارند، بهطور طبیعی انگیزه بیشتری برای پیشرفت خواهند داشت.
نقش معلم در پرورش هوش هیجانی
• ایجاد محیطی حمایتی و بدون قضاوت
• آموزش مهارتهای عاطفی در کنار مطالب درسی
• الگو بودن در مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر
• تشویق به گفتوگو درباره احساسات و مسائل اجتماعی
نتیجهگیری
در دنیای امروز، که پیچیدگیهای عاطفی و اجتماعی بخش جداییناپذیر زندگی هستند، پرورش هوش هیجانی در کنار آموزش علمی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. دانشآموزانی که از نظر عاطفی توانمند هستند، نهتنها در مدرسه بلکه در تمام مراحل زندگی عملکرد بهتری خواهند داشت. بنابراین، آموزش و پرورش باید بهصورت جدی به تقویت هوش هیجانی در محیطهای آموزشی بپردازد
حضور موثر معلم در کلاس درس
حضور مؤثر معلم در کلاس درس یکی از عوامل کلیدی در بهبود یادگیری و موفقیت دانشآموزان است. معلمان نه تنها به عنوان انتقالدهندگان دانش، بلکه به عنوان راهنمایان و مشاوران در فرآیند یادگیری عمل میکنند. پژوهش و توسعه حرفهای میتواند به معلمان کمک کند تا مهارتهای خود را در ایجاد یک محیط یادگیری مؤثر تقویت کنند. در این پست، به اهمیت حضور مؤثر معلم، روشهای تقویت آن و تأثیرات آن بر یادگیری دانشآموزان میپردازیم.
نقش اقدام پژوهی در رشد و توسعه حرفه ای معلمان
یکی از اساسی ترین راه های توسعه، کیفیت آموزش و پرورش و تدریس کوشش در جهت توسعه مهارت های پژوهشی در میان دست اندرکاران در سطح مدرسه است. امروزه این اصل مورد پذیرش همگانی است که نیروی انسانی فرهیخته و ماهر بزرگترین سرمایه های هر کشور ، محسوب می شود. انسان فرهیخته و پژوهشگر است که انسان پرورش می دهد یا تولید دانش و مهارت می کند.
اگر بپذیریم که محور اساسی، توسعه آموزش و پرورش نیروی انسانی است ، چاره ای نخواهیم داشت که به پرورش و تربیت معلمانی بپردازیم که از عهده این مهم بر آیند. چرا که کیفیت هر نظام آموزشی به کیفیت کار معلمان آن بستگی دارد. پس ضرورت دارد معلمان سراسر کشور ضمن معلم بودن، پژوهشگر نیز باشند.
توانمندسازی معلمان نسل جدید برای پیشرفت
آموزشوپرورش بهعنوان یکی از ارکان اساسی توسعه اجتماعی و اقتصادی کشورها، نقش بسیار مهمی در شکلدهی به آینده نسلهای جدید دارد. معلمان، بهعنوان کلیدیترین عامل در فرایند یادگیری، تأثیر عمیقی بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان دارند. باتوجهبه تغییرات سریع در فناوری، نیازهای اجتماعی و فرهنگی، و همچنین انتظارات روزافزون از نظامهای آموزشی، توانمندسازی معلمان نسل جدید به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
توانمندسازی معلمان به معنای فراهمکردن ابزارها، مهارتها و دانش لازم برای ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری است. این فرایند شامل آموزش مداوم، استفاده از فناوریهای نوین، توسعه مهارتهای اجتماعی و عاطفی، ایجاد محیط یادگیری مثبت، تشویق به نوآوری و خلاقیت، و ارزیابی مستمر عملکرد معلمان است.
در ادامه به بررسی راهکارهایی میپردازیم که میتواند به توانمندسازی معلمان نسل جدید کمک کند. با اجرای این راهکارها، نهتنها کیفیت آموزش بهبود مییابد؛ بلکه معلمان نیز در مسیر رشد حرفهای خود قرار میگیرند و میتوانند به بهترین نحو ممکن به نیازهای دانشآموزان پاسخ دهند.
۱-آموزش مداوم و توسعه حرفهای
الف) برنامههای آموزشی
آموزش مداوم معلمان باید بهعنوان یک اصل اساسی در نظامهای آموزشی در نظر گرفته شود. برگزاری دورههای آموزشی منظم و کارگاههای تخصصی در موضوعات مختلف مانند روشهای تدریس، مدیریت کلاس، روانشناسی یادگیری و مسائل تربیتی میتواند به ارتقای مهارتهای معلمان کمک کند. این دورهها باید شامل محتوای عملی و نظری باشند تا معلمان بتوانند تجربیات خود را در کلاس درس به کار ببرند.
ب)مدلهای یادگیری همکار
ایجاد گروههای یادگیری همکار میان معلمان باعث میشود تا آنها تجربیات و بهترین شیوههای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این مدل میتواند شامل جلسات منظم برای بحث در مورد چالشها و موفقیتها باشد و به معلمان این امکان را میدهد که از یکدیگر یاد بگیرند.
پ)دسترسی به منابع آنلاین
فراهمکردن دسترسی به پلتفرمهای آموزشی آنلاین که شامل ویدئوهای آموزشی، مقالات علمی و وبینارها باشد، میتواند به معلمان کمک کند تا بهروز باشند و از جدیدترین تحقیقات و روشهای تدریس مطلع شوند.
۲- استفاده از فناوری
الف) آموزش نرمافزارهای آموزشی
باتوجهبه پیشرفتهای سریع فناوری اطلاعات، آشنایی معلمان با نرمافزارهای آموزشی ضروری است. برگزاری کارگاههایی برای آشنایی معلمان با نرمافزارهایی مانند Google Classroom، Edmodo و ابزارهای تعاملی مانند Kahoot و Quizlet میتواند به آنها کمک کند تا فرایند یادگیری را جذابتر کنند.
ب)توسعه محتوای دیجیتال
تشویق معلمان به ایجاد محتوای آموزشی دیجیتال مانند ویدئوهای آموزشی، منابع الکترونیکی و وبلاگها میتواند به غنیتر شدن محتوای درسی کمک کند. این محتوا باید متناسب با نیازهای دانشآموزان طراحی شود تا بتواند آنها را بیشتر درگیر کند.
پ)استفاده از فناوریهای نوین
استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) در فرایند یادگیری میتواند تجربه یادگیری را تغییر دهد. آموزش معلمان در این زمینه باعث میشود تا آنها بتوانند از این ابزارها برای ایجاد محیطهای یادگیری جذابتر استفاده کنند.
۳-توسعه مهارتهای اجتماعی و عاطفی
الف) آموزش مهارتهای ارتباطی
مهارتهای ارتباطی یکی از مهمترین عوامل موفقیت در تدریس هستند. برگزاری دورههای آموزشی در زمینه مهارتهای ارتباطی، همدلی و حل تعارض میتواند به معلمان کمک کند تا روابط بهتری با دانشآموزان برقرار کنند.
ب)کارگاههای مدیریت استرس
معلمان معمولاً با فشارهای زیادی مواجه هستند. ارائه کارگاههایی برای یادگیری تکنیکهای مدیریت استرس و بهبود سلامت روان معلمان میتواند به آنها کمک کند تا بهتر با چالشها کنار بیایند.
پ)ایجاد شبکههای حمایتی
تشکیل گروههای حمایتی برای معلمان تا بتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و از یکدیگر حمایت کنند، میتواند احساس تنهایی را کاهش دهد و روحیه همکاری را تقویت کند.
۴-ایجاد محیط یادگیری مثبت
الف) طراحی فضای کلاس
آموزش معلمان در زمینه طراحی فضای کلاس بهگونهای که دانشآموزان احساس راحتی و امنیت کنند، بسیار مهم است. فضایی که شامل نور مناسب، چیدمان مناسب میزها و وجود منابع آموزشی باشد، میتواند تأثیر مثبتی بر یادگیری داشته باشد.
ب)تشویق مشارکت دانشآموزان
استفاده از روشهای تدریس فعال که دانشآموزان را به مشارکت فعال در فرایند یادگیری تشویق کند، بسیار مؤثر است. این روشها شامل مباحثه، کارگروهی و پروژههای عملی میشوند.
پ)توسعه برنامههای اجتماعی
ایجاد برنامههای اجتماعی و فرهنگی که به تقویت روابط میان دانشآموزان کمک کند، میتواند محیط یادگیری را مثبتتر کند. فعالیتهایی مانند اردوها، جشنوارهها و پروژههای اجتماعی میتوانند به افزایش تعاملات اجتماعی کمک کنند.
۵-تشویق به نوآوری و خلاقیت
الف) پروژههای گروهی
طراحی پروژههای گروهی که دانشآموزان را به کارگروهی و تفکر خلاقانه تشویق کند، میتواند روحیه همکاری را افزایش دهد. این پروژهها باید شامل چالشهایی باشند که نیاز به تفکر انتقادی دارند.
ب)مسابقات و چالشها
برگزاری مسابقات آموزشی و چالشهای خلاقانه که معلمان و دانشآموزان را به نوآوری ترغیب کند، میتواند انگیزه یادگیری را افزایش دهد. این مسابقات باید شامل موضوعاتی باشند که برای دانشآموزان جذاب باشند.
پ)حمایت از ایدههای نو
فراهمکردن فضایی برای ارائه ایدهها و طرحهای نوین معلمان و دانشآموزان میتواند باعث ایجاد انگیزه برای نوآوری شود. این فضا باید شامل جلسات منظم برای بررسی ایدهها باشد.
۶-ارزیابی و بازخورد مستمر
الف) سیستم ارزیابی عملکرد
ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد معلمان که شامل معیارهای واضح و قابلاندازهگیری باشد، ضروری است. این سیستم باید بتواند نقاط قوت و ضعف معلمان را شناسایی کند.
ب)بازخورد ۳۶۰ درجه
استفاده از بازخورد ۳۶۰ درجه از سوی همکاران، مدیران و دانشآموزان برای شناسایی نقاط قوت و ضعف بسیار مؤثر است. این بازخورد باید سازنده باشد و به معلمان کمک کند تا نقاط قوت خود را تقویت کنند.
پ)پیشنهادات اصلاحی
ارائه پیشنهادها اصلاحی بر اساس نتایج ارزیابیها و کمک به معلمان برای بهبود مهارتها و روشهای تدریس بسیار مهم است. این پیشنهادها باید عملیاتی باشند تا معلمان بتوانند آنها را در کلاس درس پیادهسازی کنند.
نتیجهگیری
توانمندسازی معلمان نسل جدید یک فرایند چندبعدی است که نیازمند همکاری، منابع مناسب و حمایت مستمر است. با اجرای این راهکارها، میتوان کیفیت آموزش را افزایش داد و به تحقق اهداف آموزشی کمک کرد. این فرایند نهتنها بر کیفیت تدریس تأثیر مثبت دارد؛ بلکه موجب رشد حرفهای معلمان و افزایش رضایت شغلی آنها نیز میشود.
در نهایت، توانمندسازی معلمان نهتنها تأثیر مثبتی بر خود معلمان دارد؛ بلکه بر روی دانشآموزان نیز تأثیرگذار خواهد بود؛ زیرا وقتی معلم توانمندتر باشد، کیفیت تدریس بالاتر رفته و نتیجه آن افزایش یادگیری دانشآموزان خواهد بود؛ لذا سرمایهگذاری در توانمندسازی معلمان باید یکی از اولویتهای اصلی نظامهای آموزشی باشد تا بتوانیم نسلی خلاق، مبتکر و توانمند تربیت کنیم که قادر باشد با چالشهای دنیای مدرن روبرو شود.
روش های آموزش انفرادی
نظامهای آموزشی جهان امروز در موقعیتی به فعالیت خود ادامه میدهند که تغییرات سریع علم و فناوری بر تمام جنبه های زندگی انسان عصر جدید تاثیر گذاشته است.
دیگر نمیتوان باور داشت که پرورش و ارتقای اندیشه افراد تنها محصول رخدادهای آموزشی درون هادهای تربیتی باشد، زیرا در جهان امروز پیشرفت و گسترش دانش به گسترش فناوری های پیشرفته عصر اطلاعات گره خورده و حوزه دانش دایما در حال تحول است . بنابراین اطلاعات علمی دیگر محدود به کتابهای درسی تالیف و چاپ شده نیست۰
آموزش انفرادی به آموزشی گفته میشود که دانشآموزان در فعالیتهای خود مستقل باشند و پیشرفت تحصیلی بر اساس توان فردی آنها صورت گیرد.
محتوای آموزشی باید به نحوی نوشته و سازماندهی شود که دانشآموز بتواند ،درون مدرسه یا خارج از آن به مطالعه و کسب تجارب یادگیری بپردازد
نظام آموزشی یا معلم موظف است امکانات مورد نیاز را در محیط آموزشی فراهم سازد تا دانش آموزان به تناسب موقعیت و نیازشان به مطالعه و یادگیری بپردازند،
در این نوع آموزش ،اغلب محتوایی یکنواخت و سازمان یافته به صورت نوشتار چاپی یا الکترونیک در اختیار یادگیرندگان قرار میگیرد.
زمان و نوع فعالیت اغلب خود گردان و نسبتاً خود کنترل و انعطاف پذیر است.
توجه دانش آموزان دقیقاً باید بر جنبههایی از موضوع متمرکز شود که مرتبط با اهداف آموزشی است .
محتوای آموزشی به صورت برنامهای منظم ،گام به گام و اغلب به شکل نوشتاری ، دیداری_شنیداری و الکترونیکی طراحی و سازماندهی میشود.
اهداف مهم این آموزش عبارتند از :
رعایت تفاوتهای فردی
رشد استقلال در عمل و یادگیری
ایجاد مهارت در مطالعه
عادت به مطالعه مستمر
پیشرفت بر اساس توان فردی
عادت به مطالعه مستمر
پیشرفت بر اساس توان فردی
خود تحولی و خودسنجی
یادگیری در حد تسلط.
رسالت دانشگاه فرهنگیان
دانشگاه فرهنگیان به عنوان یک نهاد آموزش عالی برای تربیت معلمان، متعهد است معلمانی با هویت ایرانی و اسلامی تربیت کرده و همچنین با گذشت زمان،سطح دانش و مهارت دانشجومعلمان را ارتقا دهد. این موضوع، رسالت این دانشگاه در قبال جامعه و حکومت اسلامی است.
روش های تدریس در دوره ابتدایی برای معلمان
بررسی روش های تدریس در دوره ایتدایی برای معلمان در ادامه خواهیم داشت.
مهارت های موثر در تدریس معلمان
معلمان نقش مهمی در جامعه ایفا می کنند. آنها مسئول آموزش و پرورش فرزندان هستند و تأثیر عمیقی بر زندگی آنها می گذارند. آموختن مهارت های لازم معلمان کمک می کند تا معلمین بتوانند به طور موثر تدریس کنند و دانش آموزان را به موفقیت برسانند.
چه بسیار معلمانی که عدم مهارتشان در برقراری ارتباط صحیح، فن بیان مناسب، تفکر صحیح و خلاق و… باعث شده شاگردانشان از مدرسه و تحصیل فراری شوند و دور درس خواندن یک خط قرمز بکشند.
پژوهش و توسعه در کار معلمی
سلام و عرض و ادب خدمت دوستان گرامی
دنیای متغیر امروز مستلزم آن است که معلمان در زمینه حرفهای بهصورت مداوم اطلاعات خود را بهروز کنند. اهمیت کیفیت توسعهی حرفهای به دلیل تشدید چالشهای پیشروی معلمان در حرفهی معلمی و افزایش انتظارات مردم از کیفیت آموزش است (Ganser, 2002). معلم ازآنجهت مورد تأکید است که کارگزار اصلی تعلیموتربیت بهشمار میرود و اهداف متعالی نظامهای تعلیموتربیت در ابعاد مختلف در نهایت باید بهواسطهی او محقق شود. تعامل مستمر و چهره به چهرهی معلم با دانشآموزان، وی را در موقعیت ممتاز و منحصربهفردی قرار میدهد که هیچ عنصر انسانی دیگری در این سازمان از آن برخوردار نیست (Mehrmohammadi, 2012). معلمان، نهتنها یکی از متغیرهای نیازمند تغییر بهمنظور بهبود سیستمهای آموزشی هستند بلکه مهمترین عامل ایجادکننده تغییر نیز محسوب میشوند.
طراحی آموزشی در آموزش و پرورش
طراحی آموزشی (Instructional Design) نقش بسیار حیاتی در آموزش و پرورش ایفا میکند. این فرآیند به طور سیستماتیک به ایجاد تجارب یادگیری موثر و کارآمد میپردازد.
ارزشیابی آغازین و اهمیت آن
ارزشیابی آغازین، همانطور که از نامش پیداست، اولین گام در فرایند ارزشیابی آموزشی است. این ارزشیابی پیش از آغاز تدریس انجام میشود و هدف آن، سنجش دانش، مهارتها و نگرشهای قبلی دانشآموزان نسبت به موضوع درس است. اهمیت این مرحله از ارزشیابی در طراحی و اجرای موثر یک طرح درس بسیار زیاد است.
چرا ارزشیابی آغازین مهم است؟
تعیین نقطه شروع: ارزشیابی آغازین به معلم کمک میکند تا بداند دانشآموزان چه چیزهایی را میدانند و چه چیزهایی را نمیدانند. با این اطلاعات، معلم میتواند محتوای آموزشی را به صورت دقیقتر و متناسب با سطح دانش دانشآموزان تنظیم کند.
شناسایی پیشنیازها: این ارزشیابی به معلم کمک میکند تا پیشنیازهای لازم برای یادگیری موضوع جدید را شناسایی کند. اگر دانشآموزان پیشنیازهای لازم را نداشته باشند، معلم میتواند برنامهای برای تقویت این پیشنیازها طراحی کند.
شخصیسازی آموزش: با توجه به نتایج ارزشیابی آغازین، معلم میتواند برنامه آموزشی را به صورت فردی یا گروهی برای هر دانشآموز یا گروهی از دانشآموزان تنظیم کند.
افزایش انگیزه: وقتی دانشآموزان متوجه شوند که معلم از پیشدانستههای آنها آگاه است و آموزش را بر اساس آن تنظیم میکند، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا میکنند.
بهبود کیفیت آموزش: با استفاده از نتایج ارزشیابی آغازین، معلم میتواند روشهای تدریس خود را بهبود بخشد و فعالیتهای یادگیری متنوعتری را طراحی کند.
انواع ارزشیابی آغازین
پرسش و پاسخ: سادهترین روش ارزشیابی آغازین، پرسیدن سوالات شفاهی یا کتبی از دانشآموزان است.
آزمون کوتاه: یک آزمون کوتاه میتواند برای سنجش دانش قبلی دانشآموزان در مورد موضوع مورد نظر استفاده شود.
مشاهده: معلم میتواند با مشاهده رفتار دانشآموزان در حین انجام فعالیتهای مختلف، اطلاعاتی در مورد دانش و مهارتهای آنها کسب کند.
مصاحبه: مصاحبه با دانشآموزان به صورت انفرادی یا گروهی میتواند اطلاعات دقیقتری در مورد نظرات و دیدگاههای آنها ارائه دهد.
مثالهایی از سوالات ارزشیابی آغازین
ریاضی: قبل از شروع درس کسرها، معلم میتواند از دانشآموزان بخواهد تا یک شکل را به چند قسمت مساوی تقسیم کنند.
علوم: قبل از شروع درس چرخه آب، معلم میتواند از دانشآموزان بخواهد تا یک نقاشی از چرخه آب بکشند.
زبان انگلیسی: قبل از شروع درس زمانهای گذشته، معلم میتواند از دانشآموزان بخواهد تا جملاتی را در مورد کارهایی که دیروز انجام دادهاند، بنویسند.
جمعبندی
ارزشیابی آغازین یک ابزار قدرتمند برای معلمانی است که میخواهند آموزش مؤثری را ارائه دهند. با استفاده از این ارزشیابی، معلم میتواند دانشآموزان را بهتر بشناسد، نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی کند و برنامه آموزشی را به صورت دقیقتری تنظیم کند. در نتیجه، یادگیری دانشآموزان بهبود یافته و آنها میتوانند به طور مؤثرتری به اهداف آموزشی دست یابند.
نکته مهم: ارزشیابی آغازین باید به صورت مداوم و در طول سال تحصیلی انجام شود تا معلم بتواند پیشرفت دانشآموزان را به طور دقیق ارزیابی کند و در صورت نیاز، تغییراتی در برنامه آموزشی ایجاد کند.
سیدمحمدرضاکرمی
کودکان دوزبانه در مدرسه
مطمئناً، موضوع کودکان دوزبانه در مدرسه بسیار مهم و قابل توجه است. این کودکان با فرصتها و چالشهای منحصر به فردی روبرو هستند:
نقش معلم در فرایند برنامه ریزی درسی
نقش معلم در فرآیند برنامهریزی درسی یکی از ارکان اصلی و حیاتی در موفقیت برنامههای درسی است. معلمان نه تنها مجریان برنامههای درسی هستند، بلکه در طراحی، اصلاح و اجرای آنها نیز نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. در ادامه، برخی از جنبههای نقش معلم در فرآیند برنامهریزی درسی آورده شده است:
1. تحلیل نیازها و شناسایی اهداف آموزشی:
معلمان با شناخت دقیق از نیازهای آموزشی دانشآموزان، میتوانند اهداف آموزشی مناسبی را تعیین کنند. این اهداف باید متناسب با سطح یادگیری و ویژگیهای دانشآموزان باشد و معلمان به عنوان افرادی که با دانشآموزان ارتباط نزدیک دارند، این تحلیل را به خوبی انجام میدهند.
2. تعیین محتوای درسی و انتخاب منابع آموزشی:
معلم در انتخاب محتوای درسی و منابع آموزشی تأثیر زیادی دارد. معلمان با توجه به نیازهای یادگیری و سطح درک دانشآموزان، بهترین و مناسبترین منابع آموزشی را انتخاب میکنند تا فرآیند یادگیری به بهترین شکل ممکن انجام گیرد.
3. طراحی و تدوین فعالیتهای یادگیری:
معلمان با استفاده از روشهای مختلف تدریس و فعالیتهای تعاملی، فرآیند یادگیری را طراحی میکنند. این فعالیتها میتوانند شامل تمرینهای گروهی، پروژههای عملی، بحثهای کلاسی و سایر فعالیتهایی باشند که به افزایش مشارکت دانشآموزان در کلاس کمک میکند.
4. ارزیابی و بازخورد به دانشآموزان:
معلمان در طول فرآیند برنامهریزی درسی باید روشهای ارزیابی متنوعی را طراحی کنند تا پیشرفت دانشآموزان را پیگیری کنند. این ارزیابیها به معلمان کمک میکند تا بتوانند بازخوردهای لازم را به دانشآموزان بدهند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در برنامه درسی اعمال کنند.
5. انعطافپذیری و تطبیق برنامه با شرایط کلاسی:
معلمان با توجه به وضعیت کلاسی، سطح تواناییها و نیازهای خاص دانشآموزان، برنامه درسی را به طور مستمر تطبیق و تنظیم میکنند. آنها باید انعطافپذیر باشند تا بتوانند با چالشهای مختلف در کلاس مواجه شوند.
6. ایجاد محیط یادگیری مناسب:
معلمان باید محیطی را فراهم کنند که در آن دانشآموزان بتوانند به طور فعال و مشارکتی یاد بگیرند. این محیط شامل جو روانی مناسب، استفاده از تکنولوژیهای آموزشی و فراهم کردن ابزارهای لازم برای یادگیری است.
7. همکاری با همکاران و مدیران آموزشی:
معلمان در فرآیند برنامهریزی درسی باید با همکاران خود، مشاوران آموزشی و مدیران مدارس همکاری کنند تا اطمینان حاصل شود که برنامههای درسی همسو با اهداف کلان آموزشی و سیاستهای مدرسه پیش میروند.
8. بازنگری و بهبود برنامههای درسی:
معلمان باید برنامههای درسی را ارزیابی کرده و در صورت نیاز به اصلاحات و بهبودها بپردازند. این کار میتواند از طریق بررسی نتایج ارزیابیها، بازخورد دانشآموزان و تجربیات شخصی معلمان صورت گیرد.
در مجموع، معلمان نه تنها مجریان برنامههای درسی هستند، بلکه با دانش و تجربه خود میتوانند به بهبود، انعطافپذیری و کاربردیتر شدن برنامههای درسی کمک کنند.
نقش معلم در فرایند برنامه ریزی درسی
نقش معلم در فرآیند برنامهریزی درسی یکی از ارکان اصلی و حیاتی در موفقیت برنامههای درسی است. معلمان نه تنها مجریان برنامههای درسی هستند، بلکه در طراحی، اصلاح و اجرای آنها نیز نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. در ادامه، برخی از جنبههای نقش معلم در فرآیند برنامهریزی درسی آورده شده است:
1. تحلیل نیازها و شناسایی اهداف آموزشی:
معلمان با شناخت دقیق از نیازهای آموزشی دانشآموزان، میتوانند اهداف آموزشی مناسبی را تعیین کنند. این اهداف باید متناسب با سطح یادگیری و ویژگیهای دانشآموزان باشد و معلمان به عنوان افرادی که با دانشآموزان ارتباط نزدیک دارند، این تحلیل را به خوبی انجام میدهند.
2. تعیین محتوای درسی و انتخاب منابع آموزشی:
معلم در انتخاب محتوای درسی و منابع آموزشی تأثیر زیادی دارد. معلمان با توجه به نیازهای یادگیری و سطح درک دانشآموزان، بهترین و مناسبترین منابع آموزشی را انتخاب میکنند تا فرآیند یادگیری به بهترین شکل ممکن انجام گیرد.
3. طراحی و تدوین فعالیتهای یادگیری:
معلمان با استفاده از روشهای مختلف تدریس و فعالیتهای تعاملی، فرآیند یادگیری را طراحی میکنند. این فعالیتها میتوانند شامل تمرینهای گروهی، پروژههای عملی، بحثهای کلاسی و سایر فعالیتهایی باشند که به افزایش مشارکت دانشآموزان در کلاس کمک میکند.
4. ارزیابی و بازخورد به دانشآموزان:
معلمان در طول فرآیند برنامهریزی درسی باید روشهای ارزیابی متنوعی را طراحی کنند تا پیشرفت دانشآموزان را پیگیری کنند. این ارزیابیها به معلمان کمک میکند تا بتوانند بازخوردهای لازم را به دانشآموزان بدهند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در برنامه درسی اعمال کنند.
5. انعطافپذیری و تطبیق برنامه با شرایط کلاسی:
معلمان با توجه به وضعیت کلاسی، سطح تواناییها و نیازهای خاص دانشآموزان، برنامه درسی را به طور مستمر تطبیق و تنظیم میکنند. آنها باید انعطافپذیر باشند تا بتوانند با چالشهای مختلف در کلاس مواجه شوند.
6. ایجاد محیط یادگیری مناسب:
معلمان باید محیطی را فراهم کنند که در آن دانشآموزان بتوانند به طور فعال و مشارکتی یاد بگیرند. این محیط شامل جو روانی مناسب، استفاده از تکنولوژیهای آموزشی و فراهم کردن ابزارهای لازم برای یادگیری است.
7. همکاری با همکاران و مدیران آموزشی:
معلمان در فرآیند برنامهریزی درسی باید با همکاران خود، مشاوران آموزشی و مدیران مدارس همکاری کنند تا اطمینان حاصل شود که برنامههای درسی همسو با اهداف کلان آموزشی و سیاستهای مدرسه پیش میروند.
8. بازنگری و بهبود برنامههای درسی:
معلمان باید برنامههای درسی را ارزیابی کرده و در صورت نیاز به اصلاحات و بهبودها بپردازند. این کار میتواند از طریق بررسی نتایج ارزیابیها، بازخورد دانشآموزان و تجربیات شخصی معلمان صورت گیرد.
در مجموع، معلمان نه تنها مجریان برنامههای درسی هستند، بلکه با دانش و تجربه خود میتوانند به بهبود، انعطافپذیری و کاربردیتر شدن برنامههای درسی کمک کنند.
آموزش ضمن خدمت معلمان چیست؟
آموزش ضمن خدمت معلمان به مجموعهای از برنامهها و دورههای آموزشی اطلاق میشود که به منظور بهروزرسانی و ارتقاء مهارتها و دانش معلمان در حین فعالیت شغلی آنها ارائه میشود. هدف اصلی این آموزشها بهبود کیفیت تدریس، افزایش کارآیی معلمان و تأمین نیازهای آموزشی آنان است.
این آموزشها میتواند شامل موارد زیر باشد:
کارگاهها و سمینارها: جلسات آموزشی کوتاهمدت که به صورت حضوری یا آنلاین برگزار میشوند.
دورههای آموزشی: کلاسها و دورههای بلندمدتتر که به صورت مستمر و منظم برگزار میشوند.
آموزشهای آنلاین: دورهها و مواد آموزشی که به صورت الکترونیکی و از طریق اینترنت قابل دسترسی هستند.
کارآموزی و مربیگری: برنامههایی که معلمان تازهکار را با محیط کار آشنا کرده و تحت نظر معلمان مجربتر آموزش میدهند.
نشستها و جلسات داخلی: جلسات منظم که در آنها به مسائل و موضوعات جدید و مرتبط با تدریس پرداخته میشود.
این نوع آموزشها به معلمان کمک میکند تا با تغییرات جدید در حوزه آموزشی آشنا شوند و مهارتهای لازم برای تدریس بهتر را کسب کنند. همچنین، به آنها این امکان را میدهد تا روشهای جدید تدریس را یاد بگیرند و به دانشآموزان خود کمک بهتری ارائه دهند.
نویسنده : علیرضا عتیق (گروه 21)
تاریخ: 25 اذر 1403
اسناد و قوانین آموزش و پروش
مروری بر شیوه آموزش بر اساس همکاری یاددهنده و یادگیرنده
ارشیا یزدانی مقدم (اصول برنامه ریزی درسی)
آموزش به روش همکاری یکی از رویکردهای مدرن و مؤثر در فرآیند یاددهی و یادگیری است که تأکید زیادی بر تعامل و همکاری بین دانشآموزان دارد. در این روش، دانشآموزان به صورت گروهی کار میکنند و با به اشتراک گذاشتن ایدهها، تجربیات و دانشهای خود، به یادگیری عمیقتری دست مییابند. معلمان نیز در این فرآیند نقش تسهیلکننده را ایفا میکنند و به ایجاد فضایی پویا و محرک برای یادگیری کمک میکنند.
این نوع آموزش نه تنها مهارتهای اجتماعی دانشآموزان را تقویت میکند، بلکه به آنها اجازه میدهد که درک بهتری از مفاهیم پیچیده پیدا کنند.مزایای آموزش به روش همکاری بسیار چشمگیر است. یکی از اصلیترین مزایا، افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت ارتباطات میان دانشآموزان است که باعث افزایش اعتماد به نفس و مهارتهای ارتباطی آنها میشود. همچنین، این روش میتواند به توسعه مهارتهای حل مسئله و تفکر انتقادی کمک کند، زیرا دانشآموزان در کنار هم به تبادل نظر و بحث میپردازند.
بهعلاوه، از آنجایی که هر دانشآموز در یک گروه مسئولیتهایی دارد، احساس تعلق و تعهد بیشتری نسبت به یادگیری خود پیدا میکند، که این امر میتواند انگیزه و علاقه آنها به یادگیری را افزایش دهد.
ارشیا یزدانی مقدم (اصول برنامه ریزی درسی)
خشم در کودکان و نوجوانان
یکی از احساسات برجسته ای است که هر انسانی آن را تجربه می کند
این احساس یا به صورت ظاهری در چهره بروز کرده یا به صورت درونی و
با افسردگی و.....نشان داده می شود. همه انسان ها با خشم زاده شده اند و
خشم بخشی از وجود ما بوده که در موقعیت های خاص از وجود ما بیرون می
آید و در موقعیت های خاص یا به صورت پنهان از وجود ما بیرون می آید.
فرایند خشم در کودکان و نوجوانان شامل یه تجربه جسمی یا روانی است که از
ابتدای تولد همراه آن ها بوده و ممکن است به شکل عصبانیت، پرخاشگری،
فریاد، نفرت و حسادت و..... ظاهر شود.
خشم در کودکان و نوجوانان درمواقعی خصمانه و با شدت باال هستند که در
مواقعی قادر به کنترل آن نیستند مثال ممکن است با شنیدن نه به تماشای
تلویزیون محل راترک یا رفتار تهاجمی از خود نشان دهد.
گاهی رفتارهای اطرافیان باعث می شود خشم در کودکان و نوجوانان فرو
خورده شود. هرچه خشم را در کودکان و نوجوانان نادیده بگیریم و به غلط به
آن ها آموزش دهیم که خشمشان را در خود فرو بریزند احتمال دارد عواقب
بدتری اتفاق بیفتد.
تماشای سلایر یا فیلم های خشونت آمیز
✓ رفتارهای والدی ن
✓ ناامیدی
✓ اختالالت رشد عصبی
✓ محیط های پر استرس
✓ رقابت خواهر و برادر
✓ فقر والدین
✓ و...................
مثال وقتی کودک و نوجوان را از انجام کاری محدود کنیم - زمانی که
از آن ها فاصله می گیرید و آن ها را طرد می کنید - مسائل شخصی
و عاطفی و عدم ارتباط با دیگران - شرایط اقتصادی و فقر والدین
عالئم خشم
1)عصبانیت و طغیان انفجاری یا خشونت آمیز
2)تمسخر یا توهین به همساالن به منظور تحریک آن ها
3)تهدید به صدمه زدن به خود یا دیگری
4)صدمه زدن به حیوانات
5)تخریب اموال و وسایل دیگران
6)دروغ و دزدی
7)استفاده از اسباب بازی به عنوان سالح
8)تغییر دمای بدن و افزایش آن
9)تغییر رنگ پوست به سرخی
10 )و.......................................
راه های کنترل خشم
واکنش مناسب به خشم در کودکان و نوجوانان به متغیرهایی مانند
سن، نوع رفتار و شرایط محیطی وابسته است.
شناخت محرک های کج خلقی: هر موقعیتی که در بردارنده تغییری باشد
ممکن است کج خلقی را در پی داشته باشد. برخی کودکان به ویژه حساس،
بیش فعال یا کودکانی که با محیط سازگار نیستند بیشتر در معرض بروز
کج خلقی و خشم هستند. خستگی یا گرسنگی هم باعث کج خلقی میشود.
چگونه جلوی جیغ زدن آن ها را بگیریم: ساده ترین راه این است
چیزی را که کودک می خواهد به او بدهید، این استراژدی در طوالنی مدت
هیچ فایده ای برای شما نخواهد داشت زیرا کودک هرچه بخواهد دائما به
حالت عصبانیت در می آید. اولین قدم این است که احساسات خود را کنترل
کنید و نفس عمیق بکشید سپس با آرامش به کودک بگویید که احساس خشم
رفتار غیر قابل قبول است.
ایجاد محیطی پشتیبان کننده: ایجاد محیط آموزشی متناسب با نیازها و
سبک های یادگیری دانش آموزان که از قوانین و مقررات روشن
برخوردار باشد. مثال در کالس یه سری قوانین آموزشی مثل احترام به
همکالسی ها یا عدم استفاده از خشونت قرار داد واز دانش آموزان خواست
که قوانین را رعایت کنند و بازخورد مثبت به دانش آموزانی که قوانین را
رعایت می کنند ارائه کرد یا ایجاد فضای باز و دوستانه در کلاس.
نقش والدین در خشم
پرخاشگری کودک ممکن است ناشی از عوامل ژنتیکی باشد. پس این رفتار
همراه آن ها رشد می کند و اگر به سرعت متوجه آن نشوید تغییر آن در
بزرگسالی سخت است. منظور از نقش ژنتیک درعصبانیت از سوی
کودکان این است که احتماال والدین آن ها نیز پرخاشگر بوده اند. پس والدین
باید رفتارهای خشن همراه با عصبانیت خود را کنترل و مدیریت کند به
خصوص زمانی که فرزندان حضور دارند چون رفتار والدین را به خوبی
متوجه می شوند.
وقتی مادر ناراضی و خشمگین است، کودک هم عصبانی و تندخو می
شود. پدری که زیاد مضطرب است این اضطراب را به فرزند خود منتقل
می کند.
والدین برای درمان پرخاشگری:
o علت پرخاشگری را پیدا کنید
o زمان مناسبی را برای واکنش انتخاب کنید
o مثل یک دوست با کودک گفتگو کنید
o تحمل خود را باال ببرند و کمتر عصبانی شوند
o وسواس و کمال گرایی خود را کم کنند
o به آن ها ورزش هایی مانند پیاده روی و ورزش پیشنهاد دهید
o اطالعات و آگاهی خود را درباره مراحل رشد فرزندان افزایش دهید
کارهایی که والدین در رفتار فرزندشان نباید انجام دهند: عدم هماهنگی
والدین در تربیت فرزند – سرزنش آن و عدم قدردانی و تحسین او – تنبیه
بدنی و کودک آزاری – افسردگی والدین – تنش های شدید خانوادگی
و..........
نقش معلم در خشم
دانش آموزان به ویژه آنان که در مقطع ابتدایی تحصیل می کنند بر اثر
عوامل مختلفی در معرض رفتارهای خشونت آمیز قرار می گیرند و این
رفتارها در یادگیری آنان تاثیر می گذارد. یک معلم موفق باید بتواند این
رفتار را در دانش آموزان با استفاده از روش های مناسب کنترل کند و
هرگونه عاملی که در یادگیری دانش آموزان اختالل ایجاد کند را از بین
ببرند یا کاهش دهند.
❖ابتدا علت خشم را پیدا کند
❖آرامش خود را حفظ کند و برخوردی مناسب داشته باشد.
❖از تنبیه بدنی خودداری کند
❖مثل یک دوست با دانش آموز رفتار کند
❖در صورت وجود مشکل در خانواده با والدین صحبت کند
❖درصورت رفع نشدن مشکل از مشاور مدرسه کمک بگیرد
نتیجه گیری
در پایان باید بدانیم که خشم در وجود همه ما انسان ها وجود
دارد اما دوران کودکی و نوجوانی دوران مهمی است که
شخصیت فرد را شکل می دهد. کودک و نوجوان در کنترل
خشم ماهر نیستند و این ناتوانی به دیگر رفتارهای تنش زا
منجر می شود.
والدین و معلم نقش مهمی در کنترل خشم کودک و نوجوان
دارند آن ها باید به آن ها آموزش دهند که خشم خود را
شناسایی کنند و مهارت مدیریت خشم را یاد بگیرند و قبل از
عمل ابتدا فکر کنند، مهارت حل مسئله را یاد بگیرند، جرات
ورزی را تمرین کنند و.........
نکات مهم و کلیدی سند تحول بنیادین
در سند تحول بنیادین ساحت ها و نکاتی بیان شده است که ما در اینجا به نکات مهم و کلیدی آن اشاره خواهیم کرد.
روش تدریس بحث گروهی/فیضی
روش تدریس بحث گروهی
یکی از رویکرد های مشارکتی در آموزش است،که به دانشآموزان و دانشجویان اجازه میدهد از طریق تبادل نظر و تعامل با یکدگیر یادگیری را تعمیق بخشند.
این روش بر اساس مشارکت فعال و تفکر انتقادی طراحی شده و در موضوعاتی که نیاز به تحلیل،بررسی چند جانبه و دیدگاههای متفاوت دارند،بسیار کاربردی است...
![]()
![]()
![]()
معرفی رشته علوم تربیتی با گرایش برنامه ریزی تحصیلی
رشته برنامه ریزی درسی به عنوان یک فعالیت انسانی در تعلیم و تربیت افراد قدمتی طولانی و به عنوان یک رشته تحصیلی آکادمیک و منظم به سال 1918 بر میگردد. برنامه ریزی درسی به عنوان یک رشته دانشگاهی برای اولین بار در دانشکده تربیت معلم دانشگاه کلمبیا (نیویورک) در سال 1937 میلادی ایجاد و راه اندازی شد و بعد از آن این رشته در سایر دانشگاههای امریکا و دانشگاههای سایر کشورها از جمله دانشگاههای ایران شکل گرفت. تاریخچه شکل گیری این رشته در ایران به دهه 1360 برمیگردد که برای نخستین بار در دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم سابق) راه اندازی شد و در حال حاضر در اغلب دانشگاههای ایران در مقاطع کارشناسی ارشد و دوره دکتری در این رشته دانشجو پذیرش میشود.
نخستین دوره پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی در دانشگاه تبریز به سال 1379 و دوره دکتری به سال 1391 برمیگردد. دانشجویان این رشته در مقطع کارشناسی ارشد با گذراندن دروسی از قبیل؛ اصول و مبانی برنامه ریزی درسی، روشهای تحقیق در برنامه درسی، مبانی روانشناختی و اجتماعی در برنامه درسی، آمار استنباطى پیشرفته، طراحی برنامه درسی، نظریههای یادگیری و الگوهای تدریس، تاریخ مطالعات برنامه درسی، کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی، برنامهریزی درسی در مراکز تربیت معلم، اصول و روشهای تغییر، اجراء و ارزشیابی برنامه درسی، و پایان نامه به دانش، نگرش و مهارتهای ذیل دست مییابند:
شناخت مبانی فلسفی، اجتماعی، روانشناختی، فناورانه، و... برنامه درسی
فهم چیستی برنامه درسی به عنوان یک قلمرو معرفتی و حدود و ثغور آن
آشنایی با تاریخچه شکل گیری این حوزه مطالعاتی و سیر تاریخی و فضای مفهوم شناختی حاکم بر آن
آشنایی با انواع رویکردها و الگوها در ابعاد مختلف حوزه برنامه درسی مانند نیازسنجی، طراحی، تدوین، تدریس و ارزشیابی
آشنایی با نظام برنامه ریزی درسی ایران و جهان
تقویت قدرت تجزیه و تحلیل برنامههای درسی رشتهها و مقاطع مختلف تحصیلی
کسب مهارتهای تفکر انتقادی، پژوهشی، و آموزشی
شناخت مسایل و مشکلات رشته مطالعات برنامه درسی در ایران و جهان
همچنین، دانشجویان این رشته در مقطع دکتری تخصصی با گذراندن دروسی از قبیل؛ کاربرد روشهای آماری در برنامه درسی، روشهای تحقیق در برنامه درسی با تاکید بر روشهای کیفی، نظریه های برنامه درسی، مبانی فلسفی تربیت اسلامی، اصول و روشهای طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامههای درسی، روشهای تدریس و کاربرد فناوریهای نوین در آموزش، مطالعات تطبیقی در برنامه درسی، برنامه ریزی درسی در آموزش عالی، و رساله به کسب دانش، نگرش و مهارتهای ذیل نائل میآیند:
تشخیص سرفصلهای مورد نیاز برای مقاطع مختلف و یا رشتهها و گرایشهای مختلف تحصیلی
کسب بینش جدید در حوزه مسائل برنامه درسی برای حل مسائل و ارایه راهکارهایی کاربردی
ارزیابی کیفیت برنامه درسی مقاطع و دورههای مختلف تحصیلی و ارایه پیشنهاداتی برای اصلاح آن
تبیین انتقادی مسایل روز و نظریه پردازی در حوزههای مختلف مطالعات برنامه درسی
کشف حوزههای پژوهشی و آموزشی جدید در حوزه مطالعات برنامه درسی و آموزش و پژوهش
تحلیل و تبیین انتقادی وضع موجود ابعاد مختلف حوزه برنامه درسی در محیطهای مختلف، و ارایه راهکاری اصلاحی
مهارت در ارائه خدمات مشاورهای برای سازمانها، مدارس، و دانشگاهها در حوزه برنامه درسی
امکان سنجی رشتهها و تخصصهای موردنیاز در بخشهای مختلف
فارغ التحصیلان رشته برنامه ریزی درسی با کسب دانش، نگرش، و مهارتهای مذکور به عنوان معلم در مقاطع تحصیلی مختلف در آموزش و پرورش دولتی و خصوصی استخدام میشوند. همچنین، در واحدهای آموزش تمام سازمانهای آموزشی (مدارس و دانشگاهها، و مؤسسات آموزشی)، صنعتی، تجاری، اداری، نظامی، پزشکی، و ... به عنوان کارشناس آموزش فرصت استخدام دارند.
آیا طراح آموزشی همان طراح درس است؟
آیا تاکنون از خود پرسیدهاید: «طراحی آموزشی و طرح درس چه تفاوتهایی با هم دارند؟» نکته اساسی این است که وقتی واژههای متفاوتی وجود دارند، به احتمال غریببهیقین به معانی مختلفی دلالت دارند. طراحی آموزشی، همان ترسیم نقشه و راه فرایند یاددهیـ یادگیری است که میتواند حیطهای محدود از کلاس درس تا سازمانهای بسیار بزرگ و مخاطبان بسیار زیادی را دربر داشته باشد. حال آنکه از یک معلم موفق انتظار میرود، هنگام ورود به کلاس درس، ابزاری به نام طرح درس را با خود به همراه داشته باشد تا بتواند در امر تدریس موفقتر عمل کند و به اهداف یادگیری کتاب درسی در بازه زمانی مشخصشده برسد. از همین نکته این چالش در ذهن ایجاد میشود که احتمالاً طراحی آموزشی و طرح درس از نظر هدف، گستره، ماهیت و فرایند، و نیز از نظر کارکرد تفاوت داشته باشند.
طراحی آموزشی
طراحـی آمـوزشـی را مـیتـوان پیـشبینیکننـده و تنـظیمکـننده رویدادهای آموزشی براساس اهداف، محتوا و امکانات موجود با توجه به ویژگیهای یادگیرندگان تعریف کرد (رضوی و نوروزی، 1398؛ فردانش، 1390). هدف از طراحی آموزشی، فراهمآوردن امکانات مورد نیاز یادگیری است، زیرا انتخاب فعالیتهای یادگیری مؤثر و مناسب، عامل مهمی در فرایند طراحی یک مبحث آموزشی محسوب میشود. درواقع، با طراحی آموزشی ما میکوشیم قبل از قدم گذاشتن به صحنه یاددهیـ یادگیری، همه چیز را پیشبینی و آماده، و برنامه خود را تنظیم کنیم. بنابراین، طراح آموزشی فردی است که ضمن هماهنگی با متخصص موضوعی، همه فرصتها و محدودیتهای ممکن بر سر راه یاددهیـ یادگیری را کنار هم میچیند و برنامه آموزش را تدوین میکند. برای طراحی آموزشی الگوها و روشهای مختلفی وجود دارد، اما معمولاً مشاهده میشود که در اکثر الگوهای موجود، فعالیت طراحی آموزشی حول موارد زیر است:
• تنظیم و تحلیل اهداف آموزشی؛
• تحلیل موقعیت آموزشی؛
• تحلیل و تعیین محتوا، روشها و وسایل آموزشی؛
• تحلیل و تعیین نظام ارزشیابی (رضوی و نوروزی، 1398).
با طی کردن مراحل فوق (و احتمالاً فعالیتهای جانبی دیگر)، برنامهای در اختیار فرد یا مؤسسه ارائهدهنده آموزش قرار میگیرد که طراحی آموزشی است. برای طراحی آموزشی الگوهای متنوعی وجود دارند. برای اینکه بدانیم از کدام الگوی طراحی آموزشی استفاده کنیم، لازم است ضمن کسب آگاهی در مورد انواع الگوها، به مؤلفههایی نظیر اهداف آموزشی، مخاطبان، گستره فعالیت، محتوای آموزشی، امکانات و محدودیتهای موجود و ... توجه داشته باشیم.
طرح درس
در اصل، ایدهها و مقدمهچینیها و پیشبینیهایی که معلم قبل از رفتن به کلاس درس روی کاغذ یادداشت میکند، طرح درس نامیده میشود (شعبانی، 1390). معلم ابتدا در نظر میگیرد که قرار است طرح درس را برای یک جلسه تدریس (روزانه)، یک هفته (هفتگی)، یک ماه (ماهانه)، یک ترم (ترمی) یا یک سال تحصیلی (طرح درس سالانه) تدوین کند. سپس عنوان یا عنوانهای درسها را به همراه زمانی که باید به آنها اختصاص یابد، یادداشت میکند (تعداد جلسات). در ادامه:
• هدفهای آموزشی کلی، جزئی، و رفتاری را مشخص میکند.
• مخاطبان آموزشی را مشخص میسازد.
• رئوس مطالب را روی کاغذ میآورد.
• فعالیتهای لازم برای یادگیری هر مطلب را به همراه زمان لازم برای آن مطلب مرتب میکند.
• روش یا روشهای تدریس را مشخص میسازد.
• ابزارها و وسایل آموزشی و کمکآموزشی را در نظر میگیرد.
• تدابیر لازم برای ارزیابی مستمر و نیز ارزشیابی پایانی را لحاظ میکند.
• تدابیری را برای تمرین و انتقال موضوعها و مباحث درسی به موقعیتهای دیگر بهمنظور نهادینهشدن و کاربردیشدن یادگیری در نظر میگیرد.
چنانچه این مراحل و فعالیتها روی کاغذ اعمال شوند، طرح درس نامیده میشوند. طرح درس نقشه و طرحی آماده و قابل اجرا در کلاس درس است که به نوعی راهنمای عمل معلم و دانشآموز در کلاس درس به حساب میآید.
تفاوت طراحی آموزشی و طرح درس
تاکنون دانستیم که طراحی آموزشی و طرح درس شامل چه فعالیتهایی و از چه ویژگیهایی برخوردار هستند. با عنایت به مطالب فوق، میتوان برخی از تفاوتهای طراحی آموزشی و طرح درس را در قالب این موارد عنوان کرد:
۱. حیطه و گستره طراحی آموزشی و طرح درس متفاوت است. همانگونه که پیشتر عنوان شد، طرح درس ابزاری برای کمک به معلم برای انجام فعالیتهای یاددهیـ یادگیری در سطح کلاس و کتاب درسی است که میتواند حالت روزانه، هفتگی، ماهانه، ترمی یا سالانه داشته باشد. حال آنکه حیطه طراحی آموزشی بسیار وسیعتر است و میتواند تا حد سازمانها و مؤسسههای بینالمللی نیز گسترده باشد. در سطح نظام آموزشی، فعالیتهای طراحی آموزشی در سطح گسترده معمولاً توسط برنامهریزان آموزشی و درسی انجام میشوند و طراحی فرصتها و فعالیتهای یادگیری در سطح خرد در قالب طرح درس بر عهده آموزشگر قرار دارد.
۲. طراحی آموزشی فرایند و فعالیت ترسیم نقشه و جریان یاددهیـ یادگیری است، حال آنکه طرح درس نقشه ترسیمشده از جریان یاددهیـ یادگیری و در اصل، یک ابزار و فناوری ایجادشده در نتیجه توجه به اصول و مراحل طراحی آموزشی برای فعالیتهای یادگیری در سطح کلاس درس است.
۳. از آنجا که طرح درس نقشه ترسیمشده از جریان یاددهیـ یادگیری است (در اصل حاصلی از طراحی آموزشی است)، میتوان به نوعی رابطه کل و جز را بین طراحی آموزشی و طرح درس متصور شد. به عبارت دیگر، فعالیتی که برای تنظیم و تدوین طرح درس صورت میگیرد، خود نوعی طراحی آموزشی در سطح خرد است، اما هر فعالیت طراحی آموزشی الزاماً تدوین طرح درس نیست و میتواند موضوعها و حیطههای بسیار متنوعتر و گستردهتری را شامل شود.
۴. از آنجا که طرح درس به موقعیتهای کلاسی و فعالیت معلم و دانشآموزان معطوف است، تقریباً روالی منظم دارد و نسبتاً از پیچیدگی کمتری برخوردار است. اما طراحی آموزشی چون برای هر موقعیت و گسترهای که قرار باشد آموزشی اتفاق بیفتد، کاربرد دارد، لذا در موقعیتهای متنوع سازوکارهای متفاوتی دارد و از پیچیدگی بیشتری برخوردار است.
۵. طراحی آموزشی فرایندی است که هنوز محقق نشده است، اما طرح درس ابزاری آماده اجراست.
جمعبندی
طراحی آموزشی و طرح درس مفاهیمی هستند که ضمن داشتن همپوشانیها و تشابهاتی با یکدیگر، تفاوتها و تمایزهایی هم دارند. طراحی آموزشی همان ترسیم نقشه و جریان یاددهیـ یادگیری است که میتواند در هر موقعیتی که قرار است آموزشی اتفاق بیفتد، کاربرد داشته باشد. طرح درس نیز همان ایدهها و پیشبینی رویدادهایی است که معلم در قالب یک نوشتار با خود به کلاس درس میبرد. این مفاهیم از نظر هدف، مخاطب، گستره، کارکرد و ... با یکدیگر تفاوتهایی دارند. هر طرح درس نوعی حاصل و برونداد جریان طراحی آموزشی است، اما هر طراحی آموزشی الزاماً در قالب طرح درس محدود نیست.
منابع
1. رضوی، سید عباس و نوروزی، داریوش (1398). مبانی طراحی آموزشی. انتشارات سمت. تهران.
2. فردانش، هاشم (1390). مبانی نظری تکنولوژی آموزشی. انتشارات سمت. تهران.
3. شعبانی، حسن (1390). مهارتهای آموزشی و پرورشی. انتشارات سمت. تهران.
توصیه های هنگام تدریس
_tn3u.jpg)
👈 توصیههای هنگام تدریس 👉
🔆۱- بهترین وضعیت یک آموزگار در هنگام تدریس ، قرار گرفتن پای تخته ی کلاس است.
میزان تحرک و جابهجایی بهتر است مختصر، آرام و در محدودهی تخته ی کلاسی باشد.
این که مدام قدم بزنیم و یا در عرض و طول کلاس جابهجا بشویم ، تمرکز شاگردان را بر هم زده و به تدریج حرکت بیش از حد ما، برای دانش آموزان خستهکننده میشود.
🔆۲- بهترین حجم صدا هنگام تدریس، حجمی متوسط ، توأم با آرامش و بیان شمردهی کلمات است.
جالب نیست دانشآموز تذکر دهد: لطفا بلندتر
و نیز اشتباه است فکر کنیم با فریاد کشیدن مطالب را بهتر به شاگردان فهماندهایم.
فریاد زدن به هنگام تدریس تدریجاً گوش و ذهن آنها را خسته میکند و انرژی معلم را نیز تحلیل میبرد.
اگر درس را با فریاد زدن شروع کنیم ، دیگر تا انتها باید داد بزنیم؛ چون دانشآموزان عادت کرده و دیگر به صدای آهستهی ما توجه نخواهند کرد.
حجم متوسط صدا بهترین است و آن گاه میتوان گاهی با بالا بردن یا پایین آوردن صدا، توجه بیشتری را ایجاد نماییم....
🔆۳- نگاه دبیر باید بر روی صورت تمام دانش آموزان حرکت کند.
در هنگام تدریس فقط بعضی نفرات را نگاه کردن، و یا فقط به در و دیوار کلاس چشم دوختن، اثر منفی داشته و عدهای از شاگردان با این احساس که در دایره توجه قرار ندارند، کمکم از دنبال کردن صحبتهای ما دور خواهند شد.
🔆۴- از یاد نبریم دانشآموز بیش از آن که به مقدار پیشرفت درس در هر جلسه کلاس توجه کند، به محتوای مطالب گفته شده دقت می کند.
به عبارت دیگر قبل از آن که از خود بپرسد در یک جلسه چند صفحه کتاب تدریس شده، از خود می پرسد چه مطالبی را خوب و عمیق یاد گرفته است.
کیفیت آن چه تدریس میکنیم مهمتر از کمیت مطالب گفته شده است.
سریع و تند درس دادن مطالب درسی، معمولا دانش آموز را دچار اضطراب میکند.
این مطلب بهویژه در جلسههای اول شروع برنامهی کلاسها مهمتر است.
🔆۵- بیش از نود درصد دانشآموزان ، تختهای باصفا و زیبا را میپسندند.
از رنگهای متنوع استفاده کنیم.
تا جایی که ممکن است مرتب و منظم و خوشخط بنویسیم.
حتی المقدور از یک سمت تخته شروع کرده و بهتدریج و منظم کل تخته را پر کنیم.
🔆۶- اخلاق خود را برای شاگردان توضیح ندهیم.
کل توضیحاتی که در بارهی اخلاق و کاراکتر و انتظارات خودتان میدهید، نهایتاً نیم ساعت به یاد شاگردان می ماند.
آنها باید اخلاق و منش شما را از روی رفتارتان بفهمند و بهخاطر بسپارند.
به عبارت دیگر آن چه را که مستقیم یا غیرمستقیم از رفتار و حرکات شما ببینند، به خاطر خواهند سپرد.
🔆۷- دو چیز باعث تمکین، نظم و با اخلاق بودن دانشآموزان در کلاس یک آموزگار میشود :
اول : علاقهای که به آن دبیر دارند.
دوم : میزان احترامی که برای شخصیت آن آموزگار قائل هستند.
هیچ یک از دو مورد بالا با زور و اجبار ایجاد نخواهد شد.
دانش آموزان را دوست بدارید تا شما را دوست داشته باشند.
هر قدر آموزگار رفتار موقرتری داشته باشد، دانشآموزان نیز ناگزیر بیشتر به او احترام میگذارند.
🔆۸- بدترین اتفاقی که میتواند برای یک معلم بیفتد ، خشمگین شدن...فریاد زدن...و خدای ناکرده کلمات نامناسب بر زبان راندن است.
از نظر دانش آموزان معلمی که نتواند خودش را کنترل کند، قدرت کنترل کلاس را نیز نخواهد داشت.
خشمگین شدن و فریاد زدن، شخصیت یک معلم را در نظر کلاس فرو خواهد ریخت.
🔆۹- با دانش آموز جر و بحث نکنیم.
بحث کردن با دانش آموزان، بیش از آن که آنها را قانع کند، از شخصیت و اعتبار دبیر میکاهد.
خود را درگیر بحث نکنید.
اگر نظری راجع به روش تدریس و یا روش اداره کلاس میدهند، به نظرشان احترام بگذارید. با جملات منطقی اما نه خیلی طولانی، جوابهایی هوشمندانه بدهید. نگذارید بحث طولانی شود.
🔆۱۰- در مقابل خطاهای دانشآموزان، بیش از حد حساس نشده و عکسالعمل شدید نشان ندهیم.
گاهی یک نگاه معنادار کافیست.
گاهی یک تذکر دوستانه، اما جدی و بصورت انفرادی، مشکل را حل می کند.
گاهی جابهجا کردن و تغییر دادن محل نشستن یک دانش آموز ، آرامش و سکوت را به کلاس برمیگرداند.
🔆۱۱- هر قدر با مطالعهی بیشتر و دست پرتر به سر کلاس برویم، از احترام بیشتری برخوردار میشویم.
هنر زیبا درس دادن اگر با توان علمی بالا همراه شود، معجزه میکند.
🔆۱۲- از مهمترین نکات مثبت شغل ما، سر و کار داشتن با کودکانی پر انرژی، بانشاط و سرشار از حس زندگی است.
🎯 دانش آموزان آن گونه كه ما می خواهیم نمی شوند ، بلكه آن گونه كه هستیم می شوند.
❤بچه ها از کسی که دوست ندارند چیزی یاد نمی گیرند.
💠 امین زندی دره غریب
🔹️ تشکر
اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خوزستان سایت حاضر را با هدف اشتراک دانش و تجربه در زمینه رشته های مختلف دانشگاه فرهنگیان راه اندازی نمودند. هدف آن است که دانشجویان ورودی هر سال این مرکز با همکاری با اساتید خود در دروس مختلف ، کتب علمی، فایل های تدریس، پروژه های علمی دانشجویی انجام شده، تجارب و خاطرات خود از آموزش دانش آموزان، محتواهای علمی و مفید، معرفی سایت های مورد نیاز حرفه معلمی و.... را با هدف کمک به آموزش و پرورش( سیاست گذارن/ معلمان / مدیران/ معاونین) و دانشگاه فرهنگیان( اساتید/ مدیران/ معاونین و دانشجو معلمان و مهارت آموزان ماده 28) به اشتراک بگذارند.