تفاوت تدریس و یادگیری

تفاوت بین تدریس و یادگیری

يادگيرى تغييرى است که بر اثر تعامل شاگرد با محيط حاصل مى‌شود. تدريس را کنش متقابل معلم و شاگرد توصيف کرديم. در اين تعامل، معلم با برنامه‌ريزى تلاش مى‌کند شرايط مطلوب را براى تغيير بوجود آورد؛ بنابراين، تدريس و يادگيرى دو فرايند جدا هستند و هر کدام بايد نظريهٔ خاص خود را داشته باشند. يادگيرى در همه جا و هميشه و حتى بدون تدريس صورت خواهد گرفت. از طرف ديگر، هر تدريسى نيز هميشه منجر به يادگيرى نخواهد شد؛ يعنى شکست شاگردان در يادگيرى بدين معنى نيست که تدريس انجام نشده است و اين نيز بدان معنى نيست که تدريس و يادگيرى هيچ‌گونه ارتباطى با هم ندارند. مى‌توان با عمل تدريس کميت و کيفيت و سرعت يادگيرى را افزايش داد و يا شرايط را براى يادگيرى امورى که در شرايط معمولى امکان‌پذير نيست فراهم نمود.
نظريه‌هاى يادگيري، صرفاً به پديده‌هاى يادگيرى توجه دارد و هميشه معطوف به شاگرد است؛ به عبارت ديگر، نظريه‌هاى يادگيرى تبيين‌کنندهٔ چگونگى يادگيرى و توصيف‌کنندهٔ شرايطى است که با حصول آنها يادگيرى صورت مى‌گيرد، در حالى که نظريه‌هاى تدريس بايد بيان کننده، پيش‌بينى کننده و کنترل‌کنندهٔ موقعيتى باشد که در آن، رفتار معلم موجب تغيير رفتار شاگرد مى‌شود. نظريه‌هاى يادگيرى راه‌هاى يادگيرى شاگرد را بيان مى‌کند، در صورتى که نظريه‌هاى تدريس توصيف‌کنندهٔ روش‌هايى است که بدان وسيله يک فرد (معلم) فرد ديگرى (شاگرد) را تحت‌تأثير قرار مى‌دهد و سبب مى‌شود که او ياد بگيرد. برونر در بحث درباره تفاوت نظريه‌هاى تدريس و يادگيري، نظريه‌هاى يادگيرى را توصيفى و نظريه‌هاى تدريس را تجويزى مى‌خواند. براى تفکيک نظريه‌هاى توصيفى و تجويزى مى‌توان به قوانين توصيفى و تجويزى اشاره کرد. قوانين توصيفى قوانينى است که بيان‌کنندهٔ روابط بين متغيرها است و جنبهٔ وضعى ندارد، يعنى کسى آنها را وضع نمى‌کند. در حالى که قوانين تجويزي، مانند قوانين اجتماعي، جنبهٔ وضعى و قراردادى دارد؛ به عبارت ديگر، قوانين و نظريه‌هاى يادگيرى بر اثر تحقيقات کشف شده است و توصيف‌کنندهٔ روابط متغيرهاى مختلف يادگيرى است، در حالى که قوانين و نظريه‌هاى تدريس، همچون قوانين اجتماعي، به وسيله علماى تعليم و تربيت وضع مى‌شود.
شناخت نظريه‌هاى يادگيرى در فرايند فعاليت‌هاى آموزشى براى معلم لازم است، اما کافى نيست. قوانينى که در تحقيقات آزمايشگاهى توسط علماى روانشناسى کشف شده است، در اکثر مواقع ممکن است عيناً در کلاس درس کاربرد نداشته باشد. به قول معروف، هيچ‌گونه شباهتى بين طرز تلقى يک مربى و يک روانشناس آزمايشگاهى وجود ندارد. به اعتقاد هيلگارد، اگر کسى براى حل مسائل تربيتى به روانشناس رجوع کند، معمولاً مأيوس باز مى‌گردد؛ (Hilgard E.R and G.H. Bower- 1975) لذا در کنار نظريه‌هاى يادگيري، احتياج مبرم به نظريه‌هاى تدريس وجود دارد؛ زيرا در دنياى امروز، بيشترين و صحيح‌ترين نوع يادگيرى در مدرسه حاصل مى‌شود و روشى که معلمان در اين زمينه بکار مى‌گيرند، بخشى از کاربرد نظريه‌هاى تدريس است. متأسفانه، در زمينه تدريس، بر خلاف يادگيري، تحقيقات وسيعى صورت نگرفته است. اکثر معلمان در روند فعاليت‌هاى آموزشى متوسل به نظريه‌هاى يادگيرى مى‌شوند. دانستن اين نکته که يادگيرى چگونه صورت مى‌گيرد لازم است، اما کافى نيست. پزشکان، تنها با دانستن اينکه بدن انسان چگونه کار مى‌کند، نمى‌توانند طبابت کنند؛ آنان به بيش از اين اطلاعات نيازمندند. معلمان نيز به اطلاعاتى بيش از اينکه شاگردان چگونه ياد مى‌گيرند، نياز دارند.
بعلاوه، برخى از معلمان اصطلاح تدريس و ياد دادن را يکى تصور مى‌کنند و به يک معنى مى‌گيرند، در حالى که هر تدريسى منجر به ياد دادن نمى‌شود. وقتى که تدريس مى‌کنيم، فعاليت‌هايى را انجام مى‌دهيم، مثلاً صحبت مى‌کنيم، روى تخته گچى مى‌نويسيم، نمودار مى‌کشيم، نمايش مى‌دهيم، مى‌پرسيم و تمرين حل مى‌کنيم؛ اما وقتى ياد مى‌دهيم (مى‌آموزيم) علاوه بر اين فعاليت‌ها، کارهاى مهم‌تر ديگرى نيز انجام مى‌دهيم. ما شاگردان را به انجام دادن فعاليت‌هايى وادار مى‌کنيم. ياد دادن عبارت است از واداشتن ديگران به توجه و مشاهده، ايجاد ارتباط، به ياد آوردن و سرانجام استدلال کردن. براى درس دادن، کوشش کمترى نسبت به ياد دادن صرف مى‌شود؛ چنانکه صحبت کردن با مردم آسان‌تر از علاقه‌مند کردن آنان به صحبت‌هاى ما است، به نمايش درآوردن يک مهارت، ساده‌تر از تزريق آن در افکار ديگران است. تمرين دادن کمتر زحمت دارد تا کمک کردن به ديگران براى اينکه بفهمند چه چيزى را مى‌خواهند ياد بگيرند. اگر بخواهيم آنچه درس مى‌دهيم ياد بدهيم، بايد قادر باشيم شاگردان را درک کنيم و از آنچه در رفتار آنان اثر مى‌گذارد آگاهى يابيم. نتيجه اينکه اگر فعاليتى منجر به يادگيرى نشود تدريس نيست، اگر چه در اصطلاح عاميانه به آن تدريس بگويند. نکته ديگر اينکه معلم هرگز ياد نمى‌دهد، بلکه شرايط يادگيرى را فراهم مى‌کند. شاگرد است که ياد مى‌گيرد. اگر موقعيت مطلوب فراهم شود، يادگيرى شاگرد حتمى است

نقش ارزشيابي در برنامه ريزي درسي.

تعریف ارزشیابی :

ارزيابي آموزشي عبارت از انعکاس فعاليت هاي يک واحد يا پديده ي آموزشي در جهت بهبود و پيشرفت برنامه ها و فعاليت ها براي نيل به بازده و برون داد مورد نظر. (عباس بازرگان1380)

هدف هاي ارزشيابي
ارزشيابي وسيله اي براي رسيدن به اهداف زير می باشد:
1 - شناخت توانايي و زمينه هاي علمي شاگردان و تصميم گيري بري انجام فعاليت هاي بعدي آموزشي
2 - شناساندن هدف هاي آموزشي در فرآيند تدريس 3 - بهبود و اصلاح فعاليت هاي آموزشي
4 - شناخت نارسايي هاي آموزشي شاگردان و ترميم آنها 5 - ايجاد رغبت و کسب عادات صحيح آموزشي در دانش آموزان 6- ارتقاي دانش آموزان

دسته بندی ارزشیابی های آموزشی با توجه به زمان و هدف استفاده از آنها:
1.ارزشیابی آغازین 2.ارزشیابی تشخیصی 3.ارزشیابی تکوینی 4.ارزشیابی پایانی
ارزشیابی توصیفی:

این طرح الگوی کیفی است که تلاش می کند بر خلاف الگو های رایج ارزشیابی ،به جای کمی نگری از طریق توجه به معیار های برنامه درسی و آموزشی،به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از ضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد.

نقش ارزشيابي در ارتباط با اجزا نظام آموزشي:

1. نقش نظارت بر اهداف 2. نقش نظارت بر برنامه ها 3. نقش نظارت بر ابزار و روش اجراي برنامه 4. نقش بازخورد دهنده 5. نقش ارائه دهنده اطلاعات 6. نقش هدايت کننده شيوه مطالعه دانش آموزان و شيوه تدريس معلمان 7. نقش ارتباطي ارزشيابي

هدف ارزشيابي روشن نمودن خطاها ، انحراف ها و معايب و محاسن برنامه است وکسب اطلاعات بيشتر که به نوبه ي خود بتواند در اخذ تصميمات مربوط به برنامه ها موثر باشد در

اين صورت است که با کشف راه حل هاي سودمند دست اندارکاران نظام آموزشي را در راه رسيدن به اهداف ياري مي بخشد . ارزشيابي آموزشي روشي براي مقايسه ي وضع موجود با وضع مطلوب ، ابزاري موثر و مفيد براي کارايي نظام آموزشي است . معلمان بايد به عنوان مديران کلاس هاي درس براي تصميم گيري هاي آموزشي و درسي در کلاس از ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در جريان بهبود فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان بهره ها ببرند . البته ارزشيابي فرآيندي مستمر و دايمي است و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان همانند ديگر ارکان آموزش وپرورش اگر از ارزشيابي هاي مکرر بي بهره باشد . مشکلات زيادي را دامن گير جامعه تعليم و تربيت خواهد کرد.

توجه و روي آوري به ارزشيابي مستمر در نظام آموزشي و توسعه و تحول آن همواره چنين اهدافي را دنبال خواهد کرد :
1 - تغيير و تحول بنيادي نظام ارزشيابي در آموزش وپرورش
2 - تغيير و تحول بنيادي در ساختار و قوانين مربوط به ارزشيابي و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
3 - تغيير و تحول بنيادي در سيستم ارزشيابي مستمر
4 - تغيير و تحول بنيادي در طراحي آموزشي و برنامه ريزي درسي
5 - تغيير و تحول بنيادي در فرآيند ياددهي – يادگيري
تحقق اهداف فوق زمينه را براي همگام شدن نظام ارزشيابي آموزشي با تحولات جهاني آموزش وپرورش تسهيل خواهد کرد و آموزش وپرورش کشور را پويايي مي بخشد.

توجه و روي آوري به ارزشيابي مستمر در نظام آموزشي و توسعه و تحول آن همواره چنين اهدافي را دنبال خواهد کرد :
1 - تغيير و تحول بنيادي نظام ارزشيابي در آموزش وپرورش
2 - تغيير و تحول بنيادي در ساختار و قوانين مربوط به ارزشيابي و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
3 - تغيير و تحول بنيادي در سيستم ارزشيابي مستمر
4 - تغيير و تحول بنيادي در طراحي آموزشي و برنامه ريزي درسي
5 - تغيير و تحول بنيادي در فرآيند ياددهي – يادگيري
تحقق اهداف فوق زمينه را براي همگام شدن نظام ارزشيابي آموزشي با تحولات جهاني آموزش وپرورش تسهيل خواهد کرد و آموزش وپرورش کشور را پويايي مي بخشد.

آشنایی با اصول برنامه ریزی درسی

مقدمه :

در کل ، یک برنامه ریزی درسی مناسب باعث میشود که دانش آموزان مهارت، دانش ودرک لازم برای تبدیل شدن به یک دانش آموز موفق را بدست بیاورند شما باید تصمیم بگیرید که وقت ارزشمند خود را برای چه کار هایی اختصاص دهید .

اهمیت برنامه ریزی درسی

اکثر دانش آموزان برنامه ریزی درسی برای درس خواندن ندارند یا اینکه از آن پیروی نمی کنند نتیجه هر دو این ها پایین آمدن عملکرد تحصیلی آنها است. من وقت زیادی برای درس خواندن اختصاص میدهم ولی تلاش هایم بی نتیجه می ماند جمله ای است که ازاکثر دانش آموزان می شنوبم .باید بگوییم که دلیل اصلی آن نداشتن برنامه ریزی درسی درست است.

یک برنامه درسی،آمادگی وجهت دهی به اهداف را به شیوه درست تر ترتیب میدهد. تعیین اهداف واولویت بندی آنها باعث ترسیم یک برنامه درسی موثر میشود.

برنامه ریزی،احساس مسولیت برای انجام کارها را افزایش میدهد واین شروعی برای موفقیت ها میباشد.

از جنبه های مهم برنامه ریزی درسی درست می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.استفاده بهتر از زمان

زمانی که صحبت از موفقیت تحصیلی دانش آموزان میشود ،استفاده موثراز زمان بسیار مهم است . پایبندی به اصول برنامه ریزی درسی درست به اندازه مرحله ایجاد برنامه مهم است.شما با ایجاد یک برنامه درسی قصد دارید که به کارهایتان نظم دهید.واز زمان خودبرای مطالعه وانجام کار های دیگر استفاده کنید.به عنوان مثال،اگر در زمان تعیین شده مطالعه خود رانجام دهید دیگر بابت یک اتفاق پیش بینی نشده زمان مطالعه خود را از دست نمی دهید.


2.کاهش استرس

پیروی از اصول برنامع ریزی درسی به کاهش استرس کمک می کند. اکثر دانش آموزان منتظر آخرین روز یا آخرین ساعات برای شروع امتحان می مانند تا درس خواندن را شروع کنند واین یعنی تحمل استرس قبل از امتحان . انباشته شدن مطالب درسی فشار و استرس زیادی را به همراه دارد که آمادگی زود تر با برنامه ریزی درست می تواند باعث کنترل استرس شود.

3. کسب نمره بالاتر

اگر برنامه ریزی درستی برای مطالعه خود داشته باشید و با دقت آن را دنبال کنید ، تمام شرایط لازم برای کسب بالاترین نمره فراهم می شود . مرور مطالب درسی با استفاده از یک برنامه باعث می شود که ماندگاری مطالب درسی در ذهن دانش آموزان بیشتر شود .


مزایای برنامه ریزی درسی :

1. اولویت های دانش آموز مشخص میشود و سطح اهمیت و تلاش او برای یادگیری هر موضوع بالا می رود.

2.مطالب درسی انباشته نمی شوند و همین امر از سلامت جسمی و روحی دانش آموز محافظت می کند.

3. مطالعه در ساعات مشخص باعث افزایش تمرکز و ایجادحس نظم و انظباط می شود.

آشنایی با روش تدریس بارش مغزی

خداوند متعال انسان را طوری آفریده است که دارای برترین استعداد هاست که لازم است به این موجود خلاق و متفکر و پر استعداد توجه ویژه شود و شرایطی را فراهم کنیم که این استعداهایدش شکوفا شود. اولین محیطی که باید در این زمینه فغال تر باشد خانواده است . این مادر است که استعداد های کودکش را شکوفا میکند. این والدین هستند که از همان ابتدا باید به دوره ی سروری بچه های خود توجه کافی داشته باشند. باید به آن ها توجه شود تا ثمره ی خود را در آینده نشان دهند، و برای جامعه نتیجه بخش باشند. بعد از این که دانش آموز وارد مدرسه شد این مهم برعهده ی معلم است که بتواند استعداد های بچه را جهت دهد و استعداد هایش را شکوفا کند و آن ها را بکار گیرد. آن چه در مدارس ما باید به آن توجه شود تفکر خلاق و نقادانه است . این امر از آن زمان اهمیت پیدا کرده است که رهبر معظم انقلاب به تولید علم تاکیید کرده اند. چرا که اگر از این عرصه جابمانیم دیگر جبران آن دشوار خواهد بود. بنابراین معلمان باید از بهترین شیوه های تدریس استفاده کنند. یکی از این شیوه هایی که تفکر خلاق دانش آموزان ما را پرورش میدهد بارش مغزی است.

ادامه نوشته

چگونه کلاس جذاب داشته باشیم

.بازی‌های کلاسی به عنوان راهبردهای تدریس
مهم نیست هشت ساله یا هجده ساله باشید، همه بازی کردن را دوست دارند. بازی راهی عالی برای درگیر کردن افراد است. در حین بازی، دانش‌آموزان چنان غرق در بازی می‌شوند و زمان می‌گذرد که حتی متوجه نمی‌شوند در حال یادگیری هستند. می‌توانید برای هر درس بازی‌های متفاوت و منحصر به فردی بیابید. هر نوعی از بازی‌ها به شما کمک می‌کند در حالی که دانش‌آموزان را درگیر می‌کنید، کلاس خود را جذاب‌تر کنید.



۲. ارتباط مطالب کلاس با زندگی واقعی
زمانی که با آنچه دانش‌آموزان یاد می‌گیرند ارتباط واقعی برقرار کنید، به آن‌ها درک بیشتری می‌دهید از اینکه چرا نیاز دارند آن را یاد بگیرند. اگر دانش‌آموزانتان به طور مداوم می‌پرسند: «چه احتیاجی به یادگیری چیزی دارند» و شما همیشه جواب می‌دهید: «زیرا باید یاد بگیرید»، اعتبار خود را در برابر آن‌ها از دست می‌دهید و آن‌ها همچنان به چیزی که آموزش می‌دهید بی‌علاقه می‌مانند. در عوض، به آن‌ها پاسخ واقعی بدهید. مثلاً اگر ریاضی یاد می‌گیرند و می‌خواهند بدانند چه زمانی به آن نیاز خواهند داشت، به آن‌ها بگویید برای نوشتن چک پرداخت صورت حساب، خرید مواد غذایی، و فهم اینکه چگونه چیزهایی را که می‌خواهند محاسبه کنند، به ریاضی نیاز دارند. این کار به آن‌ها کمک می‌کند دلیل یادگیری چیزی را که می‌آموزند، با آینده‌شان مرتبط کنند.



۳. تعاملی کردن کلاس
کلاس درس سنتی که در آن معلم جلوی کلاس در حال سخنرانی است و دانش آموزان در حال یادداشت‌برداری، خسته کننده است. اگر می‌خواهید دانش‌آموزانتان به چیزی که به آن‌ها درس می‌دهید علاقه‌مند شوند، باید کلاس را تعاملی کنید. آن‌ها را در همه چیزهایی که آموزش می‌دهید درگیر کنید. روش یادگیری مشارکتی پازل را امتحان کنید؛ شیوه‌ای که دانش‌آموزان برای یادگیری مانند یک تیم با هم کار می‌کنند و یک تکلیف را کامل می‌کنند. هر دانش‌آموزی برای سهم خود مسئول است، و برای تکمیل تکلیف باید به عنوان عضوی از گروه کار کند. با درگیر کردن دانش‌آموزان و کنشی کردن آن، می‌توانید آن‌ها را مشغول و به محتوایی که باید یاد بگیرند علاقه‌مند کنید.



۴. دادن حق انتخاب
انتخاب تنها برای دانش‌آموزان دوره‌های ابتدایی و متوسطه اول نیست. دانش‌آموزان بالاتر و متوسطه دوم هم وقتی فرصت انتخاب محتوا و نحوه یادگیری آن را داشته باشند همان‌قدر خوش‌حال می‌شوند. گزینه‌های انتخاب پایان‌ناپذیرند. شما می‌توانید برای هر موضوع، عنوان یا مفهومی که بخواهید، یک فهرست بسازید. شما می‌توانید فهرست‌های انتخابی متفاوت براساس دانش‌آموزان داشته باشید. دانش‌آموزان ضعیف می‌توانند روی یک فهرست کار کنند، در حالی که دانش‌آموزان پیشرفته‌تر می‌توانند روی منوی دیگری کار کنند. این کار تنها راه عالی برای متفاوت کردن یادگیری نیست، اما می‌تواند دانش‌آموزان را علاقه‌مند و درگیر کند.



۵. استفاده از فناوری
فناوری چیزی است که دانش‌آموزان هر روز با آن زندگی می‌کنند و نفس می‌کشند. اگر می‌خواهید کلاس خود را آن‌قدر جذاب کنید که هر فردی دوست داشته باشد به آن وارد شود، باید از برخی انواع فناوری کمک بگیرید. به جای سخنرانی کردن و اجبار دانش‌آموزان به یادداشت‌برداری، از تخته هوشمند استفاده کنید و بخواهید دانش‌آموزان پای تخته بیایند و ارتباط برقرار کنند. به جای گرفتن آزمون روی برگه، از رایانه یا تبلت استفاده کنید. به جای مجبور کردن دانش آموزان به کار گروهی روی یک پروژه، از آن‌ها بخواهید به وسیله ویدئو کنفرانس با یک کلاس دیگر روی یک پروژه کار کنند. از فناوری در کلاس خود استفاده کنید تا دانش‌آموزانتان در چیزی که یاد می‌گیرند علاقه‌مند و درگیر شوند.

به طور کلی، کمتر صحبت کنید و بیشتر دانش‌آموزان را درگیر کنید. هر قدر کلاستان را تعاملی‌تر کنید و هر چه از فناوری بیشتر استفاده کنید، دانش‌آموزانتان از چیزی که یاد می‌گیرند بیشتر لذت می‌برند.