آموزش و پرورش آلمان در یک نگاه

جمهوري فدرال آلمان، يكي از كشورهاي پيشرفته و صنعتي است كه سهم عظيمي در صحنه مناسبات سياسي، اقتصادي و علمي جهاني ايفا مي‌كند. سيستم آموزشي اين كشور داراي ويژگي‌هاي شايان توجهي است كه در ادامه به اختصار به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود.

نظام آموزشي آلمان:

نظام آموزش و پرورش كشور آلمان عمدتاً حالت ايالتي و استاني دارد و دولت فدرال در تعيين و تصميم‌گيري راجع به آن نقش اندكي ايفا مي‌كند. آموزش در اين كشور با كودكستان يا (Kindergraten) آغاز مي‌شود. جالب است بدانيد كه هم واژه (كودكستان) و هم ابداع اين شيوه آموزشي توسط آلمان‌ها انجام پذيرفت. واژه (Kindergraten) {ترجمه تحت اللفظي آن باغ كودكان است} امروزه در ادبيات آموزشي جهان بسيار شناخته شده و آشناست. اين دستاورد آموزشي، يادگار فردريش فروبل (Friedrich Froebel) (1852 ـ 1782) است اما جالب است بدانيد كه دوره كودكستان در آلمان اجباري نيست و حالتي كاملاً اختياري دارد اما اين دوره براي همه كودكان بين سه تا شش سال در دسترس مي‌باشد.

 

بعد از اين دوره حضور در مدرسه براي 10 تا 13 سال اجباري مي‌شود و آلمان از كشورهايي است كه آموزش و پرورش رايگان در آن حالت اجباري دارد.

 

آموزش خصوصي و خارج از چارچوب نظام آموزشي تنها در شرايطي مجاز است كه توسط آموزگاران مجرب و صاحب صلاحيت انجام گيرد.

 

آموزش ابتدايي عمدتاً چهارسال به طول مي‌انجامد و مدارس دولتي در اين دوره طبقه بندي شده نيست و همه آموزش‌ها حالت يكسان دارد.

 

اما در دوره دبيرستان مدارس به چهار نوع كلي تقسيم مي‌شوند كه دانش‌آموزان برمبناي استعدادهاي خود و مشاوره تحصيلي آموزگارانشان به يكي از آن‌ها هدايت مي‌شوند. اين چهار نوع دبيرستان عبارتند از:

 

1ـ آموزشگاه‌هاي عالي (Gymnasium)

 

با استعدادترين دانش‌آموزان به اين مدارس راه مي‌يابند تا براي ورود به دانشگاه آماده شوند.

 

2ـ مدارس (Realschule)

 

اين مدارس طيف وسيع‌تري از دانش‌آموزان را در بر مي‌گيرد و دانش‌آموزان متوسط به آن راه مي‌يابند.

 

3ـ مدارس (Hauptschule)

 

اين مدارس دانش‌آموزان را براي آموز‌ش‌هاي فني و حرفه‌اي آماده مي‌كند.

 

4ـ مدارس جامع (Gesamtschule)

 

اين مدارس آميزه‌اي از سه نوع مدرسه قبلي است.

 

براي ورود به دانشگاه، دانش‌آموزان دبيرستاني مي‌بايست در امتحان ورودي يا كنكوري كه (Abitur) ناميده مي‌شود شركت كنند. دانش‌آموزان داراي ديپلم فني و حرفه‌اي نيز مي‌توانند در اين آزمون شركت كنند.

 

نظام ويژه‌اي براي كارآموزي كه Duale Ausbidung نام دارد به هنرآموزان فني و حرفه‌اي اين اجازه را مي‌دهد تا در يك شركت به هنرآموزي و كسب تجربه مشغول شوند.

 

كشور آلمان گرچه داراي پيشينه قوي آموزشي است اما داراي ضعف‌هايي نيز مي‌باشد. به عنوان مثال در تست  PISA (پيشرفت آموزشي دانش‌آموزان) ضعف‌هاي نظام آموزشي آلمان در برخي دروس و زمينه‌ها مشخص گرديد. به عنوان مثال در سال 2000 آلمان در درس (خواندن) در رتبه بيست و يكم و در درس رياضيات و علوم طبيعي در رتبه بيستم از بين سي و يك كشور شركت كننده در اين تست قرار گرفت كه نشان دهنده نياز به بازنگري و اصلاح در اين زمينه‌ها بود.

 

* زندگي دانش‌آموزي در آلمان:

 

گرچه دانش‌آموزان آلماني با ديگر دانش‌آموزان سراسر دنيا تفاوت‌ چنداني در نوع زندگي تحصيلي ندارند اما برخي تفاوت‌ها نيز محسوس مي‌باشد. البته برخي تفاوت‌ها در بين 16 ايالت آلمان هم به چشم مي‌خورد كه حالت منطقه‌اي دارند اما تفاوت‌هاي عمده زندگي تحصيلي در آلمان و نكات برجسته آن به شرح زير است:

 

* هر گروه از دانش‌آموزان كه متولد يك سال باشند (هم سن باشند) در يك كلاس قرار مي‌گيرند و تشكيل كلاسي را مي‌دهند كه تا پايان دبستان (سال اول تا چهارم) ثابت مي‌ماند. اين ثابت ماندن تركيب دانش‌آموزان كلاس در مدارس عالي (سال پنجم تا ششم) و انواع ديگر مدارس هم كماكان به چشم مي‌خورد.

 

* البته برخي تغييرات هم ممكن است كه رخ بدهد، به عنوان مثال در كلاس‌هاي زبان، ممكن است كلاس به دو يا سه گروه تقسيم شوند.

 

* بيشتر موضوعات درسي (مانند علوم، هنر، موسيقي و ....) در كلاس درس دانش‌آموزان كه همانند اتاق خانه آن‌ها مي‌ماند برگزار مي‌گردد؛ دانش‌آموزان در كلاس خود مي‌مانند و معلم‌ها كلاس خود را تغيير مي‌دهند. اين موضوع تا سال يازدهم ادامه مي‌يابد.

 

* معمولاً در مدارس آلمان هيچ نيروي حفاظتي و انتظامي وجود ندارد؛ البته در برخي مدارس هم ممكن است چنين نيروهايي وجود داشته باشند.

 

اما عمدتاً دانش‌آموزان بزرگتر با تشكيل گروه‌هايي وظيفه مراقبت از دانش‌آموزان جوان‌تر را به خصوص در اموري همانند عبور از خيابان و ... برعهده مي‌گيرند.

 

* در مدارس آلمان گاهي اوقات خدمات پزشكي هم موجود است و دانش‌آموزان در آنجا از كمك‌هاي اوليه بهره‌مند مي‌شوند.

 

* عمدتاً دو دانش‌آموز بر روي هر ميز تحرير مي‌نشيند. اين ميزها عمدتاً به صورت نيم دايره يا ديگر اشكال هندسي چيده و مرتب مي‌شوند. در زمان امتحانات، ميزها به صورت خطي چيده مي‌شود و براي جلوگيري از تقلب بر روي هر ميز فقط يك دانش‌آموز مي‌نشيند.

 

* رابطه بين معلم و دانش‌آموز و والدين و معلم‌ها كاملاً راحت و به دور از تشريفات است، اين رابطه گاه حالت نيمه رسمي به خود مي‌گيرد. (اين نوع از رابطه گاهي دشواري‌هايي هم دارد به ويژه براي خارجي‌ها كه با اين شيوه مانوس نيستند).

 

* معمولاً چيزي به نام اونيفورم يا لباس خاص مدارس به چشم نمي‌خورد. اما اصل پوشيدگي مي‌بايست رعايت گردد از جمله پوشيدن لباس‌هاي كوتاه، صندل و يا لباس‌هاي داراي سوراخ و پارگي ممنوع است.

 

البته برخي مدارس براي خود اونيفورم‌هايي طراحي مي‌كنند اما در مجموع اين پوشش‌ها به آن حالت رسمي كه در انگلستان به چشم مي‌خورد نمي‌باشد.

 

* شروع به كار مدارس ساعت هفت و نيم يا هشت صبح است و كلاس‌ها عمدتاً ساعت 12 ظهر به پايان مي‌رسد. آموزش در سطوح پايين تر هميشه قبل از زمان ناهار به پايان مي‌رسد. اما در سطوح آموزشي بالاتر كلاس‌هاي بعدازظهر نيز مرسوم است.

 

* بعد از هر كلاس بسته به نوع مدرسه زنگ تفريحي حدود 5 تا ده دقيقه به دانش‌آموزان داده مي‌شود. براي مدارسي كه قبل از ساعت يك و نيم بعد از ظهر به پايان مي‌رسند عمدتاً زمان صرف ناهار در نظر گرفته نشده است. اما در مدراسي كه كلاس‌هاي بعدازظهر در آن‌ها داير مي‌شود، حدود 45 دقيقه تا 90 دقيقه زمان صرف غذا و استراحت در نظر گرفته مي‌شود.

 

* در بعضي مدارس به جز زمان استراحت 5 تا 10 دقيقه‌اي بين هر زنگ، در زنگ‌هاي دوم و چهارم يك زمان استراحت 10 تا 15 دقيقه‌اي نيز به دانش‌آموزان داده مي‌شود.

 

* در مدارس دولتي آلمان هر زنگ تدريس دقيقاً 45 دقيقه است. هر موضوع درسي معمولاً دو تا سه زنگ در هفته تدريس مي‌شود. (درس‌هاي اصلي مانند رياضيات، انگليسي يا آلماني چهار تا شش نوبت در هفته تدريس مي‌شوند). بيش از دو نوبت پياپي از هر درس نيز رايج نمي‌باشد. شروع هر كلاس و خاتمه آن معمولاً به وسيله يك زنگ يا ديگر علامت‌هاي شنيداري به دانش‌آموزان اعلام مي‌شود.

 

* امتحانات عمدتاً حالت تشريحي دارند تا تستي. تا پايه يازدهم، امتحانات معمولاً شامل بيش از سه بخش مجزا از هم نمي‌شود. اين در حالي است كه بيشتر امتحانات سال‌هاي اوليه دبيرستان معمولاً بيش از 90 دقيقه به طول نمي‌انجامد. اما آزمون‌هاي پايه يازدهم تا سيزدهم ممكن است تا چهار زنگ بدون وقفه و زمان استراحت هم به طول بيانجامد.

 

* در همه نوع از مدارس، دانش‌آموزان بايد يك زبان خارجي بدانند. ( در تقريباً تمامي موارد اين زبان انگليسي است) و آموزش زبان حداقل 5 سال به طول مي‌انجامد. آموزش زبان انگليسي در مدارس عالي حالت فشرده‌تر و جدي‌تري دارد. دانش‌آموزاني كه در مدارس Hauptschule حضور مي‌يابند عمدتاً به سطح صحبت كردن روان نمي‌سند. در مدارس عالي دانش‌آموزان مي‌توانند به جز زبان انگليسي زبان‌هاي فرانسه و يا لاتين را نيز در پايه پنجم به صورت اختياري و در پايه ششم يا هفتم به عنوان زبان دوم اجباري انتخاب كنند. بعضي از مدارس عالي زبان سومي را نيز آموزش مي‌دهند كه عمدتاً اسپانيايي، ايتاليايي، روسي يا يوناني كهن است.

 

* تعداد بسيار اندكي از مدارس داراي بخش سيگار كشيدن هستند كه بخش كوچكي از حياط مدرسه است و دانش‌آموزان بالاي سن 16 سال مجازند در آن قسمت از مدرسه در ساعات تفريح سيگار بكشند.

 

* از آنجا كه مدارس دولتي حالت فضاي عمومي را دارند مشمول قانون ممنوعيت استعمال دخانيات هستند و كشيدن سيگار در اين امكان به طور كامل ممنوع است و از معلمان نيز خواسته مي‌شود در مدرسه و محيط اطراف آن به هيچ وجه سيگار نكشند.

 

* دانش‌آموزان هجده ساله و به بالا در بسياري از مدارس مجازند تا مدرسه را در طول زنگ‌هاي تفريح ترك كنند. مسئولان مدارس و معلمان معمولاً از خروج دانش‌آموزان جوان‌تر به خارج از مدرسه و يا ورود افراد بيگانه به داخل مدرسه ممانعت مي‌كنند.

 

* مرتب كردن كلاس درس و حياط مدرسه معمولاً وظيفه دانش‌آموزان است. به جز دانش‌آموزاني كه داوطلب انجام اين امور باشند، بقيه دانش‌آموزان نيز مي‌بايست به طور گردشي در اين امر شركت كنند.

 

* بسياري از مدارس براي فعاليت‌هاي فوق برنامه يا خارج از ساعت درسي داراي كلوپ‌ها و باشگاه‌هايي هستند كه عمدتاً به موسيقي، ورزش و تئاتر مي‌پردازد اما حضور در اين كلوپ‌ها الزامي و اجباري نيست.

 

* روزنامه‌هاي دانش‌آموزي كه تا آخر قرن بيستم خيلي رايج بود اين روزها چندان رواج ندارند و با فارغ‌التحصيل شدن دانش‌آموزان گروه، انتشار آن روزنامه نيز متوقف مي‌شود. جالب است بدانيد بودجه اين روزنامه‌هاي دانش‌آموزي از طريق جذب آگهي تامين مي‌شود.

 

* سال تحصيلي

 

سال تحصيلي معمولاً پس از تعطيلات تابستاني آغاز مي‌شود. (اين تعطيلات از يك ايالت به ايالت ديگر متفاوت است و معمولاً از انتها يا نيمه آگوست آغاز مي‌شود و به دو نيمسال تقسيم مي‌شود. غالباً تعطيلات 12 هفته به طول مي‌انجامد كه اين تعطيلات به جز تعطيلات رسمي كشور آلمان است.

 

تعداد روزهاي تعطيل در ايالت‌هاي مختلف، تفاوت دارد اما معمولاً مدارس 6 هفته در تابستان و 2 هفته نيز براي تعطيلات كريسمس تعطيل مي‌باشند. دوره بعدي تعطيلات در بهار (معمولاً در اطراف روز جشن شكرگزاري) و پاييز (تعطيلات سنتي دروي محصول كه سابقاً كشاورزان فرزندان خود را براي كمك در دروي محصولات كشاورزي نياز داشتند) است.

 

 

 

* تحولات جديد:

 

بعد از انتشار نتايج PISA (برنامه جهاني پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان) و آشكار شدن ضعف‌هاي نظام آموزشي آلمان در قياس با ديگر كشورها، برخي تغيير و تحولات در پيكره نظام آموزشي اين كشور آغاز گرديده و مباحث فراواني در اين زمينه انجام گرفته است كه در ادامه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

 

1ـ تدوين استانداردهاي فدرال براي تعيين كيفيت تدريس

 

2ـ جهت‌گيري تربيت معلم به سوي برنامه‌هاي عملي‌تر

 

3ـ انتقال برخي مسئوليت‌هاي وزارت آموزش و پرورش به مدارس محلي

 

 نسبت به دهه 1990 ميلادي، در سال‌هاي پس از 2000، برخي تغييرات در مدارس آلمان رخ داده كه عبارتند از:

 

1ـ آغاز تدريس دوزبانه برخي دروس

 

2ـ تلاش براي تدريس به شيوه‌هاي مختلف آموزش

 

3ـ مجهز كردن تمامي مدارس به رايانه و دسترسي به اينترنت

 

4ـ تدوين فلسفه و اهداف آموزشي خاص هر مدرسه محلي تا بتوان آن‌ها را به طور منظم ارزيابي كرد.

مباحثی در ارتباط با کلاس های چند پایه

پیشینه کلاس های چند پایه

تدریس در کلاس های چند پایه، پدیده تازه ای نیست. در برخی از کشورها، به ویژه در کشورهای اسلامی، چندین قرن از این روش آموزشی در مدرسه های مذهبی استفاده شده است. در کشورهایی مثل چین و نپال، پیش از اجباری شدن آموزش ابتدایی و نیز در کشورهایی که تحت سلطه استعمار قرار داشتند، تدریس در کلاس های چند پایه از قدمت یکصد ساله برخوردار است.

در کشور ما نیز عوامل جمعیت شناختی، جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی، دینی و فلسفی در تشکیل کلاس های چند پایه اثر چشمگیری داشته اند و از این روش تدریس برای برآوردن نیاز آموزش همگانی استفاده شده و می شود.

اگر چه در نظام آموزش و پرورش کشور ما، به منظور برقراری عدالت آموزشی، یعنی دادن حق طبیعی آموزش به تمامی کودکان واجب التعلیم کشور، از تدریس در کلاس های چند پایه استفاده می شود، اما بررسی های انجام شده در این مقوله مهم آموزشی و پرورشی، اجمالی و پراکنده اند و هیچ اقدام جدی و مثبتی در این زمینه صورت نگرفته است.

حتی از نتایج بررسی های انجام شده نیز استفاده ای نشده است .بنابراین می توان گفت در کشور ما، این بخش از آموزش و پرورش، نادیده انگاشته شده است .از جمله تحقیقات انجام شده دراین زمینه، تحقیقی است پیرامون کلاس های چند پایه  که بر اساس نتایج آن، بخشنامه توصیه شده است: " کلاس های ادغامی از پایه های متوالی تشکیل شوند و نظارت، پیگیری و اصلاح امور آن ها از اولویت بیش تری برخوردار شود. همچنین برنامه ورزش این کلاس ها، برای هر پایه، به صورت مجزا طراحی شود."

 توسعه کلاس های چند پایه در بسیاری از کشورها به عنوان یک ضرورت شناخته شده است. در هندوستان 77 درصد مجموع مدرسه های ابتدایی، چند پایه هستند. این امر از عوامل متعددی ناشی شده است؛ از جمله: مسائل جغرافیایی ( نواحی صعب العبور، فقدان حمل و نقل آسان، پراکندگی مناطق و ... )، عوامل جمعیت شناختی ( نواحی کم جمعیت )، کمبود کلاس درس، مهاجرت و جابه جایی ( قبایل چادرنشین و مهاجران موقت ) و وضع نامساعد مردم از نظر اقتصادی و فرهنگی ( نیاز به نیروی کار کودکان و ضروری ندانستن آموزش دختران.)

ویتنام نیز از جمله کشورهایی است که منابع قابل توجهی را برای گسترش آموزش در کلاس های چند پایه اختصاص داده و این نوع آموزش را به عنوان روشی آموزشی به رسمیت شناخته است و نیز خواستار ارتقای گسترده آن شده است. عوامل متعددی سبب به وجود آمدن چنین پدیده ای در ویتنام شده اند، از جمله: شرایط سخت اقلیمی و منطقه ای این کشور که رفت و آمد را با مشکل مواجه کرده است، جمعیت بسیار پراکنده ساکن در مکان هایی که دسترسی به آن ها بسیار مشکل است، رشد کم اقتصادی، به حدی که هنوز تعداد زیادی از مردم بی خانمان هستند، نقش خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی کاملاً خودکفا و مستقل و استفاده از کار کودکان به عنوان منبع مهم نیروی کار. البته دلایل دیگری نیز در این امر دخالت دارند. از جمله این که: کلاس های چند پایه کوچک هستند و می توان آن ها را ارزان تر از یک مدرسه چند کلاسه دایر کرد و پراکندگی آن ها نیز می تواند طوری باشد که نزدیک به محل اقامت دانش آموزان باشند. از طرف دیگر اختصاص دادن نیروی انسانی کافی به مدرسه های تک پایه با شرایط دشوار اقلیمی این نواحی امکان پذیر نیست و تعداد معلمانی که حاضرند در مناطق خاص و دور افتاده خدمت کنند، نسبتاً کم است .

 ژاپن نیز یکی دیگر از کشورهایی است که با تصویب قوانینی از جمله: " قانون اصلاح آموزش و پرورش در مناطق دور افتاده " و "گام های اضطراری برای مناطق دارای جمعیت پراکنده "، اقدام به تشکیل کلاس های چند پایه کرده است و سعی دارد استانداردها را در این کلاس ها بالا ببرد و به این منظور، مجوزهای خاصی برای افزایش حقوق معلمان این کلاس ها، تأمین مسکن آن ها، فراهم کردن وسایل حمل و نقل، امکانات بهداشتی، خدمات پزشکی و پرستاری برای معلمان و دانش آموزان و افزایش سهم خزانه داری ملی برای توسعه ساختمان ها، ورزشگاه ها و مسکن معلمان در مناطقی که کلاس های چند پایه دارند، صادر شده است .

 بررسی ها در ایالات مختلف آمریکا نشان می دهند که گر چه روش گروه بندی بر اساس سن هنوز در حال توسعه است و مخالفت هایی با کلاس های چند پایه می شود، اما در برخی از ایالت ها، این کلاس ها برای متخصصان آموزشی یک انتخاب برتر است. در بسیاری از مدرسه ها، معلمان پیشنهاد ادغام کلاس ها را کرده اند و حتی دیوار کلاس ها را برداشته اند؛ زیرا معتقدند، افرادی که در جامعه و خانواده زندگی می کنند، چند سنی هستند و آموزش باید نمونه ای از زندگی واقعی باشد. بنابراین، برای این که کلاس ها انعکاسی از زندگی واقعی باشند، دانش آموزانی با سنین متفاوت می توانند در یک کلاس حاضر شوند .

 در رابطه با تأثیرات مثبت و منفی کلاس های چند پایه یا بی تأثیر بودن آن ها بر فرآیند یاددهی  یادگیری، تحقیقات متعددی انجام شده است که به نتایج متفاوت وغیر یکسانی رسیده اند. برخی از آن ها استفاده از کلاس های چند پایه را در درس هایی چون قرائت، ریاضی و دیگر موضوعات فهمیدنی سودمند نمی دانند و برخی دیگر هم محدودیت هایی برای این گونه کلاس ها برشمرده اند. مثلاً این که: تفکیک دانش آموزان در کلاس دشوار است، فشار کار بر معلم زیاد است، به نیازهای فردی دانش آموزان کم تر توجه می شود،  فضای فیزیکی کلاس برای همه گروه های دانش آموزی وسعت کافی ندارد و آن ها نمی توانند فعالیت های خود را تحت راهنمایی معلم انجام دهند.

خلاصه تجربیات به دست آمده در کشورهای:استرالیا، بنگلادش، جمهوری خلق چین، هند، اندونزی، جمهوری کره، مالزی، مالدیو، نپال، پاکستان، فیلیپین، و تایلند  تأکید می کند که: برنامه ریزی آموزش ابتدایی و فهرست حداقل توانایی های آموزشی، برای کلاس های چند پایه طراحی و تهیه نشده اند. بنابراین، به کارگیری برنامه های مدرسه ای رایج در این گونه کلاس ها با مشکلاتی روبه رو است، معلمان این کلاس ها با کمبود مواد و وسایل آموزشی مواجهند. ارزشیابی مستمر و مداوم که نیاز ضروری دانش آموزان چنین کلاس هایی است به خوبی صورت نمی گیرد .علاوه بر این ها، بسیاری از معلمان این کشورها در کلاس های آموزشی چند پایه کار می کنند، اما برای تعداد کمی از آن ها تربیت معلم قبل یا در حین تدریس تشکیل می شود و همچنین سیستم آموزشی این کشورها به طور کلی توجه کافی به کارکرد مناسب این مدرسه ها ندارد.

پاوان و میلر بروس در تحقیقات دیگری  نشان دادند که برنامه های کلاس های چند پایه باعث ارتقای سطح آموزش در بسیاری از مدرسه ها شده و نتایج بهتری از آموزش سنتی داشته است. پاروان، 64 مورد مطالعه در آمریکا و کانادا انجام داد و متوجه شد که اکثر کلاس های چند پایه ( 58 درصد ) در پاسخ به تست ها، موفقیت بیش تری داشته اند و در مورد بهداشت روانی نیز 52 درصد آن ها از وضعی بهتری برخوردار بوده اند . هفت مورد تحقیق در زمینه مقایسه وضعیت دانش آموزانی که تمام دوره ابتدایی خود را در مدرسه های تک پایه گذرانده اند و دانش آموزانی که در کلاس های چند پایه تحصیل کرده اند، نشان می دهد که دانش آموزان کلاسهای چند پایه  موفقیت تحصیلی بیش تری داشته اند.

سیمون ویمن در تحقیقی که در سال 1995 منتشر کرد، ضمن بررسی 65 تحقیق در زمینه کلاس های چند پایه که 33 مورد آن در ایالات متحده انجام شده است، نتایج تست های استاندارد را در کلاس های تک پایه یا چند پایه مقایسه کرد و نتیجه گرفت که عموماً نتایج برابر هستند،  در حالی که تحقیقات دیگر، تفاوت هایی را گزارش کرده اند.

 بررسی تأثیرات کلاس های چند پایه در کالیفرنیا نشان می دهد، این کلاس ها ضمن این که فرصت خوبی برای انجام کار گروهی و برقراری ارتباط دانش آموزان با یکدیگر فراهم می کنند، رشد اجتماعی و درک متقابل آنان را نیز بالا می برند و زمینه ساز دوستی با دانش آموزان پایه های دیگر هستند که خود این امر سبب می شود، دانش آموزان به نظرات همدیگر اهمیت بدهند.بررسی ها در مجموع نشان می دهند، در صورتی که کلاس های چند پایه از طرف مسؤلان و والدین حمایت شوند، بسیار موفق خواهند بود.

علاوه بر انجام فعالیت های گروهی، ارتباط دانش آموزان با معلم، در کلاس های چند پایه عمیق تر است. معمولاً دانش آموزان به مدت چند سال با یک معلم در ارتباط هستند و این فرصت مناسبی است تا دانش آموزان پایه های بالاتر به افراد پایه های پائین تر در یادگیری کمک کنند و این امر باعث تقویت آموخته های خودشان هم می شود. همچنین، بر اساس تشخیص معلم، دانش آموزان این کلاس ها در بیش از یک امتحان دو نوبته ارزشیابی می شوند، و هر کودک می تواند به شیوه خودش یاد بگیرد و در مجموع استفاده از کلاس های چند پایه، از نظام مبتنی بر فرد یا پایه تحصیلی، مؤثرتر و ارزان تر است.

 با توجه به نتایج بررسی ها، تحقیقات و تجربه های متعدد، امروزه درباره تلفیق دانش آموزان سنین متفاوت در یک کلاس درس و تشکیل کلاس های چند پایه، موافقت عمومی و اجماع نظر به وجود آمده است.

 طبق نظر بروس میلر، برای اجرای کلاس های چند پایه، انجام مقدمات زیر لازم است :

1- مرور تحقیقات قبلی،

2- طراحی الگوهای مناسب،

3- تغییر قوانین با توجه به مدل طراحی شده،

4- باز تولید مفاهیم اساسی مربوط به نظریه های یادگیری و ویژگی های دانش آموزان،

5- زمینه سازی برای تغییر تدریجی  تکاملی بلند مدت.

بر اساس نتایج تحقیقات و تجربه های انجام شده در کشورهای عضو مرکز نوآوری آموزشی برای توسعه در آسیا و اقیانوسیه  و سایر کشورها و همچنین ماهیت آموزش در کلاس های چند پایه، به نظر می رسد، تحلیل علمی وضع موجود و ارائه طرح ها و برنامه های مناسب .این زمینه ضرورتی اجتناب ناپذیر دارند.