آموزش کودکان استثنایی(میلادمحمدی)

در ادبیات کودکان استثنایی، اصطلاحات (شیوع و رواج) معمولاً به جای هم مورد استفاده قرار می‌گیرند. به لحاظ فنی شیوع ناظر است بر تعداد جدید کودکان با یک وضع استثنایی در یک دوره زمانی مشخص (معمولاً یک سال) رواج به کل تعداد موارد موجود (جدید و قدیم) در یک جمعیت در یک نقطه زمانی خاص دلالت دارد. از این رو تعداد کودکان استثنایی که از خدمات آموزش‌های ویژه در آمریکا استفاده می‌کنند در حال حاضر حدود ۵/۱ میلیون نفر یا رقمی حدود ۷/۴ از تولد تا ۲۱ سالگی است که این رقم کمتر از ۱۰ درصد کل دانش آموزان مدارس را تشکیل می‌دهد. از آنجا که این ارقام تنها نمایانگر کودکانی است که در مدارس از خدمات ویژه استفاده می‌کنند، بنابراین میزان آن احتمالاً باید کمتر از میزان واقعی باشد. به علاوه کودکان تیزهوش که تعداد آن‌ها بالغ بر ۵ درصد جمعیت مدرسه رو را تشکیل می‌دهد، به‌طور کلی جمعیت کودکان استثنایی در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کودکان مدرسه رو است

نقش وحمایت خانواده دراموزش فراگیر (میلادمحمدی)

.نقش وحمایت خانواده در آموزش وپرورش فراگیر راتحلیل کنید.تجربیات کشورهای دیگر دراین زمینه چیست.وشما باتوجه به مطالعه ای که برای جوابگویی به این سوال داشتید به چه برنامه یاپیشنهادی برای آموزش وپرورش کشورخودمان رسیدید؟

نقش والدین در آموزش فراگیر

والدین نقش مهم (اگر نگوییم حیاتی ) را در آمـوزش و حمایت از دانش آمـوزان داراي نیازهـاي ویـژه ي آموزشـی ایفا میکنند. آنها پیش از هر چیز پدر و مـادر هسـتند بـا

تمامی حقوق و مسئولیت هاي چنین نقشی . درعین حـال آنان منابع اطلاعاتی، شریک در طراحی و اجراي برنامه هاي مربوط فرزندانشان و مشتریان آموزشی معلم هستند.

چرا مشارکت با والدین باید ایجاد شـود و گسـترش یابد

دلایل خوب پرشماري بـراي ایجـاد وگسـترش روابـط اثربخش شما، به عنوان مربی باوالـدین کودکـانی کـه بـه آنان تدریس می کنیـد بـه ویـژه کودکـان داراي نیازهـاي ویژه آموزشی وجود دارد. دلایل برجسته بـه شـرح زیرهستند

- والدین به احتمال زیاد تنها افرادي هستند که در تمـامی سـالهاي مدرسـه بـا آمـوزش و پـرورش فرزندشـان درگیـر هستند، بنابراین شاید علاقه ي بیشتري نسبت به یادگیري

فرزندشان داشته باشـند و پیامـدهاي حاصـل از هـر گونـه تصمیم آموزشی بیش از همه بر آنها تأثیر میگذارد. - والــدین ازرشــدفرزندشــان و عوامــل ایجــاد کننــده ي نیازهاي آموزشـی ویـژه ي وي آگـاه هسـتند . آنهـا عمومـاً میتوانند بـ ه طـورکلی بـه معلـم بگوینـد کـه چـه چیـزي فرزندشـان را برمـی انگیـزد و چـه راهبـرد هـاي آموزشـی و مدیریتی بیشترین تثربخشی رادارند والدین به معلمان کمک میکنند تا درك بیشتري نسبت به برخی ابعاد رفتار فرزندشان به دست آورد، اما بسیار مهم است که معلم بین تمیز نقش مهمی کـه والـدین در ایجـاد رفتار کودك و منع آن ایفا میکنند تعادل را حفظ کند. بـه ندرت رابطهي ساده علت و معلولی براي رفتار کودك وجود دارد و بی تردید براي معلمان نقض غـرض اسـت تـا قـدم مهمـی بردار نـ د. اگـر معلمـ ان نسـبت بـه والـدین موضـعی انتقادي بگیرند بـه همـان میـزان نیـز بایـد د ر زمـان بـروز مشکل از افتادن در این دام کـه فقـط والـدین را بـه یـاري بطلبند، خودداري کنند. کار کردن با والدین احتمال ثبـات اهـداف رفتـاري را در خانه و مدرسه و فرصتها را براي تقویت رفتارهاي مناسب افزایش میدهد. همچنـین بـر شـمار تقویـت کننـده هـاي موجود میافزاید والـدین بـا دخالـت نزدیـک، درك بیشـتري نسـبت بـه تحصیلات کودك خود و بینش و اهداف مدرسه بـ ه دسـت میآورند.

- ارتباط منظم با والدین حس مسئولیت پذیري معلمـ ان را بالا میبرد

- اگر کودکان ببینند که والدین و معلمان آنهـا بـا یکـدیگر کار میکنند، پیامهاي مثبتـی در بـاره ي اهمیـت آمـوزش خود دریافت میکنند.

چرا برخی والدین به حمایت نیاز دارند؟

- کودکان داراي نیازهاي آموزشی ویـژه مـی تواننـد منشـاء شادي و اندوه باشند، بعضی از والدین نه تنها کودکشـان رانمیپذیرند بلکه ممکن است او را از خود برانند و یا بیش از اندازه از کودك خود مواظبت کنند زیـرا احساسـاتی نظیـر شوك، انکار، ناباوري، عصبانیت، گناه، افسـردگی و خجالـت را در زمانهاي مختلف تجربه میکننـد . اینگونـه احساسـات ممکن است درطول زندگی کودك به ویژه در موقعیتهاي مهم مانند تولد و درطی گذرهاي مرتبط باتحصیلات بـروز کند.

- والدین کودکان داراي نیازهاي آموزشی ویژه خواستهاي زیادي براي آنان دارند. بعضی از آنها نقش مدافعان را بـراي کودکــان خــود وســایرین مــی پذیرنــد و درکــل بعنــوان نمایندگان تغییر نظام آموزشی عمل میکنند. آنهـا ممکـن است مجبور باشند تـا تجربـه ي مدرسـه فراگیـر را شـروع کنند و گذرهاي مرتبط با تحصیلات را به انجام رسانند. به طور قطع آنها براي دوره هاي طولانی از کودکشان مراقبـت میکنند و باید نسبت به شیوه اي که سایر افراد مـرتبط بـا کودکشان به آنها کمـک مـی کننـد تـا رفتـار سـازگارانه را فراگرفته و حفظ کنند، مطمئن شوند. آنهـا همچنـین بایـد به خدمات متخصصان کودکشان دسترسی داشـته و بـه آن معتقد باشند. در بسیاري از جوامع، مادر وظیفـه ي تـ أمین

این گونه درخواستها را برعهده دارد

- والدین همچنین ممکن است مجبور باشند تا مهارتهاي تخصصی را فرا بگیرند. شاید لازم باشد تا والدین شیوههـاي یــادگیري نظــام منــد را یــاد بگیرنــد زیــرا کودکــان آنهــا نمــیتواننــد ماننــد خــواهر و برادرانشــان مهارتهــاي مهــم یادگیري را به طور طبیعی یا مستقل بیاموزند. والدینی کـه با الگوهاي شدید رفتاري سر وکـار دارنـد بایـد شـیوه هـاي مدیریت رفتاري نظام مند را بیاموزند. همچنین لازم اسـت استفاده از ابزار خاص و وسایل کمکی را یاد بگیرند یا نحوه بکارگیري آنها را به کودکان خود بیاموزند.

- والدین کودکان داراي نیازهاي آموزشی ویژه ممکن اسـت در مــورد مســائلی کــه معمــولاً ســایر والــدین را ناراحــت نمیکند، دل نگران باشند. آنها ممکن است بیشتر در مورد سلامت و ایمنی کودکشان در زمین بازي نگران بشـوند آیـا سایر کودکـان مهربـان یـا نامهربـان هسـتند و آیـا والـدین کودکان دیگر در مورد کودکشان شکایت خواهنـد کـرد یـا خیر درنتیجه احتمال دارد والـدین مدرسـه را تحـت فشـار قرار دهند تا کودکش را از همکلاسیهایشان جدا کنند. داشتن کودکی با نیازهاي آموزشی ویژه اغلب بر خـانواده اثر میگذارد. احتمـال دارد بـراي والـدین سـخت باشـد تـا پرستار بگیرند و عضو سـازمانهاي اجتمـاعی بـاقی بماننـد .

دوستان و آشنایان ممکن است گریز از آنان را آغاز کنند یـا اظهار نمایند که مشکلات رفتاري در نتیجه ضعف انضـباط والـدین مـی باشـد. در بعضـی از جوامـع والـدین خجالـت میکشند یا احساس گناه میکنند که کودك نـاتوانی را بـه دنیا آوردهاند. هزینههاي مالی مربوط به نیازهاي کودکشـان ممکن است به بودجه خانواده فشار آورد. - گرچه خـواهران و بـر ادران ممکـن اسـت یـاد بگیرنـد تـا سـایرین را بـی قیـد و شـرط در خـانواده دوسـت داشـته، بپذیرند و حس مسـئولیت پـذیري را گسـترش دهنـد امـا درمورد همشیر داراي نیازهاي آموزشی ویـژه ممکـن اسـت شرمنده شوند و احساس کنند که فرامـوش شـده انـد یـا از زمانی که والدین به او اختصاص میدهند دلخور شوند. نگران بودن براي خانواده مـی توانـد از نظـر هیجـانی بـه والدین کودکان داراي نیازهـاي آموزشـی ویـژه فشـار اورد. میزان فشار وارده ممکن است تحـت تأثیرعوامـل زیـر قـرار بگیرد:

مقدار تغییر که به خـانواده تحمیـل شـده و جـدیت و وخامت این تغییرات. براي بعضی از خانوادههـا، کـودکی بـا نیازهـاي ویـژه بـه نیازمنـد سـازگاریهایی در فعالیـتهـاي روزمره یا تغییرات چشـمگیر بـراي کسـب نیـرو و شـیوه ي زندگی میباشد.

سازش پذیري خانواده، عاملی که به نوبه خود متـ أثر از منابع شخصی هر عضو خانواده به ویـژه سـطح تحصـیلات، بهداشت، اعتماد به نفس و کیفیت حمایـت هـاي اجتمـاعی

غیررسمی و رسمی در دسترس آنها است منابع درونی خانواده نظیر تعداد افرادخـانواده، تعـداد والدین یا سرپرستان خانواده و تعهدات مذهبی آنانچه چیزي به گسترش مشارکت مؤثر کمک میکند؟

موارد زیر میتواند به معلم در ایجاد روابط کاري خـوب با والدین کمک کند:

ـ ارتباط منظم با والدین به ایجاد روابطی کمک میکند که حتی کوچکترین موفقیتها را میتوان ستود و هر مشـکلی را آسانتر پیش بینی و سریعتر برطرف کرد. ارتبـاط مـنظم را میتوان از طریق کارتهاي گزارش روزانه،یادداشتهـاي خانه و مدرسه ودعوتنامـه هـاي نوشـته شـده بـه وسـیله کودکـان بـراي دیـدن کارهـاي بـه نمـایش گذاشـته خـود تسهیل کرد.

ـ والدین ممکن اسـت بیشـتر بتواننـد در جلسـات شـرکت کنند اگر صراحتاً به این کار تشویق شـوند، دربـاره ي نـوع همکاري آنها توضیح داده شود و رهنمودهایی بـراي انجـام کار در اختیارشان قرار گیرد.

- جلسـات بـا والـدین اگـر بـه خـوبی سـازماندهی شـوند میتوانند مؤثرتر باشند. براي مثال، جلسات برنامـه آمـوزش فردي زمانی را بـراي برقـراري رابطـه ي دوسـتانه، گـرفتن اطلاعات از والدین، ارائه ي اطلاعات به آنها، خلاصه کـردن اطلاعات مبادله شده و برنامهریزي فرصـتی بـراي پیگیـري فراهم میکند.

ـ کشمکش و ناسازگاري در هر مشارکتی روي میدهـد امـا بهتر است خوش بینانه و تهدید ناپذیر رفتار کرد. نتیجه گیري: والـدین، شـریـک اصلی آمـوزش کودکانشـان هسـتند .حق مسلم والدین است تا در تصمیمات اساسی مربـوط بـه کودکان خود دخالت کنند. والدین کودکان داراي نیازهـاي آموزشی ویژه اغلب بـه حمایـت و راهنمـایی بـراي کنتـرل رفتار چالش انگیز کودکانشان نیاز دارند. بدیهی است زمانی که این حمایت و راهنمایی فراهم شـود کودکـان و والـدین میتوانند هر دو بهره ببرند.

نقش کشورالمان در زمینه نقش وحمایت خانواده دراموزش فراگیر

آلمان به عنوان یکی از کشورهای پیشرو در حوزه آموزش و حمایت اجتماعی، در زمینه آموزش فراگیر و ارتقای نقش خانواده در این فرآیند اقدامات متعددی انجام داده است. آموزش فراگیر به معنای فراهم آوردن شرایطی است که تمامی کودکان، با هر گونه نیاز یا توانایی، بتوانند در کنار یکدیگر و در محیطی یکسان به آموزش بپردازند. در این راستا، آلمان با توجه به نظام آموزشی پیشرفته و فرهنگ حمایتی خود از خانواده‌ها، اقداماتی را برای تضمین حقوق همه کودکان و خانواده‌ها در این زمینه انجام داده است. در ادامه به بررسی نقش کشور آلمان در حمایت از خانواده‌ها و نحوه مشارکت آن‌ها در آموزش فراگیر پرداخته خواهد شد.

۱. قانون‌گذاری و سیاست‌های دولتی

آلمان در راستای تحقق آموزش فراگیر، به وضع قوانین و سیاست‌هایی پرداخته که نه تنها نیازهای آموزشی کودکان را برطرف کند، بلکه نقش خانواده‌ها را در فرآیند یادگیری و تربیت کودکان به رسمیت بشناسد.

یکی از مهم‌ترین قوانین در این زمینه قانون آموزش ویژه (Sonderpädagogische Förderung) است که به مدارس این امکان را می‌دهد تا با توجه به نیازهای خاص هر کودک، برنامه‌های آموزشی انطباقی طراحی کنند. این قانون همچنین بر اهمیت مشارکت خانواده‌ها در روند آموزشی تأکید دارد و به آن‌ها اجازه می‌دهد که در تصمیم‌گیری‌های مربوط به آموزش فرزند خود نقش داشته باشند.

۲. حمایت از خانواده‌ها

در نظام آموزشی آلمان، دولت و نهادهای مختلف اجتماعی حمایت‌های مختلفی از خانواده‌ها در راستای آموزش فراگیر ارائه می‌دهند. این حمایت‌ها شامل مشاوره، آموزش والدین، و ارائه خدمات حمایتی از جمله حمایت‌های مالی و اجتماعی است.

خدمات مشاوره‌ای: خانواده‌ها می‌توانند از خدمات مشاوره‌ای برای آشنایی با نیازهای آموزشی خاص فرزندشان بهره‌مند شوند. این خدمات معمولاً توسط مشاوران آموزشی، روانشناسان و متخصصین سایر حوزه‌ها ارائه می‌شود.

آموزش والدین: والدین در آلمان معمولاً در دوره‌های آموزشی که برای افزایش آگاهی از نیازهای ویژه آموزشی فرزندشان برگزار می‌شود، شرکت می‌کنند. این دوره‌ها می‌توانند به والدین کمک کنند تا با روش‌های آموزشی مؤثرتر و انطباقی آشنا شوند و نقش خود را در بهبود فرآیند یادگیری فرزندشان ایفا کنند.

حمایت مالی: در صورت نیاز به خدمات آموزشی ویژه برای کودکان، دولت آلمان برنامه‌هایی برای تأمین منابع مالی و پرداخت هزینه‌های مربوط به آن‌ها فراهم کرده است. این اقدامات به خانواده‌ها کمک می‌کند تا فرزند خود را بدون دغدغه‌های مالی در یک محیط آموزشی فراگیر و مناسب قرار دهند.

۳. تاکید بر مشارکت خانواده در روند آموزشی

آلمان بر اهمیت مشارکت فعال خانواده‌ها در فرآیند آموزشی تأکید دارد. در بسیاری از مدارس، شوراهای والدین (Elternbeirat) نقش مهمی دارند و می‌توانند در مسائل مختلف آموزشی، از جمله سیاست‌ها و روش‌های آموزشی، نظرات خود را بیان کنند.

مشارکت خانواده‌ها نه تنها به ارتقای کیفیت آموزش کمک می‌کند، بلکه موجب می‌شود که نیازهای خاص کودکان بهتر شناخته شده و بر اساس آن، برنامه‌های آموزشی به شکل موثرتری طراحی و اجرا شوند. خانواده‌ها می‌توانند در جلسات مدرسه و برنامه‌های آموزشی مشارکت کنند، و به عنوان شریک‌های اصلی فرآیند آموزش، تأثیر زیادی در تصمیم‌گیری‌ها داشته باشند.

۴. پشتیبانی از معلمان و مدارس در زمینه آموزش فراگیر

آلمان به معلمان نیز آموزش‌های ویژه‌ای برای تدریس در محیط‌های آموزشی فراگیر ارائه می‌دهد. این آموزش‌ها شامل استراتژی‌های تدریس برای پاسخگویی به نیازهای متنوع دانش‌آموزان و همچنین چگونگی برقراری ارتباط مؤثر با والدین می‌شود.

همچنین مدارس در آلمان به تجهیزاتی مانند فناوری‌های کمکی، فضاهای آموزشی مخصوص کودکان با نیازهای ویژه، و منابع آموزشی انطباقی برای کمک به فرایند یادگیری در کنار سایر دانش‌آموزان مجهز شده‌اند. این تجهیزات و منابع در کنار حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی به معلمان این امکان را می‌دهند که آموزش‌هایی مناسب و متناسب با نیازهای هر کودک ارائه دهند.

۵. آموزش در محیط‌های فراگیر و مناسب

آلمان از نظر فیزیکی و ساختاری مدارس خود را به گونه‌ای طراحی کرده است که کودکان با نیازهای خاص بتوانند در آن‌ها شرکت کنند. این طراحی‌ها شامل حذف موانع فیزیکی برای دسترسی بهتر به مدارس و کلاس‌ها برای کودکان با مشکلات حرکتی، ارائه برنامه‌های تخصصی برای کودکان با مشکلات شناختی یا یادگیری، و ایجاد شرایطی برای تعامل اجتماعی بیشتر میان کودکان با توانایی‌های مختلف می‌باشد.

در نهایت، آموزش فراگیر در آلمان بیشتر بر اصل تساوی فرصت‌ها و برابری در دسترسی به آموزش تأکید دارد. این کشور به وضوح در تلاش است تا تمامی کودکان را در فرآیند آموزشی خود بپذیرد و فرصتی برابر برای یادگیری به آنان

ازنظرمن ابتدا باید اموزش پرورش را مرکزی وکلی نباید دید.یعنی برای هراستان یا شهرستان شیوه اموزش خاص خود را داشته باشد چون درهرجا قومیت وزبان های مختلفی است.در مرحله بعد باید مدارس تیزهوشان واستثنایی برداشته شوند تا همه درشرایط یکسانی رشد کنند.