شخصیت اصلی، دختری دورگه عرب ـ اسرائیلی است به نام «حیفا» که در سازمان اطلاعاتی مُوساد و زیرمجموعه‌ای به نام «متساوا» پرورش یافته است.

این دختر با سه خواهر دیگرش، مأموریت‌های امنیتی متعددی پذیرفته‌اند و از کودکی تربیت شده‌اند تا به مأموریت‌های اطلاعاتی بروند.

مأموریت اصلی حیفا، دست‌اندرکار شدن در تشکیل و رهبری گروهی تروریستی به عنوان ابزار راهبردی است.

او از افغانستان بازمی‌گردد و با پوشش نام «حفصه» راهی عراق می‌شود؛ بدن او با ابزارهای جاسازی شده آماده می‌شود؛ سپس وقتی در زندانی همچون زندان ابوغریب قرار می‌گیرد، با نمایی مؤمن و مسلمان وارد اجتماع زندانیان می‌شود تا تأثیرگذاری بر آنها داشته باشد.

مفهوم و پیام اصلی

نویسنده می‌کوشد نشان دهد که جنگ نرم، عملیات اطلاعاتی و امنیتی، و شکل‌گیری ارگان‌های تروریستی، بخشی از یک طراحی راهبردی بزرگ‌تر هستند که با پوشش‌های امنیتی، سیاسی و فرهنگی پیش می‌روند.

یکی از مفاهیم کلیدی: جاسوسی داخلی و خارجی، و تربیت افراد از کودکی برای مأموریت‌های امنیتی.

مفهوم دیگر: استتار و بازی دوگانه — شخصیت اصلی باید هم ظاهر مسلمان مؤمن را داشته باشد و هم مأمور عملیاتی باشد؛ تضادی که باعث کشمکش درونی و بیرونی می‌شود.

همچنین، کتاب به مسائل مقاومت، هویت، و نقش نیروهای فراملی امنیتی می‌پردازد؛ نویسنده برای آن، آنچه در پشت پردهٔ اخبار و رسانه‌هاست .. را به تصویر می‌کشد.