چرا داستان مؤثرتر است؟

· درگیری چندحسی: داستان همزمان بخش‌های مرتبط با زبان، احساس و تصویرسازی ذهنی در مغز را فعال می‌کند.
· چارچوب حافظه: اطلاعات در قالب شروع-چالش-حل، ساختار منسجمی برای ذخیره و بازیابی پیدا می‌کنند.
· ایجاد همدلی: یادگیرنده با شخصیت‌های داستان ارتباط عاطفی برقرار کرده و محتوا برایش معنادار می‌شود.

سه الگوی ساده برای طراحی:
۱.سفر قهرمان: یادگیرنده (قهرمان) برای کسب دانش جدید (هدف) راهی سفر می‌شود، با موانع (چالش‌های یادگیری) روبرو می‌شود و با کمک راهنما (مربی) بر آنها غلبه می‌کند.
۲.حل معما: محتوا را به صورت یک راز یا مسئله جذاب ارائه دهید. هر بخش آموزشی مانند یک سرنخ جدید برای حل معما عمل می‌کند.
۳.قبل و بعد: یک موقعیت «قبل» (بدون دانش موضوع) را نشان دهید، سپس فرآیند یادگیری را طی کرده و نتیجه «بعد» (با تسلط بر موضوع) را نمایش دهید.

مثال کاربردی:

موضوع خشک: فرآیند فتوسنتز
روایت‌گری: «ماجراجویی یک مولکول آب به نام "آب‌بَـر" را دنبال کنید که از ریشه وارد گیاه می‌شود، از سلول‌های نگهبان روزنه عبور می‌کند، در کارخانه کلروپلاست با کمک نور خورشید و دی‌اکسیدکربن به قند تبدیل می‌شود و در نهایت اکسیژن را به عنوان محصول جانبی آزاد می‌کند...»

نتیجه نهایی:
داستان‌گویی آموزشی،یادگیری را انسان‌محور می‌کند. این رویکرد، انگیزه درونی را افزایش داده و مفاهیم را از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت منتقل می‌سازد.