بسیاری از افراد مبتلا به بیماری اختلال در خواندن سعی می کنند که توانایی های بالای خود را در زمینه های دیگری مثل ورزش، علم ، کار با رایانه، خرید و فروش و یا هنر نشان دهند.  

مربیان آموزش همراه با مادران و پدران و متخصصان می توانند با اقدامات عملی صحیح به کاهش رنج و درد این بچه ها کمک کنند و به وسیله راهبردها به کودکانی که اختلال در خواندن دارند کمک کنند تا خواندن را به صورت هرچه بهتر یاد بگیرند.

خواندن مهارتی است ضروری که معلمان بایستی اطلاعات بسیار وسیعی در آموزش خواندن داشته باشند. پس اگر این کودکان در بستر مناسبی تحت درمان قرار گیرند، نه تنها می‌توانند به خوبی آموزش بگیرند بلکه حتی می‌توانند از همکلاسی‌های خود جلوتر باشند.

پس به مدرسه ی فردوسی در شهرستان رامهرمز رفتم تا در مورد اختلالات دانش آموزان مصاحبه ای داشته باشم و گزارشی از آن مصاحبه تهیه کنم .

در آنجا به من دانش آموزی بنام جواد را معرفی کردند که مبتلا به اختلال خواندن یا خوانش پریشی بود.

توضیح مختصر درباره وضعیت این دانش آموز:

جواد دانش آموز کلاس اول ابتدایی (آموزگار خانم مریم ال محمدی) دچار اختلال در خواندن (خوانش پریشی) است به گونه ای که وقتی قسمتی از متن درس را در اختیار این دانش آموز قرار میدادیم به سختی می توانست بخواند ولی با چند جلسه تمرین معلم توانسته بود سرعت خواندن این دانش آموز را کمی بیشتر کند و در این مورد با خانم ال محمدی صحبت کردم و گفتند که به خانواده ی جواد اطلاع داده ام و مشاوری را نیز به انها معرفی کردم که جواد بتواند چند جلسه ای را پیش مشاوربرود و انشاالله اگر به همین منوال پیش برود سرعت خواندنش بهتر و بهتر هم بشود.

در جلسات کارورزی که در این مدرسه گذراندم سعی کردم او را زیرنظر بگیرم و متوجه شدم که این دانش آموز دارای اجتماع گریزی و ترس از حرف زدن و ارتباط با دیگران است که دراین مورد با ال محمدی باز صحبت کردم، که ایشان گفتند از طریق صحبت هایی که با خانواده ی دانش آموز داشتم متوجه شدم که پدر ومادر او بسیار بر روی او حساس بودند و وسواس زیادی در تربیت و مراقبت از او بخرج دادند به طوری که اکثرا بچه شان را بیشتر در خانه نگه میداشتند و تمامی امکانات لازم را برای اونیز فراهم کرده بودند تا او از خانه بیرون نرود به همین دلیل جواد نتوانسته بود دوستان زیادی پیدا کند.

معلم اولیای جواد را به این منطور به مدرسه دعوت کرده بود .پدر و مادر او در مدرسه حاضر شدند. مدیر مدرسه اقای سیامی به پدر جواد پرسش نامه ای را در مورد اختلالات یادگیری داد که ان را تکمیل کنند و به خانم ال محمدی بدهند.

پرسشنامه را قبلا نگاهی انداخته بودم و در ان موارد زیر نوشته شده بود :

- آیا تا به حال به وسیله متخصص از سلامتی چشم و گـوش کودک خود مطمئن شده اید؟

- آیا براي فعالیتهای خواندن و درك مطلب کودک خود فضـاي آرام و بدون تشنج را در خانه فراهم می کنید؟

- آیا کـودک خود را تشــویق میکنیــد دربــاره خـودش، خاطرات مدرسه و چیزهای مورد علاقه اش صحبت کند؟

- آیا در منزل کتاب یــا روزنامه میخوانیــد؟ و ســعی کنیــد فرزندتان علاقه شما را در خواندن ببیند

- آیا فعالیت و تمرین کودک خود را ملاحظه میکنید؟ بهتر است مطالب درسی او را به واحدهای کوچک تقسیم کنید

- آیا با مدیر و معلم کودک خود ارتباط مهرآمیزو مداومی برقرار کرده اید؟ وضع کودکتان را در مدرسه جویا میشوید ؟

- آیا وضعیت پیشرفت کودک را از خود او مکـرراً سـوال می کنید؟ از معلمش چطور؟

و....

اولیا با دقت به پرسشنامه پاسخ دادند و پاسخ را به مدیر و معلم مربوطه تحویل دادند. معلم بعد از بررسی پاسخ اولیا به تکمیل روند تشخیصی اختلال دانش اموز پرداخت. معلم در این روند تشخیصی خود وضعیت گفتار فرد (صحبت کردن و گوش کردن) و نیز توانایی یادگیری (خواندن و نوشتن) کودکی را دچار اختلالات یادگیری است را مورد بررسی دقیق قرار می‌دهد.خانم ال محمدی در این پرسشنامه ی تشخیصی خود به درک مطالب زیر در مورد جواد میرسد:

- مشاهده وضعیت کودک در هنگام شرکت در فعالیت‌های کلاسی و گروهی

- بررسی توانایی کودک برای درک الگوهای زبانی و نوشتاری و توجه به اطلاعات نوشته شده بر روی تخته ، برنامه روزانه، یا سایر موارد مانند آن

- بررسی درک کودک از کلمات و تصاویر چاپ‌ شده

- بررسی آشنایی کودک با علائم و نمادهای شناخته ‌شده

- بررسی نحوه گرفتن کتاب در دست‌ها و ورق زدن آن توسط کودک

- بررسی اینکه آیا کودک اسامی نوشته شده را تشخیص داده و یا می‌ خواند

- تشخیص اینکه آیا کودک می‌تواند تفاوت در ظاهر حروف کلمات را تشخیص دهد یا خیر

- بررسی اینکه آیا کودک می‌تواند دو کلمه هم‌قافیه یا تعدادی کلمات هم ‌قافیه با یک کلمه خاص را بیان کند یا خیر

معلم به دقت و مو به مو روند تشخیصی خود را پیش میبرد تا به سوالاتی که در ذهنش دارد پاسخ دهد و مشکل جواد را کم کم حل کند.

معلم برای درمان این دانش اموز از روش های مختلفی در حین اموزش و در کلاس درس استفاده میکند.معلم ابتدا جلسات تدریس را به صورت خصوصی را برای جواد میگذارد که در ان به یادگیری کوچکترین صداهایی که کلمات را تشکیل می‌دهند (واج‌ها) تاکید دارد بعد از ان سعی میکند درک چگونگی بازنمایی صداها در قالب حروف و رشته‌هایی از حروف را برای او بیان کند که حروف را به طور کامل با صدایشان برایش بازگو میکند.

مطلبی را برای او میخواند و از او میخواهد که انچه را از این متن درک کرده را بازگو کند. کم کم ا زاو میخواهد متن های ساده با حروف با فاصله و فونت درشت را با صدای بلند برایش روخوانی کند. در اخر روان خوانی متعدد در کلاس را برای جواد در نظر میگیرد که سعی میکند ابتدا از او در گروه های فعال دانش اموزان بیشتر استفاده کند و او را در انجام کار کلاس بیشتر درگیر میکند.

کم کم احساس راحتی را طی جلسات متعدد برای دانش آموز مدنظر فراهم میکند و روابطش با دیپران را بهبود میبخشد .بعد کم کم به او در کلاس توجه بیشتری میکند و سعی میکند که از او در تدریس استفاده بیشتری کند و معمولا قسمتی از کتاب را به او میدهد که بخواند. برای اینکه جواد احساس خجالت یا ترس را دور کند اول فضایی مناسبی را مثلا با تشویق او توسط دوستانش قبل از انجام یک فعالیت و یا دادن یک هدیه به او برای ایجاد انگیزه ایجاد میکند.

در جلسات بعدی اهسته اهسته از او میخواهد که در مورد موضوع درس یک داستان را که در ذهن دارد را به صورت شفاهی برای او و هم کلاسیانش بیان کند و بعد از شنیدن داستانش از دوستانش میخواهد که او را تشویق کنند و سوالاتی به صورت صمیمانه ابتدا خود و بعد دانش اموزان از او بپرسند تا در کلاس احساس تنهایی و بی اهمیتی دیگر نکند.کم کم سعی میکند به او جرات بدهد که این بار از روی کتاب داستانی که خودش دوست دارد را انتخاب کند و ان را برای دوستانش بخواند.در انجام فعالیت های ریاضی خواندن متن فعالیت ها را اغلب به او میسپارد.

کم کم روند بهبودی در او نمایان میشود که این امر بدون کمک خانواده، معلم و روانشناس امکان پذیر نخواهد بود.