خلاصه مقاله 《تاثیر یادگیری زبان دوم بر مهارتهای حل مسله و سبکهای تصمیم گیری》.
تایج حاصل از تحلیل داده ها در این مقاله نشان داد که بین مهارتهای حل مسله در زبان آموزان زبان دوم (انگلیسی، فرانسه و آلمانی) با غیرزبان آموزان تفاوت معناداری وجود ندارد ؛ اما درباره سبکهای تصمیم گیری ، «سبک تصمیم گیری وابسته» در زبان آموزان زبان دوم بطور معناداری پایین تر از غیر زبان آموزان است. اما در مابقی سبکها به دلیل بالاتر بودن سطوح معناداری از میزان 05/0 ، فرض وجود تفاوت رد میشود.
این یافته ها با نتایج حاصل از پژوهش برزگرفرد(1394) همخوان است. در پژوهش برزگرفرد مشخص شد در زمینه حل مسله اجتماعی ، تفاوت معناداری بین دانش آموزان دوزبانه با تک زبانه ها وجودندارد ؛ اما دیگر پژوهشهای صورت گرفته در زمینه تفاوت توانمندی های شناختی مختلف از جمله مهارت حل مسله و سبک تصمیم گیری مانند پژوهش های تاوانتمان و آمان(2018) ، الشهرانی (2018) ، هارتانتو ، یانگ و یانگ (2018) و وانگ و ان جی (2018) با نتایج حاصل از این پژوهش تناقض دارد.
تاوانتمان و آمان (2018) نشان دادند مهارت حل مسله دانش آموزان دوزبانه بیشتر از تک زبانه است.
پژوهش الشهرانی(2018) نشان داد یادگیری زبان دوم بر توانایی های شناختی کودکان از جمله مهارتهای حل مسله آنها تاثیر مثبت و معناداری دارد.
پژوهش هارتانتو و همکاران(2018) نشان داد بین مهارت حل مسله ریاضی دانش آموزان تک زبانه و دوزبانه تفاوت معناداری وجود دارد.
نتایج حاصل از پژوهش وانگ و ان جی(2018) نشان داد یادگیری زبان دوم بسته به تسلط فرد بر زبان دوم بر تصمیم گیری عقلایی او تاثیرگذار است.
یادگیری زبان دوم تاثیرگسترده ای از نظر جنبه های زیستی و روانشناختی بر توانمندی های افراد دارد.
بر اساس نظریات برونر ، یادگیری و تسلط بر زبان دوم ، قدرت و توانایی شناخت و فکر فرد را افزایش میدهد.
از نظر «هب» توانایی شناختی افراد از طریق یادگیری زبان نیز افزایش پیدا میکند.
هر نکته ای که فرد بایادگیری زبان دوم آنرا تجربه میکند ، در سیستم های عصبی او مجموعه ای از نورون ها را ایجاد میکند که به آنها مجتمع سلولی میگویند. پس از ترکیب چند مجموعه سلولی زنجیره های مرحله ای تشکیل میشوند.
پس از تشکیل مجموعه های سلولی و زنجیره های مرحله ای توانایی های شناختی افراد افزایش پیدا میکند.
دو زبانی که افراد با آن فکر میکنند و صحبت میکنند بر شناخت آنها نیز تاثیرگذار است.
اگر دوزبانگی در اوایل کودکی شکل گرفته باشد ، نتایج مثبتی روی کارکردهای شناختی دارد.
کودکان دوزبانه از قابلیت انتقال دانش و مهارتهای شناختی خود از یک زبان به زبان دیگر برخودار هستند.
آموختن زبان دوم میتواند قدرت پردازش اطلاعات توسط مغز را افزایش دهد.
استفاده از دو یا چند زبان بصورت همزمان موجب افزایش تعداد سیناپس ها و میلین های سلولهای عصبی در جسم پینه ای مغز در سنین مختلف میشود که این تغییرات ساختاری در مغز به بهبود برقراری ارتباط بین دو نیمکره مغز میشود و باعث افزایش سرعت انتقال اطلاعات بین دو نیمکره مغز و پردازش سریعتر اطلاعات در مغز میشود.
بر اساس نظریات شناختی ، در صورتیکه فرد نتواند اطلاعات مربوط به یک مسله را تحلیل کند و تصمیم گیری مستقلی با استفاده از آموخته هایش داشته باشد به «وابستگی در تصمیم» روی می آورد.
افرادی که زبان دوم را یاد گرفته اند ، با قدرت پردازش اطلاعات بالاتر و سرعت یادگیری بیشتر ، این توانمدی را دارند که اطلاعات مربوط به موضوع مورد تصمیم را دقیق تر و سریع تر جمع بندی کنند.
این توانمندی ها در نهایت توانسته است گرایش افرادی که زبان دوم را آموخته اند را به سبک تصمیم گیری «وابسته» کاهش دهد.
منبع
*حدادی، سمانه؛ زارع، حسین؛ علیزاده فرد، سوسن(1399). تاثیریادگیری زبان دوم برمهارتهای حل مسله و سبکهای تصمیم گیری. فصلنامه علمی ، پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی، سال 7، شماره 4 (پیاپی 28)، بهار1399، ص89-79.
اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خوزستان سایت حاضر را با هدف اشتراک دانش و تجربه در زمینه رشته های مختلف دانشگاه فرهنگیان راه اندازی نمودند. هدف آن است که دانشجویان ورودی هر سال این مرکز با همکاری با اساتید خود در دروس مختلف ، کتب علمی، فایل های تدریس، پروژه های علمی دانشجویی انجام شده، تجارب و خاطرات خود از آموزش دانش آموزان، محتواهای علمی و مفید، معرفی سایت های مورد نیاز حرفه معلمی و.... را با هدف کمک به آموزش و پرورش( سیاست گذارن/ معلمان / مدیران/ معاونین) و دانشگاه فرهنگیان( اساتید/ مدیران/ معاونین و دانشجو معلمان و مهارت آموزان ماده 28) به اشتراک بگذارند.