نقش انگیزه در پیشرفت و موفقیت:

اگر موفقیت را به نوک قله کوهی در ذهن خود ترسیم کنید و ابزار و تکنیک‌های رسیدن به آن را به مثابه اتومبیلی روی شیب تند دامنه‌ی آن کوه در نظر بگیرید (تکنیک‌های موفقیت: اعتماد به نفس، خلاقیت، بهره‌وری، دانش و...) برای حرکت اتومبیل در رسیدن به آن قله نیاز به یک نیروی محرکه داریم، نیروی محرکه‌ای به نام انگیزه ، در واقع می‌توان انگیزه را نیروی محرکه‌ای برای رسیدن به هدف، دانست.

باور اشتباهی در این میان وجود دارد که همگان تصور می‌کنند اول باید انگیزه وجود داشته باشد تا اتومبیل به هدف خود برسد اما یک رویکرد از درون به بیرون در مورد انگیزه می‌گوید که با یک قدم کوچک یا نیروی کم نیز می‌توان ایجاد انگیزه کرد و باز موتور را به حرکت انداخت و انرژی لازم برای برداشتن قدم‌های بعدی و رسیدن به هدف را فراهم کرد.

نگاهی دقیق‌تر به انگیزه :

راپاپورت انگیزه را نیروی اشتها آور درونی تلقی می‌کند.
آلپورت انگیزه را وضعیت درونی ارگانیزم تعریف می‌کند که رفتار و تفکر فرد ناشی از آن است.
با یک جمع بندی کلی می‌توان انگیزه را این طور توصیف کرد: انگیزه یکی از وجوه مهم زندگی انسان است به گونه‌ای که یک فرد برای ادامه زندگی، بقا، فعالیت و حتی تغییر نیازمند انگیزه است و بدون انگیزه زندگی انسان بدون حرکت، راکد و سرد و بی‌روح خواهد بود. برای پرورش رفتارهای جدید باید یاد گرفت اما برای عمل به آنچه که یاد گرفته‌ایم نیازمند انگیزه هستیم. اهمیت انگیزه اگر بیشتر از یادگیری نباشد، کمتر هم نخواهد بود. همه‌ی ما می‌دانیم که چطور وزن خود را کم کنیم، نمره‌ی بالاتری بگیریم و با دیگران مهربان باشیم. سد راه رسیدن به بسیاری از این هدف‌ها این است که آنقدر برایش ارزش قائل نیستیم که وقت بگذاریم و تلاش کنیم. برای تغییر، هم باید دانست (دانش) هم باید خواست (انگیزش). اما به این نکته توجه کنید که از دانستن تا انجام‌ دادن فاصله زیادی است. خیلی چیزها مثل نیاز ما به بقا، فشار، احساس، آسیب، ترس از خطر، پاداش، تعلق، آرزو، تصمیم، ارزش، مهارت، علاقه، لذت، تنفر، عادت، هدف و... به انسان انگیزه می‌دهد و همه‌ی این‌ها هم‌زمان تاثیر خود را می‌گذارند. آنچه که باعث شروع فعالیت انسان می‌شود انگیزه است.

انگیزه اولیه می‌تواند دلیل ما برای انجام کارها باشد. این دلیل را می‌توانیم در میان نیازهای خود پیدا کنیم. هر هدفی که ما در سر می‌پرورانیم یک یا چند نیاز را در ما ارضا می‌کند. هرقدر که یک هدف، نیاز مهم‌تر و بزرگ‌تری را در ما پوشش دهد و ما شانس بیشتری برای تحقق در خود حس کنیم، انگیزه بیشتری برای آن در ما شکل می‌گیرد و هر چه در این مسیر پیش‌رفته و به هدف نزدیک‌تر می‌شویم، انگیزه‌ ما افزایش می‌یابد اما شرایط همیشه به این شکل باقی نمی‌ماند و تغییر شرایط و پیشامدهای مختلف باعث می‌شود باور ما نسبت به شانسی که برای تحقق این هدف برای خود قائلیم تغییر کند و انگیزه ما کاهش و یا افزایش یابد.

سوال مهم: مهارت مهم‌تر است یا انگیزه ؟

در پاسخ به این سوال باید گفت شخصی که انگیزه‌ بالاتری دارد و تلاش بیشتری می‌کند، در مقایسه با کسی که مهارت بالایی دارد شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. انگیزه‌ بالا باعث می‌شود که فرد انرژی بیشتری صرف هدف خود بکند و این انرژی و تلاش است که باعث می‌شود به آرامی به هدف نزدیک شود و ضمن کسب انگیزه بیشتر بتواند به مرور به کسب مهارت بپردازد و تجربه بیشتری کسب کند.