مهارت های تفکر در برنامه آموزش ابتدایی
بسیاری از موضوعات برای کودکان این فرصت را فراهم می کنند که به حدس زدن و طرح فرضیه بپردازند؛ در این رابطه، علم آشکارترین نمونه است. علم همچنین موضوعی (یا موضوعات مدارس متوسطه) است که مستلزم استفاده از شواهد و داده هاست، اما علم به هیچ وجه تنها موضوعی نیست که مستلزم این مهارت ها است. آنها همچنین جنبه های اساسی تاریخ و جغرافیا و دیگر موضوعات نیز هستند. در واقع ذکر این نکته جالب است که همین مورد را می توان به عنوان شاهد در بافت های متفاوت به کار برد. به عنوان مثال، کتاب مقدس می تواند قطعه ای از شواهد تاریخی باشد، چراکه می توان آن را به عنوان مصنوع دینی نیز در کلاس دین استفاده کرد و سبک زبانی و آرایه های آن را می توان در کلاس زبان انگلیسی با هنر بررسی کرد.
استفاده از مصنوعات و نمونه های دیگری از شواهد «واقعی تجربه های اساسا دست اولی برای کودکان است و شما باید آنها را تاجایی که ممکن
، است در آموزش خودتان بگنجانید. برای مثال، مطالعهی و در کلاس تاریخ می تواند بیش از پیش کودکان را درگیر در صورتی که با مردم واقعی مصاحبه شود، بناها و مکان های واقعی و بازدید قرار گیرد و اسناد اصلی نظیر مواد سرشماری و عکس های قدیمی بررسی شود. این نوع تجربه ها به کودکان کمک می کند تا دریابند چگونه مورخان (یا جغرافی دانان یا دانشمندان جهان را می نگرند و همچنین به کودکان کمک می کند تا شیوه های خاص فعالیت های آنها در جهان را درک کنند. آنها همچنین مقاومت در برابر این وسوسه را آسان تر می کنند که می خواهد همه ی این پژوهش ها را به فعالیت های عمدتا سواد آموزی تبدیل کند، نظیر درک مطلب یا کار موضوعی کمتر متمرکز که تنها با بازیافت اطلاعات از کتاب ها یا منابع اینترنت سروکار دارد. اگر این نوع فعالیت های اخیر، تنها فعالیت های شما باشند، کودکان کلاس شما جنبه های مهم موضوعاتی نظیر تاریخ و علم را از دست خواهند داد. برعکس، رویکردهای دیگری که بررسی خواهیم کرد به نحو اجتناب ناپذیری با بخش عمده ای از سخن گفتن و تفکر ارتباط دارند و می توانند محرک هایی برای پژوهش فلسفی ایجاد کنند.
نوعی از مهارت های تفکر و یادگیری وجود دارد که تقریبا تمامی موضوعات را در بر می گیرد. اینها از این جمله اند: مقایسه کردن و در برابر هم قرار دادن؛ یادگیری حقایق، مهارت ها و روش های یادگیری؛ ارتباط و همکاری؛ تصمیم گیری؛ خلق، طراحی یا ایجاد ایده ها؛ و ارزیابی از این رو، خبر خوب این است که برای هر مجموعه ی خاصی از مهارت ها، ترکیب دقیقی از موضوعات یا حوزه های یادگیری، می تواند طی برنامه ی آموزشی، فرصت های پایداری را برای رشد آنها فراهم کند.
اگرچه ما باید دقت کنیم تا تفاوت ها را میان این فرصت ها ناديد لیکن خود کودکان نیز می توانند تجربه ی طرح فرضیه ها را م ا موضوعات گوناگونی نظیر علوم تجربی و جغرافی دریابند.
همچنین بسیاری از موضوعات مربوط به کودکان در دو ج تفکر، که هنوز بررسی شان نکرده ایم، فرصت هایی را فراهم می کنند. ا دو حوزه عبارتند از: استفاده از نظام های نمادین گوناگون و استفاده از استدلال صوری. هریک از اینها را به نوبت بررسی خواهیم کرد. نظام های نمادین وقتی کودکان نحوه ی تشخیص حروف و اعداد را یاد می گیرند و سپس خودشان از آنها استفاده می کنند، مهارت خود را در دو نظام نمادین گسترش می دهند که عموما بیش از همه در فرهنگ ما به کار رفته است. در واقع احتمالا شما به عنوان یک کارآموز بزرگسال آموزگاری، با مهارت های پیچیده در این حوزه ها، فراموش کرده اید که رشد این مهارت ها و فهمی که آنها را همراهی می کند تا چه حد دشوار بوده است. اما نظام های نمادین دیگری وجود دارد که کودکان در مطالعات خود با آنها مواجه می شوند، نظير نت نویسی موسیقی، نمادهای نفت زبان های رایانه و استفاده از هر زبانی که کودک با آن مواجه می شود گاهی اوقات کودکان در موضوعاتی نظیر تاریخ و درس دینی نمادهایی مواجه می شوند که برآمده از فرهنگ ها و ادیان دیگر ه هنر نیز غالبا از نمادها و شکل های دیگری از بازنمایی استفاده میکنند
استفاده از این نظام های نمادین می تواند به فراگیری دیگران کمک کند، هرچند که تضمینی وجود ندارد که این اتفاق رخ دهد (برای مثال است که با ریاضیات دست و پنجه نرم می کنند ممکن است در زبان
باشند یا برعکس). مسلما برای کودکان مفید خواهد بود که دربارهی . ایده بیندیشند که موقعیت های زیادی پیرامون ما وجود دارد که یادها آنها را نشان می دهند یا به زبان کودکانه تر) نشانه ی چیزهای گوناگون هستند. تمایز میان معنای واقعی و استعاره ای نیز در همین راستاست و توجه کودکان، با بیشتر شدن سن شان، بیش از پیش به آنها در ادبیات و هنر معطوف می شود.
انواع استدلال آشکار است که استدلال تا حدی در بسیاری از حوزه های زندگی پدیدار می شود. هنگامی که والدین یا آموزگار به کودکان توضیح می دهند که باید چکمه های بلند خود را بپوشند تا پایشان خیس نشود، افراد بزرگسال و کودکان درگیر فرآیندی از استدلال می شوند. ممکن است کودکان منطق این استدلال را بپذیرند و کاری را انجام دهند که از آنها خواسته شده است یا، همان طور که هر والدی می داند، ممکن است کودکان استدلال مخالفی را مطرح کنند، نظیر «اما چکمه های بلندم به پایم آسیب می زنند» یا حتی «اما می خواهم پایم خیس شود!». برخی از موضوعات برنامه ی اموزشی، بیش از موضوعات دیگر به کودکان فرصت هایی برای گسترش
این مهارت ها می دهد. اما دو نوع استدلال صوری تر وجود دارد که کودکان به نحوی با آنها مواجه خواهند شد. این دو نوع استدلال استدلال های «استقرایی» و «قیاسی» نامیده می شوند که تا حد زیادی بازتاب دهنده ی یکدیگرند و هر دو در برنامه ی آموزش ابتدایی وجوددارند. استدلال استقرایی فراوانتر رخ می دهد. فهم رابطه ی این دو مهم است.
استدلال استقرایی وقتی مطرح می شود که ما نتیجه ای را از مشاهدات بسیاری اخذ می کنیم که ظاهر آن نتیجه را تأیید می کنند. هنگامی که خردسالان متوجه می شوند صداهایی که سگها ایجاد می کنند متفاوت از صداهایی است که گربه ها ایجاد می کنند، درگیر نوعی استدلال استقرایی می شوند که می توان آن را این گونه بیان کرد: «هر سگی که صدایش را شنیده ام پارس می کند و هر گربه ای که صدایش را شنیده ام میو میو می کند، بنابراین (من نتیجه می گیرم که)، سگها نمی توانند میومیو کنند و گربه ها نمی توانند پارس کنند». شما ممکن است دریابید که اندکی نارضایتی درباره ی این نوع استدلال وجود دارد، زیرا حداقل می توان تصور کرد که سگ صدایی را ایجاد کند که بسیار نزدیک به میومیو باشد و گربه نیز صدایی را ایجاد کند که به پارس کردن بسیار نزدیک باشد. این مسئله در استدلال استقرایی، فیلسوفان، دانشمندان و متفکران دیگر را برای قرنهای بسیاری به دردسر انداخته است. به بیان ساده، ممکن است هزار نمونه را مشاهده کنیم که ظاهرا همان نتیجه را تأیید کنند، اما هرگز نمی توانیم مطلقة يقين داشته باشیم که نمونه ی بعدی مخالف نمونه های قبلی نباشد. کودکانی (یا بزرگسالانی که فیل ها را در آفریقا مشاهده می کنند، ممکن است به نحوی معقول به این نتیجه برسند که «تمام فیل ها دارای عاج هستند، و تشخیص ندهند که بسیاری از فیل های آفریقا بدون عاج هستند. از این رو، نتیجه ای که آنها گرفته اند نیاز به اصلاح دارد. هنگامی که از استدلال استقرایی استفاده می کنیم، این امکان همیشه وجود دارد.
قیاسی به طور بالقوه منبع یقین بیشتری است (هرچند که باید آگاه باشید که میزان درستی آن، علت اختلاف مکرر فیلسوفان
است). استدلال قياسی وقتی مطرح می شود که ما از دو عبارت فیلسوفان این دو عبارت را گزاره ها می نامند) استفاده می کنیم که آنها را مقدمه می نامیم و این دو عبارت منتهی به یک عبارت سوم می شود که ما | به زبان متداولتر، آن را نتیجه می نامیم. شکل کلاسیک استدلال قیاسی را اقباس» می نامند و ممکن است قبلا این نمونه ی مشهور را دیده باشید
برخی از فیلسوفان آن را کمی پیش پا افتاده می دانند، اما برای شرح ساختار چنین استدلالی مفید است).
نمونهی : همه ی انسانها فانی هستند. سقراط انسان بود. بنابراین، سقراط فانی بود.
این نوع استدلال معتبر تلقی می شود و برای این که یک استدلال معتبر باشد، نتیجه باید از مقدمات اخذ شود. اما توجه داشته باشید که این بدین معنا نیست که نتیجه صادق است. استدلال زیر نیز معتبر است، اما آشکارا
کاذب است.
نمونهی ۲: همه ی انسان ها سبز هستند. سقراط یک انسان بود. بنابراین، سقراط سبز بود.
بد و
بسیاری از فیلسوفان میان دو نمونه ی فوق تمایز می گذارند می گویند استدلال صورت گرفته در نمونه ی ۱ درست است در حالی که استدلال صورت گرفته در نمونه ی ۲ درست نیست، زیرا مقدمات نمونه ۲ نادرست است. از این رو باید دریابید که برای درست بودن یک نتیجه از این نوع، باید مقدمات صادق باشند و نتیجه به نحو اجتناب ناپذیر یا، به بیان فیلسوفان، ضرورتا از آنها اخذ شود. ممکن است هرگز از کلماتی نظیر «قياس» در کلاس ابتدایی استفاده نکنیم یا استدلال ها را به شیوه ی تخصصی مثل اینجا تحلیل نکنیم. اما شما و کودکان کلاس شما غالبا شیوه های روشن تر و متفاوتی را برای توجه به اصول منطقی پیدا می کنید که شالوده ی این استدلال ها را تشکیل می دهد و بسیاری از کودکان به نحوی شهودی آنها را انجام می دهند. در واقع اخیرا بخش عمده ای از فعالیت ها در فلسفه با «منطق غیرصوری» از این نوع سروکار دارد.
موضوعی که بیشترین فرصت و مجال را برای استدلال قیاسی در معنای صوری آن فراهم می کند، ریاضیات است؛ هرچند که در سه ابتدایی، به طور کلی بیشتر استدلال استقرایی را می توان یافت.
استدلال کودک را می توان در بسیاری از موضوعات افزایش داد.
اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خوزستان سایت حاضر را با هدف اشتراک دانش و تجربه در زمینه رشته های مختلف دانشگاه فرهنگیان راه اندازی نمودند. هدف آن است که دانشجویان ورودی هر سال این مرکز با همکاری با اساتید خود در دروس مختلف ، کتب علمی، فایل های تدریس، پروژه های علمی دانشجویی انجام شده، تجارب و خاطرات خود از آموزش دانش آموزان، محتواهای علمی و مفید، معرفی سایت های مورد نیاز حرفه معلمی و.... را با هدف کمک به آموزش و پرورش( سیاست گذارن/ معلمان / مدیران/ معاونین) و دانشگاه فرهنگیان( اساتید/ مدیران/ معاونین و دانشجو معلمان و مهارت آموزان ماده 28) به اشتراک بگذارند.