در طول دهه‌های اخیر محققان دریافته‌اند سطح یادگیری دانش‌آموزان به‌شدت متاثر از شرایط محیطی در خانه است. همان‌طور که از عنوان این موضوع مشخص است، این مسئله اشاره به تاثیر محیط خانه بر موفقیت‌های تحصیلی دانش‌آموزان در طول زندگی آنها دارد. در یک تحقیق جالب توسط وایت بررسی شد که شرایط حاکم بر محیط خانه، صرف‌نظر از میزان درآمد والدین، موقعیت اجتماعی یا سطح تحصیلات آنها تاثیر مثبت قابل‌ملاحظه‌ای بر موفقیت دانش‌آموزان در مدارج بالای علمی دارد. شرایط حاکم در خانه به طور کلی به سه موضوع اصلی محدود می‌شود. این سه جنبه تعیین می‌کند که آیا محیط خانه و خانواده می‌تواند موجب موفقیت تحصیلی دانش‌آموز شود یا خیر.

در وهله ی نخست، والدین یا سرپرستان بچه‌ها، باید ارتباط نزدیکی با فرزندان در ارتباط با مسائل مدرسه و فعالیت‌های دانش‌آموزان داشته باشند. این ارتباط باید مداوم و مستمر باشد تا بتواند در فرآیند کسب موفقیت دانش‌آموزان نقشی موثر داشته باشد. والدین به‌صورت سیستمی باید مسائل مدرسه را رصد کنند، از فرزندانشان در رابطه با آن‌ها سوال بپرسند، آنها را در کسب موفقیت و تلاش در جهت اهداف آموزشی ترغیب کنند و تا جای ممکن منابع لازم را برای کمک به آنها در انجام فعالیت‌های مربوط به مدرسه فراهم کنند.

عنصر دوم، نقش نظارتی والدین بر عملکرد فرزندشان است. والدین باید نظارتی مناسب بر عمده ی فعالیت‌های دانش‌آموز داشته باشند. برای مثال، در طول روز با توجه به استعداد و توانایی دانش‌آموز، او چه میزان از وقت خود را به انجام تکالیف مدرسه یا خواندن مطالب درسی اختصاص می‌دهد، چند ساعت در طول روز به تماشای تلویزیون می‌نشیند، چه موقع از مدرسه بازمی‌گردد و بعد از تعطیل شدن از مدرسه چه کارهایی انجام می‌دهد و سایر برنامه‌های نظارتی از این دست. این فرآیند موجب می‌شود فرزندان به اهمیت یادگیری و کسب موفقیت آگاه شوند و مهم‌تر از آن احساس مسئولیت خانواده به آنها و کسب موفقیت‌هایش را به‌خوبی درک کنند. این رابطه، والدین و فرزندانشان را در کنار هم به سمت کسب موفقیت هدایت می‌کند.

مورد سوم، به رویکرد خانواده در انجام فعالیت‌های مربوط به موارد اول و دوم اشاره دارد. به‌دیگر بیان، خانواده در برقراری ارتباط و نظارت بر فعالیت‌های آموزشی دانش‌آموز برخوردی مقتدرانه و ساخت‌یافته دارند، رویکردی استبداد و فرد محور دارند یا در مورد این مسائل زیاد سخت‌گیر نیستند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد در میان این مولفه ها، رویکرد مقتدرانه بیشترین و رویه ی آسان‌گیری کمترین اثر را در کسب موفقیت‌های علمی دانش‌آموزان داشته است. بنابراین ورای سطح مالی خانواده‌ها، موقعیت یا جایگاه اجتماعی آنها در جامعه و میزان تحصیلات والدین، این نحوه ی برقراری ارتباط با کودک است که می‌تواند زمینه‌ساز کسب موفقیت یا عدم توفیق او در طول دوران تحصیلی باشد. چه بسا فرزند یک خانواده ی متمول و تحصیل‌کرده در اثر آسان‌گیری والدین در مورد مسائل مدرسه نتواند موفقیتی به اندازه ی فرزند یک خانواده ی فقیر به لحاظ مالی و سطح سواد کسب کند. تمامی مسائل مربوط در این حوزه به هنر والدین در استفاده از رویه‌های مناسب برای برقراری ارتباط با کودکشان بازمی‌گردد.