شاید جالب باشد بدانید که طراحی آموزش ، یکی از معدود نتایج مثبت جنگ جهانی دوم است. در طول این جنگ، دولت‌ها باید ارتش‌های چندهزار نفری خود را درخصوص نحوه‌ی انجام وظایف‌شان در مدت کوتاهی آموزش می‌دادند. آن‌ها برای این کار، امور و دستورات پیچیده را به قسمت‌های کوچکتری تقسیم می‌کردند تا سربازان بتوانند آن‌ها را به‌خاطر سپرده و به‌طور مثال هر مرحله از عملیات بهتر درک و اجرا کنند. بنابراین، جرقه‌ی طراحی آموزشی به نوعی با به‌کارگیری آموزش خرد همراه بوده است.

در این طراحی آموزش ، دستورات و فعالیت‌ها به مواد آموزشی تبدیل شدند. طراحان مواد آموزشی نیز برای اجرای درست آن‌ها، لاجرم می‌بایست از اصول آموزشی پیروی کرده و برخی اصول روانشناسی و عملکرد ذهن در یادگیری را نیز درنظر می‌گرفتند.

با موفقیت این سازوکار در آموزش نظامی، روانشناسان ایده‌ی آموزش به‌عنوان یک سیستم را مطرح کردند. آن‌ها تحلیل‌هایی از فرآیند یادگیری ارائه کرده و مدل‌های مختلفی تعریف کردند. این افراد پس از جنگ نیز مطالعات خود را ادامه دادند. تا جایی که پس‌ازمدتی، طراحی آموزش به‌عنوان یک رشته‌ی دانشگاهی بسیار مرتبط با روانشناسی شناختی و رفتاری وارد دانشگاه‌ها شد. در بیش از سه دهه‌ی گذشته نیز نقش تکنولوژی و تعامل آن با انسان در امر آموزش به یکی از زمینه‌های اصلی موردمطالعه در این رشته تبدیل شده است.