تأثیر مبانی روانشناختی بر برنامه درسی
روانشناسی و برنامه درسی
روانشناسی و برنامه درسی ارتباط نزدیکی با هم دارند و طراحان باید به تفاوتهای فردی، سبکهای یادگیری و نیازهای رشد دانشآموزان توجه داشته باشند تا بتوانند محیط یادگیری مناسب و مؤثری فراهم آورند.
تعریف یادگیری: یادگیری به عنوان تغییری پایدار در رفتار یا دانش که از طریق تجربه، آموزش یا تمرین بهدست میآید تعریف میشود. این تعریف به معلمان کمک میکند که رویکردهای مؤثرتری در تدریس اتخاذ کنند و دانشآموزان را بهتر راهنمایی نمایند.
1ـ انواع نظریات یادگیری:
الف)ـ نظریه پیوندگرایی (ثورندایک): ثورندایک باور دارد که یادگیری از طریق پیوند بین محرک و پاسخ شکل میگیرد. طبق قانون اثر، رفتارهایی که نتایج مثبت داشته باشند، تکرار میشوند.
مثال: در کلاس درس، اگر دانشآموز پس از یک پاسخ صحیح تشویق شود، این تشویق به تقویت رفتار او منجر میشود.
ب) نظریه شناختی گشتالت:گشتالت بر این باور است که یادگیری از درک کلی مطالب شکل میگیرد و ذهن انسان تمایل به تکمیل الگوها دارد. مثال: آموزش یک نظریه علمی با ارائه کلیات ابتدا و سپس توضیح جزئیات میتواند باعث یادگیری بهتری شود.
ج) نظریه رشد شناختی پیاژه: پیاژه معتقد بود که رشد شناختی انسان در چهار مرحلهی حسی-حرکتی، پیشعملیاتی، عملیات عینی و عملیات صوری شکل میگیرد.
مرحله حسی-حرکتی (۰-۲ سالگی): کودک از طریق حواس و حرکات با جهان آشنا میشود و بهتدریج مفهوم پایداری شیء را یاد میگیرد. مثال: کودکی که میفهمد توپ ناپدید نشده و تنها پنهان شده است، پایداری شیء را درک کرده است.
مرحله پیشعملیاتی (۲-۷ سالگی): در این مرحله کودک از نمادها و زبان استفاده میکند، اما هنوز نمیتواند بهطور منطقی فکر کند و دیدگاه دیگران را درک کند. مثال: کودکی که از خمیر بازی یک شیء میسازد، اما تغییر شکل خمیر را به معنی تغییر در حجم یا اندازه آن نمیداند.
مرحله عملیات عینی (۷-۱۱ سالگی): کودک توانایی تفکر منطقی در موارد عینی و ملموس را به دست میآورد و درک بهتری از دیدگاه دیگران پیدا میکند. مثال: کودکی که میتواند درک کند که یک لیوان پر از آب و یک بطری نیمهپر با حجم یکسانی برخوردارند.
مرحله عملیات صوری (۱۱ سالگی به بالا): در این مرحله، فرد به تفکر انتزاعی و استدلال منطقی پیشرفته دست مییابد. مثال: دانشآموزی که قادر به حل مسائل پیچیده جبر است و میتواند فرضیات انتزاعی را در ذهن خود پردازش کند.
د) نظریه یادگیری اجتماعی بندورا: بندورا تأکید دارد که یادگیری از طریق مشاهده و تقلید انجام میشود و محیط اجتماعی نقش مهمی در رفتار دارد. مثال: کودکی که نحوه درست ایستادن در صف را از مشاهده رفتار همکلاسیهای خود میآموزد.
ه) نظریه رفتارگرایی: رفتارگرایی بر تغییرات مشاهدهپذیر رفتار تأکید دارد.
شرطیسازی کلاسیک (پاولف): یادگیری از طریق پیوند بین محرکها ایجاد میشود. مثال: دانشآموزی که با شنیدن صدای زنگ مدرسه آماده ورود به کلاس میشود. شرطیسازی عاملی (اسکینر): در این شرطیسازی، یادگیری از طریق تقویت و پیامدهای رفتار شکل میگیرد.
مثال: اگر دانشآموز به دلیل اتمام تکالیف به موقع تشویق شود، احتمال تکرار این رفتار افزایش مییابد.
2ـ تفکر
تعریف تفکر: تفکر فرآیندی ذهنی است که شامل تحلیل، استدلال، ارزیابی و نتیجهگیری میشود و به افراد کمک میکند اطلاعات را پردازش کنند، مسائل را درک کنند و راهحلهای منطقی برای آنها بیابند.
تفکر خلاق: تفکر خلاق به نوآوری و ایجاد ایدههای جدید اشاره دارد و به دانشآموزان کمک میکند تا راهحلهای خلاقانهتری برای مسائل ارائه دهند. تفکر انتقادی تفکر انتقادی به دانشآموزان کمک میکند که بهصورت منطقی به تحلیل و ارزیابی مسائل بپردازند و در تصمیمگیریهای صحیح توانمند شوند.
3ـ پرورش تفکر خلاق
اصول پرورش خلاق شامل:
1ـ تشویق به ایدهپردازی آزادانه: خلاقیت زمانی رشد میکند که دانشآموزان بتوانند بدون نگرانی از اشتباهات، ایدههای مختلف خود را بیان کنند. این آزادی به آنها اعتماد به نفس میدهد تا در آینده نیز به دنبال راهحلهای جدید باشند.
2ـ احترام به دیدگاههای مختلف: توجه به دیدگاههای متفاوت و استقبال از تنوع در تفکر، باعث میشود دانشآموزان دیدگاههای خلاقانهتری پیدا کنند و به آنها یاد میدهد که به تفاوتها احترام بگذارند.
3ـ ایجاد فضایی حمایتی و بدون قضاوت: دانشآموزان باید احساس کنند که ایدههایشان مورد قضاوت قرار نمیگیرد و محیط کلاس جایی امن برای آزمایش کردن است، که این فضا اعتماد به نفس و خلاقیت آنها را تقویت میکند.
4ـ تشویق به تجربه کردن و آزمایش: برای پرورش خلاقیت، دانشآموزان باید یاد بگیرند که خودشان به تجربه و آزمون ایدههای جدید بپردازند.
5ـ گسترش آزادی روانی در کلاس: فراهم آوردن آزادی روانی به دانشآموزان این امکان را میدهد که با احساس امنیت ذهنی ایدههای خود را بیان کنند و بدون ترس از قضاوت به آزمایش و تجربه بپردازند.
6ـ توسعه ارتباطات عاطفی و عقلانی در کلاس: ایجاد ارتباطات عاطفی مثبت بین معلم و دانشآموزان باعث میشود که دانشآموزان با اعتماد به نفس بیشتری در کلاس حضور یابند و این ارتباطات به تقویت تعاملات عقلانی و مشارکت در فرآیند یادگیری کمک میکند.
7ـ احترام به سوالات شاگردان و هدایت سوالات بیربط به موضوع اصلی: معلم باید به سوالات دانشآموزان توجه کند و به آنها فرصت دهد تا پرسشهای خود را آزادانه بیان کنند. همچنین، سوالات بیربط را به شیوهای محترمانه هدایت کند تا تمرکز کلاس حفظ شود.
تکنیکهای پرورش تفکر خلاق:
1ـ استفاده از مطالب آموزشی متنوع: استفاده از منابع آموزشی مختلف مانند کتابها، فیلمها، تصاویر و محتوای دیجیتال به دانشآموزان کمک میکند تا موضوعات را از زوایای گوناگون ببینند. این تنوع در مواد آموزشی باعث تحریک کنجکاوی و خلاقیت در یادگیری میشود و دانشآموزان را تشویق میکند تا با رویکردهای جدید به حل مسائل بپردازند.
2ـ بحثهای مرتبط با زندگی روزمره: انجام بحثهایی که به تجربیات و چالشهای روزمره دانشآموزان مربوط است، به آنها کمک میکند تا ارتباط بین آموختهها و زندگی واقعی خود را درک کنند. این روش باعث افزایش مشارکت و انگیزه در کلاس میشود و دانشآموزان را ترغیب میکند تا راهحلهای خلاقانه برای مسائل خود پیدا کنند.
3ـ سازماندهی دانشآموزان: تقسیمبندی دانشآموزان به گروههای کوچک برای فعالیتهای مشترک، فرصتی برای تبادل افکار و ایدهها فراهم میکند. این کار به آنها کمک میکند تا از تجربیات یکدیگر بهرهمند شوند و به حل مسائل بهطور گروهی و خلاقانه بپردازند. سازماندهی مناسب همچنین میتواند مهارتهای اجتماعی و همکاری را در دانشآموزان تقویت کند.
4ـ نمایش زندگینامه افراد دارای تفکر خلاق: معرفی و بررسی زندگینامه و کارهای افراد خلاق، مانند هنرمندان، دانشمندان و مخترعان، به دانشآموزان انگیزه و الهام میدهد. آشنایی با چالشها و موفقیتهای این افراد میتواند نشان دهد که خلاقیت و نوآوری چگونه میتواند به تغییرات مثبت در جامعه منجر شود و دانشآموزان را ترغیب کند که به دنبال تحقق ایدههای خود باشند.
5ـ شرکت در جلسات گروههای اجتماعی و تحلیل نظرات مختلف: ایجاد فضایی برای شرکت دانشآموزان در جلسات گروهی و بحث درباره موضوعات مختلف، به آنها این امکان را میدهد که دیدگاههای مختلف را شنیده و تحلیل کنند. این روش به تقویت تفکر انتقادی و توانایی تحلیل اطلاعات کمک میکند و به دانشآموزان میآموزد که چگونه به صورت مؤثر از ایدهها و نظرات دیگران استفاده کنند و در عین حال دیدگاه خود را نیز بیان کنند.
4ـ حل مسئله
پرورش مهارت حل مسئله به آموزش شش اصل زیر نیاز دارد:
تشخیص مشکل: درک صحیح مسئله و شناخت دقیق آن.
جمعآوری اطلاعات: گردآوری دادهها و اطلاعات لازم برای تصمیمگیری.
ایجاد ایدهها: تولید و بررسی راهحلهای مختلف برای حل مشکل.
ارزیابی گزینهها: مقایسه و سنجش ایدهها از نظر کارایی و پیامدهای آنها.
اجرا: پیادهسازی راهحل انتخابشده بهصورت عملی. بازبینی: ارزیابی نتایج و بهینهسازی در صورت نیاز.
5ـ نکات مهم برای ایجاد یادگیری معنادار
نکات مهم برای ایجاد یادگیری معنادار:
۱. اهمیت آغاز یادگیری: شروع یادگیری مرحلهای حیاتی است که به شکلگیری شخصیت فرد کمک میکند. فراهم کردن یک محیط سالم و غنی از تجربیات متنوع، فرصتی برای برقراری ارتباطات عاطفی، اجتماعی و شناختی فراهم میآورد. اگر از همین آغازین مراحل توجه ویژهای به محیط آموزشی و خانوادگی کودکان داشته باشیم، نسل آینده را از نظر عاطفی و شناختی سالمتر خواهیم ساخت.
۲. ارتباط یادگیری با مراحل رشد: هر مرحله از رشد انسان ویژگیها و نیازهای خاص خود را دارد. شناخت این نیازها به برنامهریزان درسی کمک میکند تا فعالیتهای یاددهی و یادگیری را به درستی سازماندهی کنند. در صورت عدم شناخت صحیح از این ابعاد، کیفیت آموزش و یادگیری کاهش خواهد یافت. محیطهای غنی و متنوع، به جای اطلاعات مجزای انتزاعی، به رشد و توانایی یادگیری دانشآموزان کمک میکنند.
۳. تأثیرات محیط بر یادگیری: محیطهای غنی و متنوع با ارائه تجربیات زنده، به کارکرد ذهن و هوش انسان کمک میکنند. مطالعات نشان دادهاند که اطلاعات و تجربیات واقعی، تأثیر عمیقتری بر یادگیری دارند. بهطور مثال، ممکن است کودکی با شرایط مادی نامساعد، به دلیل تجربیات متنوع و واقعیاش، هوش و خلاقیت بیشتری نسبت به کودک دیگری که در شرایط مادی مطلوبی قرار دارد، داشته باشد.
۴. توجه به تفاوتهای فردی: حتی در افرادی که در یک مرحله رشد مشابه هستند، ویژگیهای ژنتیکی و محیطی باعث تفاوتهای اساسی میشود. بنابراین، مربیان و برنامهریزان درسی باید به تفاوتهای فردی توجه کرده و برنامههای آموزشی را متناسب با نیازهای خاص هر دانشآموز طراحی کنند.
۵. یادگیری از طریق تجربه: یادگیری معنادار باید از طریق تجربیات واقعی و عملی صورت پذیرد. افرادی مانند جان دیویی و ماری مونتهسوری بر این نکته تأکید کردهاند که یادگیری به طور اساسی به تجربیات ما وابسته است. جذب و درگیری در تجربیات واقعی، انگیزش درونی و تحلیل منطقی، سه رکن اساسی یادگیری از طریق تجربه هستند. برنامهریزان و مربیان باید تجربیات غنی و متنوعی را برای یادگیرندگان فراهم کنند تا یادگیری واقعی و معنادار صورت گیرد. در نهایت، تحول در آموزش نیازمند تغییر در باورها و اعتقادات ما است تا به شکلی مؤثرتر با محیط و جهان واقعی تعامل کنیم و تجربیات یادگیری معناداری برای دانشآموزان ایجاد نماییم.
6ـ اصول روانشناختی برنامه درسی
اصول روانشناختی در برنامه درسی شامل موارد زیر است:
1. معلم اثر بخش باید دانشآموزان را به خوبی بشناسد: داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت روانی، نیازها و علایق دانشآموزان به معلم کمک میکند که برنامههای آموزشی را مؤثرتر و کارآمدتر تنظیم کند.
2. معلم سازنده زندگی و انتقالدهنده فرهنگ جامعه است: معلم باید از نقشش در پرورش ارزشهای انسانی و فرهنگی آگاه باشد و به دانشآموزان کمک کند تا با آگاهی از میراث فرهنگی جامعه، به انسانهای مؤثرتری تبدیل شوند.
3. چالشهای حرفهای معلمی: معلمی وظیفهای پیچیده و تخصصی است که نیاز به دانش، مهارت و علاقه خاص دارد. معلمان باید با روشهای جدید آموزش آشنا باشند و در مسیر توسعه حرفهای خود بکوشند.
4. توجه به رشد عقلانی در دوره کودکی: کودکی دورهای مهم در رشد شناختی و عقلانی است. معلمان باید به نیازهای ویژه این دوره توجه کنند و با ایجاد فضایی خلاقانه به رشد این جنبهها کمک کنند.
5. کمک به توسعه تفکر خلاق و انتقادی: مدارس مسئول پرورش تفکر خلاق و انتقادی در دانشآموزان هستند و معلمان باید با ارائه تمرینها و فعالیتهای مناسب این مهارتها را در دانشآموزان تقویت کنند.
6. ساختار دانش در یادگیری اثربخش: تنظیم محتوای درسی بر اساس ساختار دانش و نیازهای آموزشی، فرآیند یادگیری را مؤثرتر میکند و به دانشآموزان در فهم بهتر کمک میکند. 7.
7. رابطه بین رشد اجتماعی و شناختی: رشد اجتماعی دانشآموزان تأثیر زیادی بر رشد شناختی آنها دارد. بنابراین معلمان باید به رشد این دو جنبه همزمان توجه کنند و فعالیتهای اجتماعی را در کلاس ترویج دهند.
نتیجهگیری
مبانی روانشناختی نقش اساسی در تدوین برنامه درسی و تأثیرگذاری آن بر یادگیری دانشآموزان دارند. با توجه به پژوهشهای جهانی، مدارسی که اصول روانشناختی را بهخوبی در برنامه درسی خود پیادهسازی کردهاند، نتایج بهتری در پیشرفت تحصیلی و رضایت دانشآموزان داشتهاند. طبق آمار، دانشآموزانی که در محیطهای آموزشی با برنامههای درسی مبتنی بر روانشناسی یادگیری میکنند، در مقایسه با دیگر دانشآموزان، توانمندی بیشتری در تفکر خلاق، حل مسئله و یادگیری معنادار از خود نشان دادهاند.
اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خوزستان سایت حاضر را با هدف اشتراک دانش و تجربه در زمینه رشته های مختلف دانشگاه فرهنگیان راه اندازی نمودند. هدف آن است که دانشجویان ورودی هر سال این مرکز با همکاری با اساتید خود در دروس مختلف ، کتب علمی، فایل های تدریس، پروژه های علمی دانشجویی انجام شده، تجارب و خاطرات خود از آموزش دانش آموزان، محتواهای علمی و مفید، معرفی سایت های مورد نیاز حرفه معلمی و.... را با هدف کمک به آموزش و پرورش( سیاست گذارن/ معلمان / مدیران/ معاونین) و دانشگاه فرهنگیان( اساتید/ مدیران/ معاونین و دانشجو معلمان و مهارت آموزان ماده 28) به اشتراک بگذارند.