مهرشاد سرقلی گروه ۲۱

الگوهای فنی

ویژگیهای الگوی فنی :

1- تصمیم گیری در خصوص تدوین و اجرای برنامه های درسی بر عهده متخصصان است.

2- معلمان بدون دخل و تصرف برنامه را اجرا می کنند.

3- فرایند برنامه ریزی درسی خطی , عینی و تجویزی است.

4- یادگیری مطلوب به عنوان هدف لحاظ می گردد و آموزش و پرورش به عنوان یک نظام تولید در نظر گرفته می شود.

مهمترین الگوهای فنی برنامه ریزی درسی عبارتند از : 1-الگوی تایلر 2- الگوی تابا 3- الگوی جانسون 4- الگوی بوشامب 5- الگوی شین 6- الگوی هانکینز

1-الگوی تایلر: او نظرلت خود را با چهار پرسش اصلی مشخص کرد : الف ) مدارس باید در دست یابی به چه هدفهایی اقدام کنند ؟ ب ) چگونه می توان تجربه های یادگیری مناسب را برای نیل به این هدفها , انتخاب کرد ؟ پ ) چگونه می توان تجربه های یادگیری را برای آموزش سازمان داد ؟ ت ) چگونه می توان تجارب یادگیری را ارزیابی کرد ؟

منابع مورد توجه در الگوی تایلر به قرار زیر است : 1- بررسی نیازهای دانش آموزان از طریق مشاهده , مصاحبه , پرسشنامه , آزمون ها , بررسی پرونده , بررسی نظرات متخصصان روانشناسی , جامعه شناسی و تعلیم و تربیت 2- بررسی نیازها ی جامعه ( ابعاد مختلف جامعه مثل بهداشت , خانواده , تفریحات , حرفه و پیشه , امور مدنی , دین , معرفت و ... )از طریق مشاهده , مصاحبه , پرسشنامه , بررسی اسناد و مدارک , تکنیک های نیازسنجی 3- تعیین و انتخاب دانش معاصر ( موضوع درسی ) از طریق بررسی ساختار رشته درسی و بررسی نظرات متخصصان هر موضوع درسی تایلر بر این باور است که برای تصمیم گیری پیراموناهداف آموزشی بایستی از طریق مطالعات نظام دار درباره ی فراگیران , زندگی اجتماعی و تحلیل کارشناسان درباره ی موضوعات درسی این اهداف جمع آوری شوند سپس این سه منبع اهداف از صافی فلسفه آموزش و پرورش و روانشناسی یادگیری می گذرد و اهداف آموزش ترسیم می شود.

۲-الگوی تابا :هیلدا تابا الگوی چهار مرحله ای تایلر را تبدیل به الگوی هفت مرحله ای نمود . تابا معتقد بود که معلمان به عنوان مجریان برنامه درسی باید در ایجاد و تدارک آن شرکت نمایند.

او طرح خود را در هفت مرحلع بیان کرد : 1-شناخت نیازها 2-صورتبندی اهداف 3- انتخاب محتوا 4- سازماندهی محتوا 5 – انتخاب تجارب یادگیری 6- سازماندهی تجارب یادگیری 7-تعیین آنچه که باید مورد ارزشیابی قرار گیرد

۳- الگوی جانسون: به موجب الگوی جانسون برنامه درسی به عنوان نتایج یادگیری مورد انتظار , محصول نظام برنامه درسی است , ولی درون داد نظام آموزشی نیز محسوب می گردد. از نظر وی نظام برنامه درسی و نظام آموزش به طور نظامدار به یکدیگر مربوطند.

۴- الگوی بوشامب : او از واژه مهندسی برنامه درسی " که در بر گیرنده فرایند های تدوین , اجرا و ارزشیابی از برنامه درسی است , استفاده می کند. اگر چه بوشامب ارزشیابی از برنامه درسی را بخشی از نظام ارزشیابی کلی می داند , اجرای جنبه های ارزیابی از یک برنامه را عملا به عنوانبخشی از نظام برنامه درسی تلقی می کند.

۵-الگوی شین : او برنامه درسی را یک پیوستار , یعنی جریانی متصل و لاینقطع از تجاربی که یادگیرنده در تماس با مدرسه به دست می آورد تعریف می کند

۶- الگوی هانکینز : او الگویی نظامدار را معرفی می کند که در آن اجرای برنامه به عنوان یکی از زیر مجموعه های برنامه ریزی درسی مورد توجهاست . در این الگو برا ین نکته تاکید شده است که ابتدا باید برنامه تدوین شده به صورت آزمایشی اجرا شود و پس از تجدید نظر در سطح وسیع تر به اجرای برنامه درسی مبادرت گردد.