افراد سرشناس این رویکرد

فردریک بارتلت ازپیشتازان این نظریه است. این رویکرد مدافعان زیادی مانند جان دیویی ، ژان پیاژه، ویگوتسکی،برونر و دیوید آزوبل دارد.

پارادایم فلسفی این رویکرد

این رویکرد مبتنی بر پارادایم فلسفی انتقادی است . پارادایم انتقادی به سلطۀ علم و تکنولوژی و دیوان سالاری که از شاخصه‌های سرمایه‌­داری هستند معترض است. پارادایم انتقادی معتقد است که در این شرایط، احتمال طرح سؤال دربارۀ هنجارها و ارزش‌های اجتماعی و زندگی خوب از بین می‌رود، بنابراین رویکرد انتقادی با طرح این سؤال‌ها که محور اصلی مباحث را تشکیل می‌دهد به آزادی و رهایی افراد از عقاید نادرست و غلبه بر جور و ستم اعتقاد دارد. این پارادایم وجود دانش عینی را رد می‌کند و معتقد است که دانش به‌صورت اجتماعی ساخته می‌شود.

اهداف این رویکرد

طرفداران این رویکرد مانند رفتارگرایان و شناخت­‌گرایان به تعیین هدف‌های رفتاری و دقیق تأکید ندارند. آن‌ها درک اهداف آموزشی را به‌ صورت کلی مطرح می‌کنند و همچنین اهداف را به‌یادگیرندگان تحمیل نمی‌­کنند،اما این موضوع به این معنی نیست که ساختن‌گرایان پیرو طراحی آموزشی نیستند و برای آموزش خودشان برنامه و مسیری ندارند. بلکه آن‌ها اهداف را به‌ گونه‌ای مطرح می‌کنند که امکان تغییر آن‌ها وجود داشته باشد؛ بنابراین سعی می‌­کنند از طرح درس‌های انعطاف‌­پذیر در طراحی آموزشی استفاده کنند .

یادگیری در این رویکرد

ساختن­‌گرایان معتقدند که یادگیرنده ، دانش را فعالانه در درون خودش می‌­سازد و با دستکاری محیط و کسب ادراکات حاصل از تجارب مستقیم و تعامل با جهان پیرامون الگوهایی که از پیش در ذهن او وجود دارد را به واسطۀ تفسیر و تأمل شخصی پالایش می‌کند و یادگیری، حاصل پالایش‌های ذهنی شخصی است.

نقش مدرس در این رویکرد

نقش مدرس در این رویکرد راهنما است. البته این به این معنی نیست که در این رویکرد نقش معلم کمرنگ شده است بلکه صورت و شکل دیگری به خودش گرفته است، چون در این رویکرد مدرسان باید با زمینه های یادگیری یادگیرندگان آشنا باشند و آن‌ها را به‌ خوبی بشناسند تا بتوانند به آن‌ها در انطباق مطالب آموختنی جدید با آموخته‌هایی که از قبل دارند کمک کنند و معلمان در این رویکرد باید از نظرات و ایده‌های مختلف یادگیرندگان تجلیل کنند و آن‌ها را به بیان این ایده­‌ها تشویق نمایند؛ بنابراین معلمان باید به‌اندازۀ کافی به یادگیرندگان استقلال عمل را بدهند. معلمان نباید پاسخ مسائل را به‌صورت مستقیم برای یادگیرندگان مطرح کنند. بلکه باید آن‌ها را به‌صورت یک رهبر به گونه‌­ای هدایت کنند که پاسخ مسائل را با تأمل و تفکر خودشان و با مشورت و گفتگو با دیگران مطرح کنند.

نقش یادگیرنده در این رویکرد

یادگیرنده در این رویکرد با پذیرفتن مسئولیت یادگیری نقش فعالی را در یادگیری خودش ایفا می‌کند و با دستکاری فعالانۀ محیط به یادگیری می‌­پردازد.

محیط یادگیری در این رویکرد

این رویکرد از تدارک محیط­‌های یادگیری مصنوعی که در آن همه چیز از پیش تعیین‌ شده‌است فاصله می­‌گیرند و اجازه می‌دهند که یادگیرندگان در موقعیت‌های طبیعی و غیر رسمی و ملموس که شبیه به زندگی واقعی است قرار بگیرند و آموزش را در چنین محیط­‌هایی ارائه می­‌دهند.

ارزشیابی در این رویکرد

ارزشیابی در این رویکرد محدود به روش خاصی نیست و در شکل‌های مختلفی مانند خودارزیابی، ارزیابی توسط همتایان و ارزیابی توسط مدرس صورت می‌گیرد.

نکات آموزشی این رویکرد

الف) پرورش تعامل و مشارکت

باید دقت کنیم که پرورش تعامل و مشارکت و یادگیری از طریق تعامل و مشارکت در قالب گروه‌­ها یکی از مهم‌ترین اصول این رویکرد است. برخلاف رویکرد یادگیری رفتارگرایی که آموزش بیشتر به‌صورت انفرادی انجام می‌­شود، در این رویکرد بعد مشارکت در یادگیری خیلی پررنگ­تر است و یادگیرندگان باهمکاری و تبادل نظر باهم در قالب گروه‌های یادگیری آموزش را غنی­‌تر می‌­کنند.

ب) افکار گوناگون

در این رویکرد افکار و دیدگاه­‌های گوناگون مورد تجلیل قرار می­‌گیرند و فضای یادگیری به‌گونه‌ای آماده می‌شود که در آن یادگیرندگان بتوانند آرا و نقطه نظرات خودشان را در مورد یک مسئله باهم در میان بگذارند. چون با این کار می­‌توانند از زوایای مختلف یک موضوع را بررسی کنند.

پ) مذاکره و گفتگو

مذاکره کردن و گفتگو به‌صورت محاوره­‌ای در این رویکرد از اهمیت خاصی برخوردار است. در فضای یادگیری رویکرد ساختن­‌گرایی، افراد در فضایی صمیمانه و با بیانی ساده و روان در مورد مسائل و راه‌­حل­‌های این مسائل به مذاکره و گفتگو می‌­پردازند.

ت) طرح مسائل پیچیده

دقت کنید که طرح مسئله از ارکان اصلی رویکرد ساختن­‌گرایی است. مسائلی که در رویکرد ساختن­‌گرایی مطرح می‌شوند به مسائل ساده که دارای راه‌حل و پاسخ مشخص است محدود نمی­‌شوند، بلکه گاهی مسائل دارای ساختار پیچیده و یا حتی بدون ساختار می­‌باشند و یادگیرندگان می‌توانند از روش‌های گوناگون برای رسیدن به پاسخ استفاده کنند. در بسیاری از موارد به منظور پرورش خلاقیت و آفرینندگی در یادگیرندگان، این پاسخ‌ها محدود به موارد خاصی نیستند و به عینیت و قطعیت نمی‌توانیم در مورد درست یا غلط بودن آن‌ها قضاوت کنیم. در این رویکرد، مدرسان آموزش را از طرح مسائل ساده آغازمی‌­کنند و به تدریج به پیچیدگی مسائل هم اضافه می‌­کنند.

ث) یادگیری زمینه‌­ای (یادگیری موقعیتی)

در این رویکرد چون مسائل به‌صورت هدفمند و به نحوی طراحی می­‌شوند که در آن‌ها نیازهایی مرتبط با زندگی واقعی یادگیرنده است و برای یادگیرنده ملموس است، بنابراین یادگیری از نوع موقعیتی است دقت کنید که مسائل باید به‌گونه‌ای مطرح شوند که در آن یادگیرندگان بتوانند دانش خودشان را کاربردی کنند و از آن برای حل مسائل در موقعیت‌های واقعی زندگی استفاده کنند. یادگیری در این رویکرد از نوع اصیل است، چون محیط آن شبیه محیط زندگی واقعی است.

ج) استفاده از روش‌های گوناگون برای ارائه

در این رویکرد ارائه آموزش محدود به روش خاصی نیست و از انواع روش‌های ارائه در آن می‌­توانیم استفاده کنیم تا یادگیرندگان با ویژگی­‌ها و نیازهای مختلف بتوانند به‌خوبی با آموزش ارتباط برقرار کنند و از آن استفاده کنند. یکی از روش‌های ارائه محتوا که می‌تواند تا حدودی نیازهای یادگیرندگان مختلف را پوشش بدهد استفاده از چندرسانه‌­ای‌­ها است.

مزایای این رویکرد

در زیر به چند مورد از مهم‌ترین مزایای یادگیری ساختن­‌گرایی اشاره می‌کنیم:

الف) حل مسائل واقعی

با توجه به این که حل مسائل یادگیری در موقعیت‌های واقعی در این رویکرد موردتوجه است، بنابراین ارائه پاسخ از سوی یادگیرندگان، وابسته به ارائه محرک­‌های خاص نیست و یادگیرنده می‌تواند در موقعیت‌های طبیعی و واقعی دانش خود را به سطح کاربرد برساند و به حل‌مسائل واقعی اقدام کند.

ب) تقویت تعامل در شکل‌های مختلف

با توجه به اهمیت مشارکت و مذاکرۀ اجتماعی در محیط‌های یادگیری ساختن­‌گرایی، تعامل بین یادگیرندگان باهم‌دیگر، یادگیرندگان با مدرس و یادگیرندگان با محتوا تقویت می­‌شود.

محدودیت‌­های این رویکرد

الف)ناهماهنگی بین یادگیرندگان

در برخی از موقعیت‌های یادگیری، یادگیرندگان باید از اصول و مراحل یکسان و هماهنگ استفاده کنند. مثل زمانی که یک مربی موسیقی در حال آموزش است که یادگیرندگان چگونه باید ساز را در دست بگیرند. در چنین مواردی اگر هر یادگیرنده به روش خودش و بدون توجه به سایرین مسیر خودش را پیش برود بین یادگیرندگان ناهماهنگی ایجاد می‌شود و احتمالاً به نتیجه مطلوب هم نمی­رسند.

ب)مناسب نبودن برای همه سنین

این رویکرد برای همه سنین مناسب نیست و بیشتر برای یادگیرندگان با سنین بالاتر استفاده می­‌شود.

ج)مناسب نبودن برای همه موضوعات درسی

این رویکرد برای همه موضوعات درسی مناسب نیست و در موضوعات خاصی می‌توان از آن استفاده کرد.

د)دشواری ارزشیابی

ارزشیابی در این رویکرد به دلیل مشخص نبودن هدف‌های یادگیری و همچنین استفاده از روش‌های ارزشیابی متنوع دشوار است.